عادت به فراموشی تو نخواهم کرد
برج سینا !
تماس با من
دیدگاه
یاد ایام
      برج سینا ! (باور و بیان واقعیات کوهنوردی ایران)
سیاست یک بام دو هوای فدراسیون کوهنوردی در مخابره ی اخبار به قلم: برج سینا ! - ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

به محض مخابره ی خبر صعود عظیم قیچی ساز به قله ی آناپورنا ، فدراسیون کوهنوردی در ساعات اولیه ی صبح خبر صعود ایشان را بر وبسایت خبری خود و قبل از تایید وبسایتهای معتبر جهانی ، درج کرد. پس از آن اخبار کوهنوردان ایرانی که در ماناسلو و ماکالو در حال تلاش بودند را انعکاس داد و خبر صعودشان را درج کرد. 

اما نوبت که به کوهنوردان مستقل ایرانی رسید با سکوت معناداری از جانب فدراسیون مواجه شدیم. ، پروانه کاظمی و رضا شهلایی بر فراز اورست ایستادند. مهدی عمیدی دائولاگیری را صعود کرد. اما با گذشت دو وز از تاریخ صعود دوستان و انعکاس خبر در برخی وبلاگها و وبسایتها از جمله وبلاگ (کوهنوشت - مسئول روابط عمومی فدراسیون) هنوز که هنوز است فدراسون کوهنوردی خبری مبنی بر صعود این دوستان را مخابره نکرده است. 

اینجا دیگر بر کسی پوشیده نیست که فدراسیون کوهنوردی گزینشی عمل می کند و نسبت به بسیاری از کوهنوردان مستقل که در مقابل سیستم بیمار این تشکیلات سرخم نکرده اند با حب و بغض برخورد می کند. 

این نمونه از رفتار را در سالهای گذشته نیز از جانب فدراسیون کوهنوردی شاهد بودیم. نمونه اش صعودهای لیلا اسفندیاری و صعود آخرش بر بلندای گاشربروم. به گمانم فدراسون کوهنوردی با این تصور که لیلا اسفندیاری اگر مورد بی مهری قرار گیرد خودش و دیگر کوهنوردان مستقل از ادامه ی راه خود دلسرد خواهند شد ، تمام تلاشش را برای تحت فشار قرار دادن و تخریب لیلا اسفندیاری بکار بست. 

  سخن دیگری؟ ()
مهدی عمیدی برفراز دائولاگیری به قلم: برج سینا ! - ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

دوست عزیزم مهدی عمیدی موفق به صعود قله ی دائولاگیری شد. تبریک به ایشان و جامعه ی کوهنوردی.

پ.ن: شنیده ها حاکیست رضا شهلایی کوهنورد کرمانشاهی نیز بر فراز اورست ایستاد. تبریک به ایشان و جامعه ی کوهنوردی

  سخن دیگری؟ ()
پروانه کاظمی ، ادامه ای بر راه لیلا اسفندیاری به قلم: برج سینا ! - ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

(قله ی آمادابلام)

دوست عزیز و ارجمندم ، خانم پروانه کاظمی بر فراز اورست ایستاد. تبریک به ایشان و جامعه ی کوهنوردی ایران.

  سخن دیگری؟ ()
آدمی را آدمیت لازم است... به قلم: برج سینا ! - ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
آدمی را آدمیت لازم است
عود را گر بو نباشد، هیزم است
سازمان ملل حرکت جدیدی را برای کمک به کودکان فقیر و گرسنه جهان شروع کرده است که بر اساس آن به ازای هر کلیک روی یک سایت معرفی شده، به یک کودک گرسنه در جهان غذای رایگان می‌رسد.
در این برنا مه ، کاربران با مراجعه به سایت اینترنتیhttp://thehungersite.com    بر روی دکمه زرد رنگ بالای صفحه کلیک کرده و به این ترتیب به ازای هر کلیک، کمپانیهای اسپانسر هزینه یک وعده غذای رایگان را برای کودکان تقبل می کنند.
 لطفا" برای همه دوستانتان ارسال کنین.
پ.ن : سپاس از سیاوش یالپانیان به جهت ارسال این پیام
  سخن دیگری؟ ()
هم اتاقی جدیدم! به قلم: برج سینا ! - ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱

چند ماهی رو مهمونه تا بهبودی کاملش رو پیدا کنه و بتونه برگرده به آسمون

  سخن دیگری؟ ()
یاد باد... به قلم: برج سینا ! - ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

یاد باد آن روزگاران یاد باد...
سال 62 در برگشت از صعود قله دماوند
امیر زرین / زنده یاد عباس جعفری / محمد زرخواه

عکاس : جواد نظام دوست

منبع عکس : امیر زرین

  سخن دیگری؟ ()
توطئه ای با هدف تعطیل کردن انجمن کوهنوردان ایران به قلم: برج سینا ! - ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

دیروز در یکی از وبلاگها مطلبی  منتشر شد با عنوان " تبادل زنان سنگنورد " اما بنا به دلایل نامعلوم، آن پست از صفحه‌ی اصلی وبلاگ  مورد نظر به سرعت حذف شد! و نکته‌ی جالب‌تر این‌که در فاصله‌ی چند ساعت همان مطلب ،  این‌بار البته به همراه انتشار تصویر مربوط سفر زنان سنگنورد به کشور دبی ، در وبلاگ کلاغ‌ها انتشار یافت. همین مساله‌ی به نسبت ساده ، ابهاماتی را بوجود می آورد و با توجه به مسبوق به سابقه بودن آن در مورد انجمن کوهنوردان  و وبلاگ کلاغها بسیار شک برانگیز است .

{در مورد مشابه ای استفاده ی بدون اجازه و البته انتشار عمومی عکس های خصوصی و شخصی یکی از افراد شرکت کنده در سفر آقایان کوهنورد و مسئولین انجمن به آمریکا،  که در صفحه ی فیس بوک آن شخص با دوستانش به اشتراک گذاشته  شده بود .. و در پی آن سیل کامنت ها و اظهار نظرهای سخیف ، کثیف و غیر مسئولانه با نامهای مستعار  و مجعول  و بدین ترتیب فرو کاستن و تحریف  و تخریب فعالیت های یک تشکیلات مستقل کوهنوردی با عبارات "سفر به قمار خانه های لاس وگاس" را در وبلاگ فرامرز نصیری شاهد بودیم}

 

و اما ذکر چند مورد درباره ی عکس و مطلب منتشر شده ی خبر اعزام زنان کوهنورد:

1-  بعد از آنکه دو وبلاگ که درج اخبار روز کوهنوردی در آنها مرسوم است و اداره کنندگان آن ارتباطات یا مسئولیت هایی نیز در فدارسیون دارند ،  آن مطلب را منتشر کردند ، تیم تخریب و در پرده ی فدارسیون که مثل همیشه در چنین موقعیت هایی بکار می افتد متوجه خبری شدند که بسیار به کارشان می آمد!

فدراسیون کوهنوردی و در راس آن محمود شعاعی سالهاست  که مشغول جمع آوری مدارک بر علیه کوهنوردان مستقل و تشکیلات مستقل کوهنوردی  بوده و هست . یک نمونه از این مدرک سازی و اتهام پراکنی را در افشای اسناد مربوط به جلوگیری از پخش مجموعه مستندی که به فعالیت های فدراسیون کوهنوردی نمی پرداخت و در مورد کوهنوردان مستقل بود  را در روزهای قبل دیدیم.

نشان دادن عدم صلاحیت انجمن کوهنوردان به انحا مختلف در برخوردهای رسمی یا لابی کردن های پشت پرده ی فدراسیون در طی این سالها همیشه وجود داشته. و  پرداختن به انتشار این خبر از همین زاویه قابل تحلیل است . و به همین دلیل است که ابتدا در وبلاگ وابسته به فدراسیون منتشر شده و بعد به پیشنهاد (و ای بسا دستور) فدراسیون  از آن وبلاگ برداشته و به وبلاگ پرحاشیه‌ و بظاهر مستقل فرامرز نصیری  جهت انتشار ، اینبار به همراه  تصویر  سپرده می شود!

2-  می‌توان متصور شد  فرامرز نصیری که خود را منتقد بی‌بدیل در عرصه کوهنوردی می‌داند و مدعی آزاد اندیشی و دموکراسی خواهی نیز هست ،  تعاملاتی با فدراسیون کوهنوردی در خصوص جلوگیری از فعالیت انجمن کوهنوردان ایران دارد. به بیانی دیگر  خبر و البته تصویر مذکور به خواست تیم تخریب فدراسیون کوهنوردی  در وبلاگ کلاغ‌ها منتشر شده است. در همین بین توجه به دو نکته خالی از لطف نیست :

اول : دوستانی که نصیری را می شناسند اذعان دارند که وی آشنایی زیادی با زبان انگلیسی ندارد و کمتر مطلبی به زبان اصلی و به نقل از سایت‌های انگلیسی زبان در وبلاگش منتشر می کند.

دوم: ‌نصیری همان‌گونه که تاکنون نشان داده ، در انتشار نظرات مخالف یا غیر همسو  بسیار ناشکیباست  و حساسیت خاصی در بخش پیام‌های وبلاگ خود دارد، اما در مورد این پست خاص ، او  اجازه داده  تا در  بخش پیام‌ ها ، خودش یا همگان هرچه بر علیه انجمن می‌خواهند بنویسند. و این البته به این تصور  که جریانی در پشت پرده ی  خبر پراکنی های اینچنینی اوست ، قوت می بخشد!

از قسمت پیامهای وبلاگ کلاغها :

3-  همین یک تصویر کافی است تا فدراسیون کوهنوردی تمام زهر و عقده‌های فروخورده این چندساله خود را بر پیکره‌ی انجمن کوهنوردان ایران بریزد و اتهامی جدیدتر را بر انجمن وارد سازد. تا دیروز انجمن متهم به «موازی کاری» با فدراسیون بود  و آنطور که شنیده ها حاکی ست محمود شعاعی در مدت زمان ریاستش بارها در معیت افرادی از بدنه ی تشکیلاتی دولت و اخیرا یکی از معاونان وزارت ورزش با درخواست تعطیلی انجمن کوهنوردان ، به وزارت کشور مراجعه کرده! که به دلیل نبود ادله ی کافی برای تعطیلی این تشکل مردم نهاد و خود گردان ، به نتیجه ی مطلوب نظرش نرسیده است. اما امروز که ارائه و انتشار این عکس ، خبر از سفر غیر رسمی زنان کوهنورد ایرانی با پوشش و حجابی غیر  رسمی  آنهم به کشور  آمریکا می کند دیگر همه ی مدارک برای انحلال کامل انجمن فراهم است! و توضیحات و دفاعیات مسئولین انجمن دیگر راه به جایی نخواهد برد.

4-  توجه و دقت داشته باشید که اگر در تصاویر سفر اول کوهنوردان انجمن (آقایان) به آمریکا ، تصاویر واضحی از حضور آنان در کلوپ های شبانه وجود داشت تا کنون فدراسیون و شخص نصیری بخشی از اهداف خود را عملی می کردند!

5-  کوهنوردان زنی که در این تصویر به چشم می‌خورند نیز، از تبعات ناشی از انتشار این تصویر بدون شک بی نصیب نخواهند ماند و کمترین هزینه‌ای که در این خصوص پرداخت خواهند کرد، لغو سفر  یا حتی ممنوع الخروج بودنشان خواهد بود!

6-  جالب‌تر این که برخی از همین دوستان که ادعای مستقل بودن دارند هم از امکانات فدراسیون جهت صعودهایشان استفاده می کنند و در این سمت هم از امکانات انجمن برای سفر به آمریکا!!

 

به گمانم امروز دود ناشی از نشست و برخواست عباس ثابتیان با فرامرز نصیری و همچنین جلسه ی او با فدراسیون نه تنها به چشم او که به چشم همه‌ی ما خواهد رفت و عباس ثابتیان در راس این مجموعه مسئول مستقیم چنین جریانی است و باید پاسخگو باشد.

 

 پ.ن : ساعاتی پیش ، مطلب توسط نصیری بروزرسانی گردید و کلاغها نظرات خود را در ذیل پست منتشر کرد!

و در حرکتی بسیار اهانت آمیز و جاسوس مابانه  ، ضمن انتشار عکس با سایز اصلی ، از زنانی که او در عکس می شناسد نام برده و  دیگران را هم تشویق به شناسایی و افشای نام افرادی که او نمی شناسد  می کند!!!!!!!!!!

نمی دانم برای خودمان متاسف باشیم! یا برای فرامرز نصیری! یا برای زنان بخت برگشته ی کشورمان که هر کسی ، هر جا و  به هر  بهانه ای  حریم خصوصی زنانه و حرمت انسانی شان را نقض می کند !!

  سخن دیگری؟ ()
وا کاوی پرونده ی یک فیلم مستند کوهنوردی! به قلم: برج سینا ! - ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

  نقبی به گذشته:

1- پنج سال پیش کاظم فریدیان در تاریخ 21 جولای 2007 موفق شد قله کی 2 را به همراه کوهنوردانی از سراسر جهان از جمله کریس وارنر ، جوایو گارسیا و بروس نورمند صعود کند. دو سال پیش از آن ،  ماجرای صعودش به برود پیک (قله پهن) و اختلاف ارتفاع 12 متری اینسو با  آنسوی قله ،  بر علیه اش ، حاشیه ها به وجود آورد. و این همان زمانی بود که هیمالیا نوردی در ایران  اختصاص به باشگاه فدراسیون کوهنوردی  داشت و تامین مالی و اجرای برنامه ای با این ابعاد برای کوهنوردان مستقل نا ممکن می نمود .

در این تعبیر ، صعود کاظم فریدیان به برود پیک را می توان از نخستین  گامهای  تلاشهای منفرد و مستقل کوهنوردان ایرانی بر روی قلل هیمالیایی دانست. تلاشی که در سالهای بعد با مرحوم مهدی اعتماد فر ، مرحوم لیلا اسفندیاری ، حسن نجاریان ، مهدی عمیدی ، عظیم قیچی ساز و دیگران ادامه پیدا کرد.

همراهی کوهنوردان مشهوری  از آمریکا (بروس  نورمند و کریس وارنر)  در روز صعود کاظم فریدیان به قله ی کی 2 و پوشش لحظه به لحظه ی این تلاش در سایتهای خارجی ، از همان لحظات آغازین ارائه ی خبر ، شکی در صحت آن برای جامعه ی کوهنوردی  ایران باقی نگذاشت. و با وجود اینکه پیش از آن هیچ کوهنورد ایرانی بر این قله پا ننهاده بود ، هیچگاه بحثی از اینکه نبشی یا علامت قله کجاست؟ و یا عکسهای  روشن و شفافی از قله در دوربین کاظم فریدیان وجود دارد یا نه؟ به میان نیامد.

با انتشار اولین عکسها ، اما جریان رسانه ای در تخریب این حرکت ارزشمند این بار  بر سر  پرچمی که او با خود  به قله کی 2 برده بود ، به سرکردگی و تحریک فدراسیون به راه افتاد.مصداق واقعی پیراهن عثمان سازی!

سایز اصلی تصویر 

2- دو سال پیش از آن ،  من از سوی گروه مستند شبکه چهار ، برای تهیه ی یک مجموعه ی مستند ماجراجویانه توسط مدیر وقت گروه به کار دعوت شدم. دو کارگردان دیگر نیز در کنار من دعوت به کار شدند و برای ارزیابی آثار،  نمونه کار ارائه شد و در نهایت  کار من از این میان کارهای دیگر ، به لحاظ ساختار و محتوا  به طرح پیشنهادی نزدیک تر ارزیابی ،  و اجرای  پروژه با تصویب شورای طرح و برنامه به من محول شد.

 

3- به خاطر قالب مستند مجموعه ،  تاکید بر استفاده ی بیشتر از تصاویر کاملا واقعی و بدون دکوپاژ  یا میزانسن های  از پیش تنظیم شده  قرار گرفت. در جلسه ی دفاع از طرح آنچه از سوی مجری برای مدیران مطرح شد این بود که از آنجا که امکان حضور فیلمبردار در ارتفاعات بالا یا پوشش تصویری کامل و همه جانبه با توجه به بودجه ی سرسام آور چنین پوششی برای شبکه چهار وجود ندارد ،  بخش عمده کار توسط خود کوهنوردان تصویر برداری شود، بعد برنامه بصورت یک "ریلیتی شو"  با حضور مجری و کارشناس ارائه شود تا ضعف و کمبود تصاویری که کوهنوردان تهیه کرده اند،  با صحبت و تحلیل آنان امکان ترسیم  بهتر فضا برای مخاطب عام را فراهم کند.

 

4 - باری ،  تولید قسمت های اول مجموعه همزمان شد با آغاز پخش موضوعی برنامه ی پر مخاطب "مستند چهار" و  پرداختن به موضوع فیلم های کوهنوردی. پس از پخش چند فیلم خارجی مطرح از جمله فیلم "ورنر هرتزوگ" درباره مسنر ، از سوی تهیه کننده ی این برنامه یکی از قسمت های آماده شده  مجموعه ی ایرانی که مربوط به صعود برودپیک کاظم فریدیان بود  در کنداکتور پخش قرار گرفت. بنا به روال مرسوم ، در پایان قسمت قبل آنونس قسمت بعد پخش می شد و در طول هفته نیز در میان برنامه ها این آنونس تکرار می شد. و از آنجا که پخش برنامه همزمان بود با بازگشت موفقیت آمیز کاظم فریدیان از کی 2 ،  به اشتباه در متنی که گوینده بر روی  آنونس می خواند پخش فیلم مستند  صعود یک کوهنورد ایرانی به قله ی کی 2 عنوان شد.

 

5 - همین اشتباه کوچک ، تیم تخریب فدراسیون کوهنوردی را  که از زمان اعلام خبر صعود مستقل کاظم  فریدیان به کی 2  بر علیه اش بکار افتاده بود  را نیز  به اشتباه انداخت! و نامه بالا از زیر امضای محمود شعاعی گذشت! غافل از آنکه در حیطه ساخت برنامه های تلویزیونی ، خود محمود شعاعی هم  برای مدیران شبکه شناخته شده نبود! چه رسد به کاظم فریدیان و لیلا اسفندیاری! محمود  شعاعی حتی در اقدام اشتباه دیگری  رونوشت نامه را به شبکه ی سوم سیما فرستاد! از آنجا که در آن شبکه  با مدیر یکی از گروه ها  آشنایی و ارتباطی داشت! ارسال این رونوشت از آن رو اشتباه بود که محمود شعاعی فکر می کرد لابی کردن با فردی در شبکه ی سه  به گردش کاره  نامه اش در شبکه ی چهار کمک می کند! غافل از آنکه شبکه های تلویزیونی با وجود تقسیم روند برنامه سازی و مدیریت کلی سازمان بر آنها ،  بهر حال در جذب مخاطب با یکدیگر در رقابت اند  و خیلی از رقیب  دستور نمی گیرند!!

سایز اصلی تصویر 

6 -  اشتباه دیگر محمود شعاعی  و تیم تخریبش این بود که تا آن زمان اصلا "رضا نظام دوست" نامی را نمی شناختند و حتی در نامه ی مذکور از مرحوم "لیلا اسفندیاری" نام بردند که  اصولا  در زمان طرح این نامه برای کمتر کسی حتی در جامعه ی کوهنوردی شناخته شده بود چه رسد به جامعه ی برنامه سازان تلویزیونی که بخواهد تولید چنین مجموعه ای را به او محول کند!!

 

7-  اشتباه دیگر محمود شعاعی این بود که فکر میکرد این یک فیلم مستند شخصی است که مالکیتش با سازنده اثر یا شخصیت  درون فیلم است. در حالی که  پیشنهاد دهنده و مالک طرح خود شبکه چهار بود. و شبکه چهار هم مثل هر تشکیلات دیگری از طرح های خودش دفاع می کرد! و اصولا اعتراض یک تشکیلات کوچک ورزشی ،  و طرح بی اساس اتهامات نسبت به افراد و سازندگان فیلم  به سادگی برای یک تشکیلات دیگر در مقابل تشکیلات تلویزیون  امکانپذیر نیست و خیلی جدی گرفته نمی شود!! و اصولا برای تلویزیون این خود فیلم است که اهمیت دارد! نه رقابتهای افراد درون و بیرون فیلم های ساخته شده با یکدیگر!!  و در نقل به مضمون گفته ی مدیر شبکه ی چهار: اینهمه اداره و سازمان در کشور وجود دارد! اختلافات هم همه جا هست! اگر قرار باشد به سلیقه ی هر کدام از آنها  برنامه بسازیم که باید درش را ببندیم!

سایز اصلی تصویر 

8-  اشتباه دیگر محمود شعاعی ، استناد به محتویات یک وبلاگ و طرح اتهام آشکار "سرقت" به سازنده ی اثر و ارجاع موضوع به قانون "کپی رایت" از سوی او بود!  او که اصولا نمی دانست در ایران قانون کپی رایت برای مدعی العموم موضوعیت حقوقی ندارد و فقط به صورت شکایت شاکی خصوصی بصورت سرقت یک شیی قابل طرح است!! ( یعنی اینکه نوارهای فیلم را کسی از جایی دزدیده و به کس یا کسانی بعنوان مال خر فروخته باشد!!)  و زدن اتهام از سوی او به کسی در این میان ،   از آنجا که فیلم ها هیچ ربطی به دارایی شخصی محمود شعاعی نداشت ، آنهم در یک نامه ی رسمی به امضای او ، خودش بعنوان یک افترا و دروغ قابل پیگیری بوده و هست!!  

بگذریم که صاحب قانونی و حقوقی فیلم ها خودش بصورت رسمی در نامه ای ،  استفاده از فیلم ها را بلامانع دانسته بود!! 

سایز اصلی تصویر

و گذشته از همه ی  این جزئیات  تایم مورد استفاده  از این فیلم ها در برنامه ی فاینال فقط 67  ثانیه بود که حتی در قانون کپی رایت آمریکا که سخت ترین برخورد را با موراد نقض  این قانون دارد هم قابل طرح با اتهام  سرقت نیست...

ادامه دارد!

 

در ادامه ، پرونده ی فیلم های بعدی این مجموعه ، ارائه ی استنادات و مکتوبات برخورد حراستی با شخص سازنده  و فایل های صوتی مصاحبه با مدیران  شبکه  که خبر  از حضور  محمود شعاعی در تلویزیون و ایراد اتهامات بیشتر در مورد سازنده  و کوهنوردان مستقل می دهد به  سمع و نظرتان خواهد رسید.

با تشکر – رضا نظام دوست  

پ .ن : خواندنش خالی از لطف نیست "فدراسیون پاسخ دهد! البته اگر صلاح میداند!" 

  سخن دیگری؟ ()
ظرف 15 روز آینده 200 میلیون متر مکعب آب به دریاچه ارومیه وارد می شود به قلم: برج سینا ! - ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

دقایقی پیش دوست عزیزم امیرحسین ناظمی با ارسال پیامک خبر از وارد شدن 200 میلیون متر مکعب آب به دریاچه ارومیه خبر داد.

سپاس از امیر حسین عزیز بابت ارسال این خبر خوب.

لینک اصلی خبر در پایگاه اطلاع رسانی دولت

  سخن دیگری؟ ()
کویری... به قلم: برج سینا ! - ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

 

شاملوی بزرگ شعری دارد با عنوان "کویری" از مجموعه ی مدایح بی صله، که برای "زیور" یکی از شخصیت های "کلیدر" رمان حماسی و درخشان محمود دولت آبادی سروده است. شاملوی بزرگ رمان زیبای کلیدر را ستوده و از آن به عنوان "اثری رشک برانگیز" یاد کرده است. و یکی از شعرهای خود را در ستایش یکی از مظلوم ترین و محروم ترین شخصیت های زن این رمان نوشته. شاملوی بزرگ در این شعر تصویر کاملی از "زیور" کلیدر می سازد. سخن از زنی بی جفت و عقیم است که وجودش را نیمی، آتش حسرت که هرگز مردی آن را عریان نکرده و نیمی، اشک محرومیت از داشتن فرزند تشکیل داده است. و گویی در اتاقی بر گهواره ی خالی به زاری می گرید:

نیمی ش آتش و نیمی اشک
می زند زار
زنی
بر گهواره ی خالی
گُل ام وای!
در اتاقی که در آن
مردی هرگز
عریان نکرده حسرت ِ جان اش را
بر پینه های کهنه نِهالی
گُل ام وای
گُل ام!در قلعه ی ویران
به بی راهه ی ریگ
رقصان در هُرم ِ سراب
به بی خیالی.

گُل ام وای
گُل ام وای
گُل ام!

شاملوی بزرگ درباره ی این شعر می گوید:
" شعر، به شکل ناخود آگاه و غیر ارادی و بدون در نظر داشتن به کلیدر نوشته شده است. عنوان شعر، علاوه بر این که نسبت ِ مکانی است مفهوم نازایی را هم افاده می کند. به این نتیجه رسیدم که زن این شعر، باید "زیور" داستان کلیدر باشد و آن را تقدیم دولت آبادی کردم."

و آیدای عزیز در توضیح این شعر گفته است:
"شاملو کلیدر را خیلی ستایش کرد. بعد که ما این شعر را خواندیم ، احساس کردیم، این، زیور کلیدر است. وقتی که شاملو کلیدر را می خوانده کاراکتر زیور، در ذهنش ته نشین شده و بعدن به شکل شعر ظاهر شده است."

  سخن دیگری؟ ()
مطالب پیشین »
دوستان حرفهایی که به سختی کلمه می شوند وب اختصاصی زینب یعقوبی دیدبان کوهستان کوه و کوهنوردی کوچه خوشبخت غار ، سنگ ، کوه ندای کوهستان داستان کوه یادنوشت کوه قاف آیریکان کوه نیوز !!!..!!! ماگما کیانو آناپورنا گل کوه کوهبان نوپتسه آرام کوه کوهستان صندوقچه garinmount آزاد کوه - عباث عکس نوشته ها کوه ها و آدم ها سرود کوهستان زیر آسمان آبی الوند هیچکس ویرانیم را حس نکرد