احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
باید بجای نام شما نقطه چین گذاشت! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٩ بهمن ۱۳٩٥

شاعر می فرماید :

باید بجای نام شما نقطه چین گذاشت

فرهنگ را برای همیشه بر زمین گذاشت!

حالا حکایت ما هست با جناب استاد جدیری.

در پاسخ یادداشت بنده با عنوان کلوخ انداز را پاداش سنگ است، تحریر فرموده اند که :

سلام و صبح بخیر

دوست عزیزم آقای بشیر گنجی

متن " او در برفچال بزقوش ماندگار شد "

مربوط به سال 91 است که بنده آن زمان در وبلاگ به رشته تحریر در آورده بودم.

و آقای مهدی جعفری بعد از چند سال، این متن را با نام خودشان تحریر کرده اند.

که فقط و فقط به من و آقای جعفری مربوط میشود!!!!

و ...

 در آخر هم برای من درخواست شعور کرده اند!

القصه، خداوند به همه ما شعور بدهد االخصوص شما احسان عزیز

 

خب من در یادداشتم عنوان کرده ام مطلب از دوست عزیزم "مهری جعفری" است و نه مهدی جعفری! و اشاره هم داشته ام به اینکه مطلب در سال 85 منتشر شده و لینک مطلب را هم منتشر کرده ام اما ایشان فرموده اند در سال 91 به رشته تحریر درآورده اند. (رشته تحریر با رشته آش یا رشته سوپ فرق می کند!)

و حال برای بنده سوال است که چگونه مطلبی که در سال 91 به رشته تحریر درآمده، چندسال بعد!! و در سال 85 توسط خانم "مهری جعفری" و نه آقای مهدی جعفری! تحریر شده است؟!  امیدوارم آقای استاد هیمالیانورد و شاگرد اول و دوم دوره های کوهنوردی بنده حقیر که فهم و شعور اندکی دارم را از سردرگمی برهانند و لینک یادداشتشان که مدعی اند در سال 91 منتشر کرده اند را برای آگاهی همگان ارسال نمایند.

 

و اما جناب آقای جدیری.

در طول سالهای زندگی ام همواره دوستان دلسوزی داشته ام که مرا نصیحت می کردند که با کوتوله جماعت وارد بحث و گفتگو نشو. من هیچگاه این نصیحت ایشان را آویزه گوشم نکردم چرا که معتقد بودم اگر کسی را در همان وضعیت نیز از گمراهی اش آگاه کنی هم توانسته ای قدمی برداری به سوی روشنی.

اما در سرزمینی که عده ای شمارا به استادی برگزیده اند و این امر بر شما نیز مشتبه شده گویا دیوار حاشا بسیار بلند است و جایی که این دیوار بلند باشد روزنه ای از نور نخواهد تابید تا بلاهت، وقاحت و حماقت را پایانی بخشد.

بنده از آنجاییکه اندک آبرو و اعتباری در میان دوستان کوهنویس دارم به نمایندگی از ایشان و با فروتنی از شما تقاضا میکنم  وقت گرانبهای خود را در اختیار ما بگذارید و در کلاسی چند ساعته راه های اعتماد به نفس، سرقت ادبی و ساختن رشته تحریر (رشته آش و رشته سوپ و... را خودمان یادگرفته ایم) را به ما بیاموزید.

قول می دهم در این کلاس شاگرد اول و دوم نباشم که این عنوان همواره برازنده استادی چون شماست.

 

پ.ن : به دوست گرامی ام مهری جعفری اطلاع داده ام که یادداشت سال 85 اش را از روی یادداشت سال 91 شما به رشته تحریر! در آورده و خواسته ام که اگر چنین خطایی مرتکب شده سریعا به من اطلاع دهد تا از شما بابت جفایی که درحقتان شد عذرخواهی و دلجویی کنم.

 

کاتب باشید!

 

احسان بشیرگنجی.

  نظرات ()
کلوخ انداز را پاداش سنگ است! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٧ بهمن ۱۳٩٥


مشغول چک کردن پیامهای تلگرام هستم که دوستی مطلبی می فرستد که برق از سرم می پراند!
 یادداشتی است از شاگرد دوم کارآموزی سنگ نوردی در سال 1368 تبریز، از شاگر اول دوره مربیگری درجه 3 سنگنوردی سال 75 تبریز.
مطلبی که به گمانم «استاد» در طی 100 بار صعود به دیواره بیستون به رشته تحریر درآورده و امروز فرصت انتشار یافته.

اما استاد و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر فکر اینجا را نکرده بود که هنوز ذهن های خسته از دروغ گفتن ها و شنیدن ها و چشمان خسته از دزدی ها از نفس نیفتاده اند و حافظه هایشان خوب کار می کند. حتی اگر از انتشار مطلب اصلی بیش از 10 سال گذشته باشد.

«استاد محمد جدیری عباسی» برداشته یادداشتی را که دوست گرامی ام «مهری جعفری» آن سالها و در مرگ دوستان سنگنورد اش «مهدی عزیزی و علیرضا سلیمانی» در تلاش زمستانه بر روی گرده علم کوه نوشته را با اندکی تغییر با نام و تحریر خودش در کانال خبر کوه منتشر کرده است.

این دانشجوی دوره دکترای معماری تاریخ و دبیر هیات رئیسه دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر چند وقتی است با ظهور تلگرام به درجه استادی رسیده است و در حال حاضر نیز تزهایی در مورد نقد و عملکرد هیات های کوهنوردی کشور ارائه می دهد اما غافل از این نکته اند که تغییر جامعه از تغییر خود آغاز میشود.

برای ایشان که ریاست کمیته انضباطی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر را بر عهده دارند آرزوی شرافت و وجدان می کنم و امیدوارم تاریخ معماری این سرزمین را که اکنون در مقطع دکتری مشغول به تحصیل می باشند را به نام خود سند نزنند.

خداوند همه مارا به راه راست هدایت فرماید.

احسان بشیرگنجی / 7 بهمن 95

در ادامه ببینید مطلب استاد جدیری را در کانال خبر کوه :

 

 

 

و حالا بخوانید اصل یادداشت مهری جعفری را که در جستجوی اینترنتی از آرشیو وبلاگ آناپورنا آن را بدست آوردم :
دیگر سراغ او را نگیر شماره گوشی همراه او را از لیست تلفن‌های خود پاک کن نه قبل از آن اول شماره‌اش را بگیر و ناامیدانه به صدای بوق آزاد گوش کن و رد صدای او را توی گوش‌هایت لمس کن و خنده‌هایش را.

تن گم‌شده‌ی او در میان یخچال‌های علم‌کوه از دور نا‌امیدت می‌کند. دیگر دنبال او نگردید هرگز؛ و هوای مانده دفتر را استنشاق کنید شاید چیزی از حضور او را آن جا در آن دفتر و نه این جا در کالبد خشک و یخ‌زده میان یخچال‌ها بیابید.

وقتی اولین بار نبودن این انکار بزرگ این هرگز نخواهی دید دردناک را لمس کردم نتوانستم در مقابل اشتباه یا انکار فکر از قبول رفتن همیشگی مقاومت کنم.

او نیست؛ شاید خیلی‌های دیگر هم نیستند، عده‌ای بار سفر بستند و رفتند و عده‌ای دیگر در لابلای مشکلات روزمره خود را هم گم کردند چه رسد به دوستان؛ اما هیچ‌کدام این نبودن‌ها به لمس هجوم یک انکار بزرگ روی ذهن شباهتی ندارد.

وقتی معصوم را از دست دادیم  که تنها خواهر حسن نجاریان کوه‌نورد نبود بلکه خواهر هر کسی بود که حتا برای اولین بار او را می‌دید، بیش از آن که ممکن بود از مرگ خواهر خودم آشفته شوم، آشفته شدم.

این آشفتگی ذهن ناشی از مقاومت آن در مقابل مفهوم هیچ وقت نبودن آن تبسم، آن اشتیاق به زندگی و آن همه انرژی متمرکز در یک کالبد بود.

بارها شنیدم که می‌گفتند باورشان نمی‌شود که فلانی دیگر نیست و دیگر هیچ‌وقت نخواهد بود اما درک نمی‌کردم و درک نمی‌کردم چرا وقتی کسی از خنده‌های آدمی حرف می‌زند که دیگر نیست با تبسمی عجیب روی لب‌هایش مبهوت می‌ماند.

نبودن مهدی عزیزی و دیگر هرگز نبودن او، باز هم انگار تعجب و عصیان ذهن از درک عمق مساله را برمی‌انگیزد. باز هم دلتنگی به سراغم می‌آید.

چرا مهدی عزیزی؟ چرا او که خوب می‌دانست چگونه روی دیواره فرز باشد، چگونه میانی‌ها را کنترل کند، چگونه در بدترین شرایط کارگاهی مطمئن بزند. او که فقط یک هم‌نورد خوب نبود بلکه یک فنی‌کار خوب هم بود که به هم‌نوردش اطمینان می‌بخشید.

او و این همه اشتباه؟ او و این همه سماجت بی‌دلیل؟ 

بارها در پاندول میان سقوط  و صعود به خودم خندیده‌ام که مگر می‌شود کالبدی که در آن این همه انرژی دمیده‌اند متلاشی شود؟ و حالا فکر می‌کنم او هم وقتی در یخ‌بندان زیر 40 درجه میان یخ‌های سرسخت گرده آلمان‌ها قصد فرود داشته، چنین فکر کرده، نه این بار نه ... شاید بار دیگر زمین را زیر پایش احساس کند و چه احساس شعفی می‌دهد کف صاف یخچال پس از ساعت‌ها تلاش روی دیواره ... 

 

باز هم ذهن به چرخه هرز چراها می‌غلتد و در مقابل یک علامت سوال بزرگ متوقف می‌شود:

 

 آیا او هم مثل آن دیگران در میان یخچال‌های علم‌کوه ماندگار شد؟

 

نه نه نه ...

...

..

نویسنده : مهری جعفری

http://anapourna.persianblog.ir/post/64/ 

  نظرات ()
غروب قلعه بالا نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۸ مهر ۱۳٩٥

غروب قلعه بالا.

به کانال عکسها در تلگرام بپیوندید
  نظرات ()
انار عمر نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳ مهر ۱۳٩٥

یک دانه ی دیگر از انار عمر ریخته بود

به کانال عکسها در تلگرام بپیوندید
  نظرات ()
پاییز این حوالی نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱ مهر ۱۳٩٥

آنقدر راه رفتیم که به پاییز رسیدیم!
پاییز مبارک.

به کانال عکسها در تلگرام بپیوندید
  نظرات ()
پروانه از روشنایی گل سرخ هراسان است! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱ مهر ۱۳٩٥

پروانه از روشنایی گل سرخ هراسان است!
به کانال عکسها در تلگرام بپیوندید
  نظرات ()
تولدت مبارک عباث! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٩ شهریور ۱۳٩٤

 

تولدت مبارک!

دارد می شود 6 سال که پشت به این دنیا کرده ای و ...
برگرد. 

  نظرات ()
بی مرزی در پر مرزترین قله ایران! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٢ امرداد ۱۳٩٤

قرار است دوست خوبم زویا نیکنام از "بی مرزی در پر مرزترین قله ایران" برایتان بگوید و از جاده های همیشه سفر که به ارومیه رسیدند!
در انتها هم میهمانتان کند به سیب زمینی داغ "یرآلما کبابی" خوراک بی نظیر ارومیه که در سالهای دانشجویی از آن بعنوان پیتزای دانشجویی یاد می کردیم.
همراه باشید با 111 امین سفرنامه گویی سُنگی.
سه شنبه 13 مرداد. ساعت 18:30 الی 20:30
مکان : خیابان مفتح جنوبی، روبروی ورزشگاه شیرودی، کوچه اردلان، پلاک 25، کانون ادبیات ایران. در اطلاع رسانی همگام باشید.
  نظرات ()
دومین دوسالانه مسابقه عکس غار ایران نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢ بهمن ۱۳٩۳

  نظرات ()
کارگاه آموزشی غارشناسی و حفاظت از آنها نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٧ دی ۱۳٩۳

  

انجمن غار و غارشناسی ایرانیان، با مشارکت سازمان حفاظت محیط زیست و حمایت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری وفدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی برگزار می کند :


کارگاه آموزشی غارشناسی و حفاظت از آنها؛ همراه با تجلیل از فعالین روز غار پاک

(ویژه غارنوردان، کارشناسان غار و خبرنگاران)

 در این مراسم  که  با حضور مسئولین بلند پایه دو سازمان حفاظت محیط زیست و میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برگزار خواهد شد قرار است از جمعی فعالین روز غار پاک و حافظین محیط زیست تقدیر و قدردانی بعمل آید.

"خاطرنشان می شود این کارگاه با دعوت قبلی از افراد تشکیل خواهد شد و امکان حضور بصورت عمومی برای دوستان مقدور نمی باشد."

محورهای کارگاه :
1- آشنایی باغار: فرایندهای پیدایش، دسته بندی و مدیریت غارها
2- آسیب شناسی ژئوتوریسم غارها
3- تقسیم بندی غارها و اولویت حفاظتی
4- ضرورت حفاظت از غارها و تبیین وظایف کارگروه و کمیته های انسانی

زمان : پنجشنیه 2بهمن-ساعت 9 الی 17
مکان : پارک پردیسان، سازمان محیط زیست، سالن همایشهای بین المللی
  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »