احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
ای ساربان کجا می روی ، لیلای ما کجا میبری؟ نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳۱ تیر ۱۳٩٠

حتی در باورم  نمی گنجید زمانی که خبر اعزام لیلا به گاشربروم ها ، در تارنگارهای کوهنوردی نقش بست تا آن هنگام که مریم میرمیثاقی خبر صعودش تا نزدیکی های قله و بازگشتش به دلیل هوای خراب را به اشتراک گذارد ، یا آن روز که در پاسخ نوشته آنا فراهانی پیامی برایش نوشتم که "صعود می کنه. شک نکن..." ، بجای خبر موفقیتش ، خبر مرگ او را بشنوم...

خبر که رسید ، توان راه رفتن از دست دادم و تلخ گریستم... برای لیلا خیلی زود بود که برود. لیلا برای آغاز سفر ابدی زود بود خیلی زود...

کم کم دارد بی زاری ام می گیرد از این تابستانهای لعنتی. از این هیمالیا. تا کی باید وقتی دوستی را راهی آن دورها می کنیم چشم نگران  به این پنجره شیشه ای خیره بمانیم تا خبری از او برسد و گوش بزنگ باشیم. نمی دانم... بعد از بازگشتش از نانگاپاربات با او بسیار گفتگو کردم و چه صبورانه پاسخ سوالات این ذهن خسته را می داد... 

یادش گرامی ...

ای ساربان کجا می روی ، لیلای ما* چرا می بری؟

با بردن لیلای ما ، جان و دل ما می بری...

* در متن اصلی آهنگ لیلای من چرا می بری هست که تغییر داده ام.

 

  نظرات ()
درنگ... نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳۱ تیر ۱۳٩٠


شکفتن در مه

روستای ماسالان - سردشت - آذربایجان غربی

  نظرات ()
قله ای که سرنوشت تور دو فرانس را رقم خواهد زد نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳٠ تیر ۱۳٩٠

 توضیح ضروری : در پی انتشار این پست دوست عزیزم جناب نوتاش در پیامی که ارسال داشتند یادآور شدند که دوچرخه سواران از گردنه گالیبیر (Galibier) رد خواهند شد نه از قله.

یورو نیوز فارسی : 

بسیاری بر این باور هستند که سرنوشت این دور از رقابتهای دوچرخه سواری فرانسه برفراز قله ‘لوگالیبیه’ رقم خواهد خورد.

پنجشنبه، بیست و یک ژوئیه، رکابزنان پس از طی دویست کیلومتر، هجدهمین مرحله از ‘تور دو فرانس’ را در رأس این قله، در ارتفاع ۲۶۴۵ متر از سطح دریا، به پایان خواهند رساند.

‘برنار توه-نه’ دارنده دو عنوان قهرمانی این رقابتها از سختی های مسیر و قله لوگالیبیه می گوید:

“لوگالیبیه قله اسطوره ای این مسابقات است که در طول تاریخ تور دو فرانس مایه ترس و وحشت بسیاری بوده است، چرا که طولانی و مرتفع است و به معدود رکابزنی اجازه صعود داده است.”

امسال مصادف است با صدمین سالگرد پیروزی ‘هانری دگرانژ‘، رکابزن فرانسوی که برای اولین بار بر این قله سرسخت فائق آمد، قله ای که همچنان قهرمانان این ورزش را به چالش می طلبد.

شایان ذکر است که از آن زمان، شرایط بسیار تغییر کرده است. برنار توه-نه، در این مورد گفت:

“در ۱۹۱۱ صعود به لوگالیبیه یک شکنجه واقعی بود؛ مسیر آسفالت نشده و راه پر از چاله، سنگ و گل و لای بود. در آن زمان، فقط دامداران و کشاورزان از این مسیر استفاده می کردند. اکثر دوچرخه سواران مجبور بودند دوچرخه به دست، قله را پای پیاده صعود کنند.”

امسال، برای اولین بار در تاریخ مسابقات، خط پایان در رأس قله در نظر گرفته شده است و این، بدون شک بر سختی و پیچیدگی مسیر خواهد افزود و رقابت میان صدرنشینان جدول را جذاب تر خواهد کرد.

برنار توه-نه، که در سال ۱۹۷۴ چند کیلومتر مانده به قله، طعم تلخ شکست را چشید، می گوید:

“بر این باورم که رکابزنی که در این مرحله، به زانو در آید، در مرحله بعدی هیچ شانسی برای جبران تاخیر نخواهد داشت. صعود به لوگالیبیه سخت است، مسیر بسیار طولانی است و اگر نتوانید انرژی و توان خود را در طول راه، بخصوص در کیلومترهای پایانی که واقعا طاقت فرسا است، به نحو درستی تقسیم کنید، شکست، حتمی و جبران آن در مرحله بعدی ناممکن است.”

شرط دیگر موفقیت، شرایط مناسب آب و هوایی است؛ یکشنبه گذشته، بیش از دویست تماشاچی در برف گیر کردند و سرانجام با کمک نیروهای امداد رهایی یافتند.

علاوه بر برف، وزش شدید باد و تغییرات ناگهانی دمای هوا، روزی فراموش نشدنی را برای تمامی دوچرخه سواران تور دو فرانس به همراه خواهد داشت.

  نظرات ()
از رنجی که می بریم... نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٢ تیر ۱۳٩٠

به بهانه انتشار  عوارضی دماوند 5 هزار تومان در وبلاگ آناپورنا و 

به عوارضی نزدیک می شوید در وبلاگ گرین مونت :

مملکت بی صاحب می دانید یعنی چه؟ 

مملکت بی صاحب یعنی اینکه شورای شهر و شهرداری بیاد برا کوه رفتن عوارض بگیره...
مملکت بی صاحب یعنی اینکه فدراسیون کوهنوردی بیاد پناهگاه بزنه چون متولی کوهنوردی کشوره
مملکت بی صاحب یعنی اینکه چون دماوند ثبت ملی شده میراث فرهنگی بیاد جاده بزنه تا گردشگری رو رواج بده...
مملکت بی صاحب یعنی اینکه هر نهادی تا زمانی که سودی می بره از این جریان ول کن ماجرا نیست و زمانی که از نفس افتاد ولش می کنن به امون خدا...
می بینید ، در این سرزمین این حربه بدست کسانی افتاده است که شمشیر فروشند و لب دوز! مثل ککی میشود که به تنبان کسی بندازی که از فرط پوست کلفتی نداند که خاراندن یعنی چه ! هر چند که درد ما فقط دماوند نیست. که این سالها شاهد به توبره کشیدن خاک کلاردشت بودیم. شاهد خشک شدن تالاب بختگان و این روزها ناظر نفس های آخر دریاچه ارومیه...
بگذریم. وقتی مردم به دنبال خربزه های بی لرز هستند این حرفها سرمازدگی می آورد عزیز...
برج سینا ! : دیدگاهم رو اینجا منتشر کردم تا فردا برا کسی مارک سیاسی نچسبونن و  مشکلی پیش نیاد. هر حرفی هم که هست همینجا می شنوم...
  نظرات ()
آخر خدا را مجالی دهید بهبود زخمهای کنه را... نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢۱ تیر ۱۳٩٠

داشتم چرخی می زدم در وبلاگهای کوهنوردی که به ناگاه در وبلاگ عباس محمدی با خبر تلخ درگذشت یاسر انصاری کجوری مدیر سبزپرس و دبیر کانون عالی گسترش فضای سبز ، و همچنین همسر دوست ارجمندم خانم مژگان جمشیدی  مواجه شدم.

 

برای مژگان جمشیدی آرزوی شکیبایی صخره ها را دارم...

خبر در سبز پرس 

سوگنامه ای به قلم عباس محمدی در دیدبان کوهستان

  نظرات ()
در حمایت از کودکان سرطانی نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱۸ تیر ۱۳٩٠


پیرو اخبار قبلی در رابطه با برنامه ریزی جهت انجام برنامه ترکیبی دوچرخه سواری و صعود قله دماوند در حمایت از کودکان سرطانی  برای پروژه ساخت مرکز اقامتی کودکان سرطانی توسط موسسه خیریه بنیاد کودک (www.childf.org   (، خبرهای زیر به اطلاع همنوردان محترم می رساند :

1- بنا بر هماهنگی ها و پیگیریهای انجام شده ، ساعت و محل حرکت گروه دوچرخه سوار مشخص شد. دوچرخه سواران روز پنج شنبه 23/4/90 ساعت 8 صبح از ضلع شرقی میدان آرژانتین مقابل پایانه مسافربری بیهقی حرکت خود را آغاز کرده و از طریق اتوبان رسالت - خیابان قنبرزاده - خیابان خرمشهر - کوچه گلشن به دفتر مرکزی موسسه خیریه بنیاد کودک خواهند رفت.

دوچرخه سواران پس از دیدار با مسئولین این موسسه و بدرقه آنان ، راه خود را از طریق خیابان رسالت - جاده دماوند به سمت رودهن رکاب خواهند زد و شب را در مدرسه ای در رودهن سپری می کنند . و صبح روز جمعه مورخ 24/4/90 به سمت پلور حرکت خواهند کرد .

سرپرست کل برنامه دوچرخه سواری آقای افشین رمضانی و سرپرست کل برنامه کوهنوردی از جبهه جنوبی آقای علی نصیری خواهند بود.

سایر تدارک و برنامه های آتی در خبرهای بعدی به اطلاع عزیزان خواهد رسید.

2- کلیه تیم های حاضر در این برنامه لازم است تا مورخ 18/4/90 اسامی نفرات شرکت کننده خود را در بخش دوچرخه سواری یا کوهنوردی یا هر دو (به صورت مشخص اعلام شود) با ذکر نام سرپرست تیم به گروه کوهنوردی تهران اعلام فرمایند.

 فاکس گروه کوهنوردی تهران  55509113-021

فاکس آقای محمد تقوی        83775560-021

3- علاوه بر 6 گروه اعلام شده در خبرهای قبلی ، همنوردان عزیزمان در گروه کوهنوردی همت شمیران نیز آمادگی خود را جهت شرکت در این برنامه اعلام نمودند. به این ترتیب گروههای شرکت کننده در این برنامه به 7 گروه و باشگاه افزایش یافت.

1-       گروه کوهنوردی تهران  www.tcg-online.ir

2-       باشگاه دوچرخه سواری افق www.ofoghmtb.ir 

 

3-       گروه کوهنوردی کاهار کرج  www.kahargroup.blogfa.com

4-       باشگاه کوهنوردی شقایق کرج  www.shaghayeghiha.com

5-      باشگاه کوهنوردی اوج مشهد  www.oajclimbing.com

6-      گروه کوهنوردی پرواز کرج  www.parvazmg.com

7-      گروه کوهنوردی همت شمیران  http://hematshemiran.ir

 

روابط عمومی گروه کوهنوردی تهران

  نظرات ()
نذار خستگی به تن فواد بمونه!! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٤ تیر ۱۳٩٠

امروز دوست عزیزم سارا عدالتیان که در جریان گفتگوهای شکل گرفته بین من و آنا و آرش در کامنتینگ وبلاگ آناپورنا بود این پیام رو ارسال کرد که : نذار با این بحث ها و حاشیه ها خستگی به تن فواد بمونه! 

چشم خانم عدالتیان.

 

باورم نمی شود ..کی کسی شنیده است؟
زیر خاک گم شوند ... قله های استوار ...
  نظرات ()
به بهانه 14 تیر ، روز قلم نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱۳ تیر ۱۳٩٠

این قلم زنی هم حکایت غریبی است که شب و روز آدمی را یکی می کند... بزرگ ترین دوستی که نویسنده برای خودش برمی گزیند خود اوست. او اگر به این یکی دوست دروغ نگوید، من او را رستگار می دانم. آن گاه برگ درختان سبز هم به جلوه خود می پردازند و معرفت آفرین می شوند....
داستان باباسرگی تولستوی را خوانده اید؟.... جدال تولستوی با خودش را می گویم.... او در دستی تیغ دارد و در دستی قلم.... و انگشت خود را قلم می کند تا مبادا به قلم خیانت کند....
سهم بزرگی از انصاف امانتی است ارجمند نزد قلم به دستان.... می ترسم سخنم شعار تلقی رشود. اما چه باک! زنده باد قلم. این آبشخور رستگاری...

  نظرات ()
کوه ها با همند و تنهایند ، همچو ما با همان و تنهایان نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٢ تیر ۱۳٩٠

گرد هم نشستن آدمیانی با هر سنخ و سلیقه و سنی خواه پی جویان صلح و سکوت قله ها و چشم انداز های پر برف خواه ماجراجویان صخره و ریسمان و صعود و حتی آنانی که تجربه های تازه خویش را سرخوشانه پشت این دریچه به تماشای چشمان مشتاق می کشانند خود می تواند خبراز اتفاق تازه داشته باشد اتفاقی که اتفاقا خیلی ها از آن دست که می شناسید و می شناسیم را خوش نیاید همانانی که کوه را دربسته می خواهند و گوش ها را بسته و زبان ها را به تائید همه آنچه می کنند . چرا که بر توانایی خویش و ناتوانی مرعوبان و کاسه لیسانشان ایمان آورده اند !! *

*بریده ای از یادداشت عباس جعفری به بهانه اولین نشست وبلاگ نویسان کوهنورد در سال 84

خاطره ی خوش ششمین صعود قلم با میزبانی گرم و برنامه ریزی دقیق دوستان همدانی در گوشه ذهن خسته ام تا همیشه نقش بست. سپاسگذارم از تمام دوستانی که روزها و هفته ها تلاش کردند برای برگزاری این گردهمایی و نیز از تمام دوستان اهل قلم که با حضور خود با هم بودن را دیگر باره تجربه کردند. دیدگاه کلی ام از آنچه که گذشت  ، از تلاشها ، حرفها و حدیث ها ، از تهدید ها و تهمت ها!! را می گذارم برای هفته های آتی تا خدای ناکرده این یادداشت خاطره های خوش دوستانم را از بین نبرد. باقی بقایتان

 

 

 

 

  نظرات ()
و راه دور سفر ...... از میان آدم و آهن به سمت جوهر پنهان زندگی می رفت . نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٧ تیر ۱۳٩٠

و راه دور سفر ......  

از میان آدم و آهن  

به سمت جوهر پنهان زندگی می رفت .  

 

 

به امید دیدار دوستان قدیم و جدید در همدان.

  نظرات ()
برای آروز میرزایی که از میانمان پرگشود نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٥ تیر ۱۳٩٠

نمیدانم چه حکایتی ست حکایت این سرزمین غم زده.از همه جا ناامید، از جامعه ای حقیقی الوده به حقیقتی تلخ به جایی دیگر در خیال و آروز چون این جامعه مجازی پناه آورده ایم و 

خسته و مانده از غربت غریبی که هر لحظه را برایت به شرنگی تلخ بدل کرده به امید 

دیدن عکس های زیبای دوستانمان بی صبرانه کلید ها را می فشاریم و برای دل سپردن به  گوشه ای از زیبایی های وطن به انتظار 

 می نشینیم تا ببینیم هر آنچه عاشقان این طبیعت به تاراج رفته به یاری دوربین 

هایشان به تصویر کشیده اند تا شایدخستگی برای لحظه ای از یادمان برود.

 خسته می آیی 

و می نشینی  و چشم انتظار عکس ها دوباره 

نبودن دوستی دیگر را تجربه میکنی. لعنت به این روزگار تلخ. ولی قرارمان این نبود.قرارمان این نبود که هر چه مارا از دیدن عکس 

هایت خوشحال میکردی یک شبه همه را با نبودنت به دردی جانسوز بدل کنی و برای همیشه 

این تلخی را به کام ما ماندگار کنی...

 

اما خیالم راحت است که در هر کجای این بودن هستی که  باشی همان پرندگانی که با تمام وجودت زمزه می کردیشان برایت بال خواهند شد و تو را تنها نخواهند گذاشت . . .

 

 

 

سفر به

 سلامت . . .  

 

 

 

 

 

 

 

  نظرات ()
انعکاس (بیاد عباث که اینجارو خیلی دوست داشت) نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٤ تیر ۱۳٩٠

آینه ای در برابر آینه ات می گذارم تا از تو ابدیتی بسازم... (شاملو)

  نظرات ()
تولدت مبارک صمد بهرنگی... نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱ تیر ۱۳٩٠

مرگ خیلی آسان می‌تواند به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شوم که می‌شوم، مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد…

صمد بهرنگی (۲ تیر ۱۳۱۸ - ۹ شهریور ۱۳۴۷)، معروف به بهرنگ، داستان‌نویس، محقق، مترجم، و شاعر چپ ایرانی بود. معروف‌ترین اثر او داستان ماهی سیاه کوچولو است.

  نظرات ()