احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
رمزگشایی از پرونده محیط‌بان پس از 3سال اطلاع‌رسانی غلط سازمان محیط زیست نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳٠ مهر ۱۳٩٠

همشهری آنلاین : 

 

گروه محیط‌زیست- اسد افلاکی: 
فردی که شهریور ماه 86 در منطقه حفاظت شده دنا به‌دست یک محیط‌بان به‌قتل رسیده نه یک شکارچی متخلف بوده و نه جزو اشرار؛ او پیشینه شکار نداشته و حتی هنگام وقوع فاجعه، مسلح نبوده است. 

بر اساس گزارش‌های دریافتی همشهری، مقتول (مجتبی رضایی) 22ساله که به همراه چند شکارچی وارد طبیعت شده بود، درحالی‌که دوربین عکاسی بر گردنش آویخته بود با شلیک اسعد تقی‌زاده، یکی از محیط‌بانان دنا، جان سپرده؛ این حقیقتی است که طی 3سال و اندی که از ماجرا می‌گذارد همواره کتمان شده، تا آنجا که بسیاری ازطرفداران محیط‌زیست، با این تصور غلط که مقتول، شکارچی متخلفی بوده که به‌سوی محیط‌بانان شلیک کرده و محیط‌بان دربند، ناگزیر وی را هدف قرار داده است، با گردهمایی، مصاحبه و صدور بیانیه، خواستار دخالت مسئولان قوه‌قضاییه در حکم صادره شده‌اند؛ موضع‌گیری‌هایی که باعث جریحه‌دارشدن احساسات خانواده مقتول شده است.

مهندس بهمن ایزدی، دبیر تشکل زیست‌محیطی کانون سبز فارس که با حضور در منطقه برای نجات محیط‌بان در بند تلاش می‌کند در این باره به همشهری گفت: بیش از 10روز است که با برخی دوستان در منطقه برای حل این معضل تلاش می‌کنیم و طی این مدت توانسته‌ایم با ریش‌سفیدان و سران طوایف، به‌خصوص طایفه «باچرانی» که مرحوم مجتبی رضایی وابسته به آن است تماس بگیریم. این بزرگواران با گشاده‌رویی ما را به حضور پذیرفتند و هم‌اکنون ما همچون سایر دوستداران محیط‌زیست به لطف و همکاری بزرگان طایفه برای گره‌گشایی دل بسته‌ایم.

آنطور که این فعال محیط‌زیست می‌گوید، متأسفانه تشکل‌ها و دوستداران محیط‌زیست برمبنای یک تصور غلط جوی ایجاد کرده‌اند که نه تنها کمکی به محیط‌بان در بند نکرده که باعث جریحه‌دارشدن احساسات خانواده متوفی شده است. علاوه براین، نگاه برخی مسئولان محیط‌زیست به این ماجرا و اظهاراتی نظیر «ما از خانواده مقتول رضایت می‌گیریم» باعث رنجش مضاعف این خانواده شده است. در واقع رنجش این خانواده اطلاع رسانی غلط و وارونه جلوه دادن واقعیات است. اسماعیل رضایی (پدر مقتول) می‌گوید: مجتبی در حالی به قتل رسیده که دوربین عکاسی و فیلمبرداری را به شوق تصویربرداری از طبیعت با خود حمل می‌کرده و هیچ سلاحی با خود نداشته است، ضمن آنکه برخلاف آنچه عنوان می‌شود گلوله سینه مجتبی را شکافته است؛ اینها واقعیاتی است که نشانی از آن را در سخنان مسئولان نمی‌یابید.

ایزدی با تاکید بر اینکه تقی‌زاده خود نیز قربانی این ماجراست، زیرا اگر او آموزش لازم را دیده بود، مرتکب چنین خطایی نمی‌شد، تصریح کرد: متأسفانه عملکرد مسئولان محیط‌زیست، خانواده رضایی را بر پیگیری ماجرا در مراجع قضایی مصمم می‌سازد و این خانواده مسیری را طی می‌کنند که هر فرد دیگری برای احقاق حق خود طی می‌کند.

در عین حال، همه آنهایی که یک‌ بار با این خانواده مواجه شده‌اند با توجه به منش بزرگوارنه‌ای که در ایشان وجود دارد به عفو محیط‌بان امیدوار می‌شوند.

ما مقصریم

دکتر اسماعیل کهرم نیز که بیش از 10روز است با حضور در منطقه برای گره‌گشایی از این معضل تلاش می‌کند، به همشهری گفت: برخی از رسانه‌ها متأسفانه با تمرکز روی تقی‌زاده تلاش می‌کنند به هر قیمتی وی را نجات دهند اما واقعیت ماجرا این است که دراین میان یک خانواده، جوانی را از دست داده است؛ جوانی که به قصد طبیعت‌گردی و عکسبرداری و نه به قصد شکار وارد طبیعت شده اما ناگهان به تیر جفا ، قربانی شده است. پس از وقوع این فاجعه، به جای آنکه مسئولان محیط‌زیست با اطلاع‌رسانی درست و توسل به بزرگان طایفه، از خانواده مقتول دلجویی کنند با برخی اظهارات و موضعگیری‌ها موجب رنجش این خانواده داغدارشده‌اند.

این استاد دانشگاه افزود: آنچه در حمایت از تقی‌زاده در اغلب رسانه‌ها منعکس شده به‌گونه‌ای است که انگارخانواده مقتول جز به قصاص به چیز دیگری رضایت نمی‌دهند؛ درحالی‌که تلاش این خانواده سوگمند برای خونخواهی نیست. پدر مقتول، فرهنگی بازنشسته مومنی است که برای تسلای خاطر همسرش او را روانه کربلا کرده است. آیا اطلاق صفت خونخواهی به چنین خانواده‌ای جفا نیست؟ این خانواده دردفاع از معصومیت فرزندشان که به ناحق او را شکارکش و اشرار مسلح قلمداد کرده‌اند با نجابت و بردباری مسئله را از طریق مراجع قضایی پیگیری کرده‌اند و در واقع با این پیگیری‌ها از حقانیت فرزندشان دفاع کرده‌اند. آنها خواسته‌اند بگویند فرزندشان نه جزو اراذل و اوباش بوده و نه شکارچی متخلف، بلکه جوانی عاشق طبیعت بوده که فقط برای عکاسی پا به طبیعت گذاشته است.

کهرم تاکید کرد: متأسفانه این خطای ما و خطای رسانه‌ها بود که بی‌آنکه از واقعیت ماجرا باخبر باشیم یکطرفه به موضوع پرداخته‌ایم. اکنون طبق قوانین شرع و عرف حق با خانواده رضایی است اما امیدواریم این خانواده که جفای بزرگی در حقشان روا شده با کرامت و بزرگواری محیط‌بانی را که به‌دلیل سهل‌انگاری مسئولان در آموزش، مرتکب این فاجعه تلخ شده و ندامت همه وجودش را فرا گرفته است ببخشند و به او حیات دوباره بدهند.

گروه محیط‌زیست همشهری هم ضمن همدردی با خانواده محترم مقتول، درنهایت تواضع از آنها می‌خواهد محیط‌بانی را که خود قربانی ضعف آموزش‌شده، ببخشایند؛ این درخواست هزاران هزار طبیعت‌دوستی است که خود را در اندوه این خانواده شریک می‌دانند.

  نظرات ()
به قدر انسانیت خود ، همراه شویم نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٦ مهر ۱۳٩٠

با سپاس از آنا فراهانی و پرستو ابریشمی بابت انتشار این متن و یادآوری به من و شما!

دنیای غریبی است آقا ... در این مملکت عده ای 3000 میلیارد اختلاس می کنند و کمی آنطرف تر "رضا" در عنفوان جوانی بخاطر بی پولی از درد به خود می پیچد. آقای رئیس جمهور در ابتدای مهرماه از دانش آموزان پرسیده : اگر بجای رئیس جمهور بودید چه می کردید؟ ... و دختر رضا در جواب این پرسش نوشته است : اگر بجای آقای رئیس جمهور بودم، اولین کارم این بود که دست و پای پدرم را به او پس می دادم! دخترک امروز از من پرسید:‌ یعنی نامه ام را می خواند؟! ... و من نتوانستم جوابش را بدهم.

 

رضا 39 سال سن دارد. دو سال قبل بر اثر سانحه برق گرفتگی (11000 ولت) به فلاکتی گرفتار آمد که در عکس می بینید ...

 

همه چیز از آخرین روز از اولین ماه سال 88 شروع شد، رضا کیکاج نژاد، کارگر شرکت سامان محیط که کار تولید آسفالت و اجرای رویه جاده‌ها را به کارفرمایی سینا گلزاری برعهده داشت. هنگامی که در حال تخلیه آسفالت‌ها در محل مورد نظر بود به علت شکم دادگی سیم‌های برق 33 هزار ولت کنار جاده ناگهان اتاقک کامیون به برق فشار قوی کنار جاده اتصالی می‌کند، لرزشی سخت او را در بر می‌گیرد و بر اثر شدت فشار برق گرفتگی به میان جاده پرتاب می‌شود.

چشمانش را در بیمارستان اندیمشک باز می‌کند، آنجا ماندگار نمی‌شود و به بیمارستان طالقانی اهواز منتقلش می‌کنند و بعد از سه روز او را با پزشک و پرستار و با هواپیما به بیمارستان سوانح سوختگی امام موسی کاظم(ع) اصفهان منتقل می‌شود.

رضا بارها و بارها در بیمارستان تحت عمل‌های مختلف جراحی قرار گرفت، در این اعمال جراحی که برای قطع اندام‌ها و ترمیم حفره‌های عمیقی که درست به شکل قرینه در زیر بغل‌ها، پهلوها، زیر زانوها و سمت کلیه‌ها او ایجاد شده بود حداقل ده بار بیهوشی عمومی را تجربه کرد و بعد از آن نیز برای شتسشو و کنترل عفونت اندام‌های تحتانی یک بیهوشی دیگر را نیز تجربه کرد، ساعد دستان راست و چپش و پای راست و چپ او قطع شد تا او زنده بماند. اما کاش این ماجرای تلخ به همین جا ختم می‌شد، غم سنگین چشم‌های رضا کیکاج نه از نداشتن دست و پا که از نامهربانی‌های عدالت است.

او که در کوچه پس کوچه‌های انتهای خیابان سینای اندیمشک به همراه همسر مهربان و دو فرزندش زندگی مستاجری را می‌گذارنند در آن ایام سخت، دلخوش بود به دیه‌ای که قرار بود بر طبق حکم دادگاه که اداره برق و رضا کیکاج نژاد را هر کدام به میزان سی درصد و کارفرما را به میزان 40 درصد مقصر این حادثه اعلام کرده بود به او و خانواده‌اش تعلق بگیرد.

اما شرکتی که رضا سلامتی‌اش را در آن از دست داد به حکم اعتراض کرد و با پیگیری‌های فراوانی که کرد، بعد از دو سال از گذشت حادثه و زمانی که هر دو طرف، یعنی کارفرما و همچنین اداره برق نواقص خود را برطرف نموده‌اند، رضا کیکاج 100 درصد مقصر شناخته ‌شد. بله، شرکتی که رضا در استخدامش بوده توانسته خود را از پرداخت خسارت به او رها سازد... آنها راههایی را بلد بوده اند که (رضا) هنوز هم به درک آن نرسیده ... است.

در این دو سال چه بر خانواده رضا رفت ؟... وقتی که 11 عمل جراحی را شاهد بودند ... بخدا سوختند. همه شان سوختند ... مثل رضا

پدرش که کارگر بازنشسته راه آهن است تنها مایملک اش از این دنیا که در یک خانه دو اطاقه خلاصه شده بود را فروخت و خرج فرزندش کرد و خودش به فلاکتی باور نکردنی به اجاره نشینی در دورترین نقطه شهر رفت. پیرمرد، حالا مجبور است در خیابان های شاهین شهر و با اتومبیلی که همشهریان از سر دلسوزی در اختیارش می گذارند بدنبال مسافر بدود بلکه از پس مخارج درمان دردهای فرزندش که زیر گوشش ناله های جگرخراش می کند برآید ... اما نمی آید.

کلیه های (رضا) دارد عفونت می کند. عروق اش تاب گردش خون از دست می دهند. استخوانهایش مرتب رشد می کنند و از زیر پوست بیرون می زنند ... آنوقت وقتی در روزنامه می خوانم که در این مملکت افرادی 3000 میلیارد تومان اختلاس می کنند آنهم درحالیکه (رضا) پول خرید 4 دانه کپسول ضد چرک را ندارد، جان به سر می شوم.

دانشکده توانبخشی تهران برای پروتز دست و پای رضا فاکتور صد میلیونی صادر کرده و مدیر بهزیستی قول داده اگر مسئولان بالاتر قبول کنند 2 میلیون تومان آنهم پس از طی مراحل قانونی و بلند و کوتاه شدن آدمی مثل رضا که پا ندارد (شاید) به او کمک نماید.

مهناز حاجی پور همسر رضای 31 ساله، فرهنگی است، او فداکارانه در این دو سال هم پرستار همسرش بود و هم نان آور خانواده‌. این همسر مهربان می‌گوید برای خودم هیچ نمی‌خواهم تنها امیدم و تلاشم این است که همسرم روی پای خود بایستد. تلاش همسر و پدر رضا تهیه هزینه پروتزهایی است که شاید با وجود آنها بتوانند بار دیگر لبخند را بر لبان همسر و فرزند خود ببینند، اما افسوس...

هنگامی که خواستم از رضا کیکاج عکس بگیرم به جای مسئولین خجالت کشیدم و در دل هزار بار آرزو کردم که روزی این همسر و پدر را با لبانی خندان و ایستاده بر دو پا هرچند مصنوعی باشد ببینم، مگر نمی‌شود من و شما هر کدام به سهم خود کمکی کنیم برای التیام این زخم عمیق که هزینه ای بالغ بر 100 میلیون تومان دارد، شاید دوباره رضا بخندد با همت هموطنان ما...

با شما هستم : حاج آقا...؟ حاج خانم ...؟ آیا می توانید یک گل لبخند به دختر بچه ای که پدرش دست و پا ندارد هدیه کنید؟

این روزها، رضا، در آغوش کشیدن فرزندش را یک (رویا) می داند. بیائید به رویای ساده (رضا) جامه عمل بپوشانیم.
به قدر مسلمانی خود ...  به قدر انسانیت خود ... !!!

دوستان عزیزی که مایل به کمک هستند میتوانند کمک های نقدی خود را به شماره کارت5894631203295555 بانک رفاه به نام رضا کیکاج نژاد واریز کنند. 

 
منبع: (سلامت نیوز

 

  نظرات ()
گفتگوی مجله ماه نو با سارا عدالتیان نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٠ مهر ۱۳٩٠

نسخه پی دی اف مجله را از اینجا دانلود کنید و بخوانید

  نظرات ()
بنام عدالت و انسانیت! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٩ مهر ۱۳٩٠

  نظرات ()
در رثای مظلومیت مضاعف محیط‌بانان نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱۸ مهر ۱۳٩٠

روزنامه شرق / محمد درویش :

  در آستانه روز محیط‌بان (دیروز) که همه‌ساله در سالروز ولادت امام هشتم شیعیان‌(ع) – ضامن آهو - برگزار می‌‌شود، یک خبر بسیار تلخ، موجی از بهت، ناباوری و غم را در جامعه شریف محیط‌‌بانان و جنگلبانان کشور به وجود آورد. آن خبر اعلام موافقت دیوان عالی کشور با اجرای حکم اعدام اسعد تقی‌زاده، محیط‌بان جوان منطقه حفاظت شده دنا بود.
محیط‌بانی که در مردادماه سال 1387 در حین انجام وظیفه و پاسداری از منطقه حفاظت‌شده دنا واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد به همراه همکارانش، با یک گروه از شکارچیان متخلف در ارتفاع سه‌‌هزار متری دامنه‌‌های مشرف به شهرستان سی‌سخت درگیر شده بودند. متخلفانی که می‌‌خواستند به صورت غیرقانونی شکار کنند و حاضر به تسلیم خود نشدند؛ درنتیجه طی نزاع و تیراندازی صورت گرفته از سوی هر دو طرف، یکی از شکارچیان کشته می‌‌شود. از آن زمان، متاسفانه نه فقط از اسعد تقی‌زاده که مردانه در برابر متجاوزان مسلح ایستادگی کرده، تقدیری به عمل نیامده است؛ بلکه بیش از سه سال از عمرش را در زندان سپری کرده و اینک به پاس پاسداری از سلوک ضامن آهو – امام رضا‌(ع) – به جای اهدای مدال شجاعت و سلحشوری، با شگفتی و تاسف فراوان می‌‌شنویم باید طناب‌دار را دور گردنش احساس کند! چرا؟ شما فکر می‌‌کنید در صورت اجرای چنین حکمی، دیگر چگونه می‌‌توان از محیط‌بانان و جنگلبانان شریف و سلحشور طبیعت ایران انتظار داشت که به وظیفه خطیر خود همچون گذشته ادامه دهند و جان خویش را در راه آبادی طبیعت وطن به خطر اندازند؟ همان سلحشورانی که تا امروز بیش از 120 نفرشان در این راه شهید شده‌‌اند تا خون‌‌شان ضامن بقای این طبیعت ارزشمند و خرامیدن شکوهمند گله‌‌های آهو، کل، بز، گورخر آسیایی، جبیر، مرال و... در آن باشد.
وحوشی که مطابق برخی از آمارهای منتشر شده، شمارشان در طول چند دهه اخیر تا 90درصد کاهش یافته است! 
از سوی دیگر، پیام اجرای این حکم برای متخلفان و شکارکش‌‌ها چه خواهد بود؟ آیا آنها به این باور نخواهند رسید که دیگر هیچ نیروی بازدارنده‌‌ای در برابر آزمندی و قانون‌‌شکنی آنها وجود نخواهد داشت و از این پس با فراغ بال بیشتری می‌‌توانند به شکار غیرمجاز خود و کشتن آن 10درصد باقیمانده ادامه دهند؟ 
چنین است که مجدانه و به همراه همه فعالان و دوستداران محیط‌زیست ایران، از ریاست قوه قضاییه که می‌‌دانم به طبیعت وطن حقیقتا عشق می‌‌ورزند، می‌‌خواهم تا مهر دستگاه قضا را شامل حال این محیط‌بان شجاع کرده و ضمن لغو حکم اعدام، امیدی دوباره در دل همه سلحشوران بی‌ادعای طبیعت ایران زمین بیافرینند. همان طبیعتی که هر هکتار از خاکش دست‌کم، 11 برابر هر هکتار از خاک کره زمین می‌‌ارزد و اینک از منطقه‌‌ای در درون این طبیعت زیبا – دنا - سخن می‌‌گوییم که به دلیل ارزش‌‌های منحصر به فرد، تنوع گیاه و جانوری‌‌اش هر هکتار از وسعتش، 265 برابر هر هکتار از خاک ایران ارزش دارد. 
پس نگذاریم دنا و پاسداران زحمت‌کش این منطقه کم‌نظیر کشور بیش از این در نگرانی بمانند و اشک بریزند. همین. 

  نظرات ()
درخواست از رییس قوه ی قضاییه و ... نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٦ مهر ۱۳٩٠

از : دیدبان کوهستان - عباس محمدی

سبز پرس

نامه ی جمعی از فعالان محیط زیست به سران قوای سه گانه درباره حکم قصاص یک محیطبان

نسخه ی اصلی این نامه در «دبیرخانه مشورتی سازمان های مردم نهاد شهر تهران» موجود است و علاقه مندان می توانند جهت امضای نامه با شماره تلفن 88757436 – 021 تماس بگیرند. 
همچنین علاقه مندان می توانند از طریق فرستادن رایانامه به نشانی pr.sabzpress@gmail.com نسبت به درج امضای خود در ذیل نامه اقدام کنند. 

در ضمن، فردا (17 مهر) از ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر در محل "پاتوق سبز" (خیابان توانیر، پارک نظامی گنجوی) جلسه ای مربوط به شهرداری برگزار می شود که این نامه در آن جا نیز برای امضا ارایه خواهد شد. از دوستان زیست محیطی درخواست دارم برای امضا، به این محل بیایند.


متن کامل  نامه به شرح زیر است: 

 

به نام خدا

درجمهوری اسلامی حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعدی باید درآن حیات اجتماعی روبه رشدی داشته باشند وظیفه ی عمومی تلقی میشود از اینرو فعا لیتهای اقتصادی وغیر آن که با آلودگی محیط زیست ویا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است.(اصل پنجاهم قانون اساسی)
 
ریاست محترم قوه قضاییه 
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی 
ریاست محترم جمهوری 
 
موضوع: اعدام یک محیطبان محیط زیست به اتهام ناحق قتل عمد(!) 

 
با سلام 
همانگونه که مستحضرید در آستانه روز ولادت امام هشتم شیعیان(ع) که روز محیطبان نامگذاری شده و روزی است برای پاسداشت مقام والای محیط بانان مظلوم محیط زیست، دیوان عالی کشور حکم قصاص یکی از ماموران وظیفه شناس و خادم محیط زیست ایران که در منطقه حفاظت شده دنا در استان کهکیلویه و بویراحمد انجام وظیفه می کرده است را تایید کرد و جامعه محیط زیست ایران را در اندوه، تاسف و شگفتی فرو برد. 
تاسف از اینکه چگونه دستگاه قضایی می تواند برای یک مامور دولتی که به حکم دادگستری ضابط قضایی محسوب می شود و طبق ماده یک قانون بکارگیری سلاح توسط نیروهای مسلح و تبصره 3 ماده 3 همین قانون حق حمل و بکارگیری سلاح در مواقع لزوم را داشته و دارد، اکنون به اتهام قتل عمد (!!) یک شکارچی متخلف که علاوه بر شکار غیر مجاز اقدام به تیراندازی به روی ماموران دولتی و آغاز درگیری مسلحانه کرده، محکوم کرد. 
آیا براستی فراموش کرده اید که در همین سه دهه گذشته محیط زیست ایران شاهد ریخته شدن خون پاک بیش از 112 شهید محیطبان محیط زیست به دست همین شکارچیان از خدا بی خبر بوده؟ شهدایی که جملگی جانشان را برای  حفظ محیط زیست و میراث طبیعی سرزمین مادری مان فدا کردند و شگفتا که دستگاه قضایی در تمام این مدت از مجازات و گاه حتی شناسایی عوامل شهادت این محیطبانان فداکار عاجز ماند.
اما دردناک تر آنکه تاکنون تاریخ محیط زیست ایران به یاد ندارد احدی از قاتلان و جنایتکاران شکارچی و قاچاقچیان حیات وحش که گستاخانه سلاح به روی محیطبانان مظلوم و خادم دولت کشیده اند مجازات شده باشند و قاتلان «سعید پرهام»ها و «یحیی شاهکو محلی»ها و «حسین صادقی»ها با اینکه غالبا با سلاح های جنگی به شهادت رسیده اند همچنان آزادانه در جامعه می چرخند! 
و شگفتا که آن وقت شاهد صدور حکم قصاص برای محیط بانی هستیم که به حکم وظیفه و با گذراندن دوره ضابطین قضایی و همچون دیگر نیروهای مسلح کشوری مانند ماموران نیروی انتظامی از خود در برابر متخلفان دفاع کرده و در این درگیری که شروع کننده آن خود متخلفان بوده اند، یکی از آنها را از پا درآورده است که اگر منصفانه و قانونی به موضوع بنگریم قتل عمد محسوب نمی شود. 
آیا این عدالت است که برای محیطبانی که خود سلاح به دستش داده اید و دستور العمل بکارگیری سلاح را به او آموزش داده اید و او را در بدترین شرایط آب و هوایی و بیشترین ساعت کاری و با حداقل حقوق انسانی برای حفظ طبیعت مظلوم وطن بکار گماشته اید اینک حکم قصاص صادر شود اما برای شکارچیان این سرزمین که در بسیاری از موارد مجهز به سلاح غیر مجاز هستند و اقدام به شکار غیر قانونی می کنند و گستاخانه بر روی محیطبانان مظلوم آتش می گشایند، مصونیت قائل شوید. 
گویی محیطبانان مظلوم این سرزمین چه به حکم وظیفه در درگیری با شکارچیان شرکت کنند و چه نکنند در هر دو حالت محکوم به مرگ هستند . چون یا باید همچون 112 شهید دلاور مرد محیط زیست کشته شوند و احدی هم در سازمان محیط زیست و دستگاه قضایی به خونخواهی از آنها دم بر نیاورد و یا اگر دست به سلاح می برند تا از خود دفاع کنند باز هم باید کشته شوند چون به حکم قضات محترم محکوم به قصاص می شوند! آیا براستی مرگ یک نفر آن هم در حین «انجام وظیفه قانونی» و درگیری مسلحانه می تواند جزء مصادیق قتل عمد محسوب شود و مجازاتش باید قصاص باشد؟
ما اعضای تشکل های مردم نهاد زیست محیطی کشور و شخصیت های حقیقی و حقوقی امضا کننده ذیل این نامه با توجه به تایید حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور و اینکه زمان اجرای این حکم دو هفته آینده مشخص شده، از مسئولان محترم قضایی، قانونی و اجرایی کشور درخواست توقف موقت اجرای حکم و بازنگری مجدد این پرونده را داریم و اعلام می کنیم که عواقب اجرای این حکم غیر عادلانه، برای جامعه محیط زیست کشور و محیطبانان بسیار سنگین و غیر قابل جبران است و نه تنها موجی از نارضایتی و دلسردی را برای طرفداران محیط زیست به بار می آورد بلکه می تواند سرآغاز بحرانهای جدید و اعتصابات صنفی در بین بیش از 3000 نفر از قشر مظلوم و زحمتکش محیطبان در چهارگوشه کشور باشد . 
محیطبان اسد تقی زاده، محیطبان منطقه حفاظت شده دنا، جوان 30 ساله بی گناهی است که تنها به حکم وظیفه سازمانی در این درگیری مسلحانه شرکت کرده و اقدام او مانند اقدام همه نیروهای مسلح کشوری که در درگیری با آشوبگران و دزدان و قاچاقچیان به طور اتفاقی مجبور به کشتن طرف مقابل می شوند تا از خود و از وظایف سازمانی خود دفاع کنند، قتل عمد محسوب نمی شود. 


سازمان ها:
کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران
انجمن حامیان زمین 
کانون پژوهش و حفاظت از طبیعت پایدار محیطبان
موسسه خزنده شناسان پارس
موسسه زیست اندیشان کاسپین



افراد: 
مژگان جمشیدی
علی شفیعی
حمید رضا میرزاده 
محمد توحیدی فر
افشین زارعی 
محمد پور هدایت 
محمدعلی الله قلی 
هادی فهیمی
رضا گلجانی
هانیه غفاری
علیرضا شهرداری
لیلی خلعتبری 
حسین یوسفی 

کوشان مهران 

عباس محمدی

  اخبار مرتبط:

در آستانه ولادت امام رضا و روز محیط بان

حکم اعدام محیط بان دنا توسط دیوان عالی کشور تایید شد

  نظرات ()
یک محیط‌بان ایرانی در آستانه اعدام نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٥ مهر ۱۳٩٠

خانه حقوق بشر ایران : 

روزنامه اعتماد روز چهارشنبه (۱۳ مهر) به نقل از سرپرست دفتر حقوقی سازمان محیط زیست از اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام اسد تقی‌زاده، محیط‌بان اداره‌محیط زیست کهگیلویه و بویر احمد، خبر داد.

بر پایه‌ی همین گزارش، قرار است این حکم تا دو هفته‌ی دیگر در شیراز به اجرا در آید.

بر اساس گزارش رسانه‌های ایران، اسد تقی‌زاده در سال ۸۶ در منطقه حفاظت شده‌ی دنا در درگیری مسلحانه با ۵ شکارچی مسلح، در حالی که از تمامی مجوزهای لازم برای برخورد با متخلفان و حفاظت از محیط زیست برخوردار بود دست به اسلحه برد و یکی از شکارچیان در این درگیری کشته شد.

خانواده تقی‌زاده و سازمان حفاظت محیط زیست، این قتل را غیر عمدی خواندند ولی دادگاه کیفری استان برای متهم حکم اعدام صادر کرد.

تایید حکم در دیوان عالی کشور

پس از اعتراض سازمان محیط زیست، حکم صادره برای بازنگری به دیوان عالی کشور ارسال شد اما دیوان عالی سرانجام این حکم را تأیید کرد.

علی سمیعی، سرپرست دفترحقوقی سازمان محیط زیست ایران، در گفت‌وگو با خبرنگار اعتماد گفت که «تلاش‌ها برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول همچنان ادامه دارد و این امید وجود دارد که خانواده مقتول محیط بان سازمان را که هیچ تعمدی در ارتکاب قتل نداشته مورد عفو قرار دهند.»

برخی از دوستداران محیط زیست ایران نبود حمایت‌های لازم قانونی و آموزش‌صحیح را از دلایلی می‌دانند که منجر به اعدام احتمالی یک محیط‌بان شده است.

ناصر کرمی‌، سردبیر خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران (ایرن) معتقد است که شرایط دشوار زندگی محیط‌بانان نیز منجر به بروز چنین وقایعی می‌شود.

«محیط‌‌بانی در ایران، شغلی کوچک»

او با اشاره به این نکته که «محیط بانی در ایران شغلی است که کوچک نگه داشته شده» در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌افزاید: «محیط‌بان درآمد پایین و کار سختی دارد و حقوقش، یعنی حق‌الزحمه و پشتیبانی قانونی از او، متناسب با زحماتش نیست. بارها شده افرادی وسط یک جنگل، دشت بی‌انتها یا کوهستانی به محیط بان که از نظر اجتماعی ضعیف است حمله کرده‌اند. وقتی حقوقتان خیلی کم است و جزو اقشار خیلی تهیدست جامعه محسوب می‌شوید این روی شخصیت، رفتار و برخوردشان تأثیر می‌گذرد. شرایط محیط‌بان‌ها خیلی دشوار است و از خانواده‌هایشان دور هستند.»

کرمی معتقد است که محیط‌بان وقتی با یک شکارچی غیر مجاز مسلح مواجه می‌شود، در هر صورت وارد شرایط دشواری خواهد شد. او با اشاره به درآمد بسیار پایین محیط بان‌ها ادامه می‌دهد: «دو حالت دارد، یا محیط‌بان با یک شکارچی متمول روبرو می‌شود که راحت می‌تواند او را از نظر مالی تطمیع کند، یا اینکه با یک شکارچی مواجه می‌شود که از گرسنگی شکار کرده است، اگر دستگیرش کند شکارچی ماه‌ها در زندان می‌ماند در حالی که این آدم بومی آن منطقه است و خودش را صاحب آن منطقه می‌داند و محیط‌بان را تهدید می‌کند که ما دوباره می‌آییم و تو را می‌زنیم.»

تعداد کم محیط بان‌ها

ناصر کرمی در مورد خلاء آموزشی محیط‌بان‌ها برای یادگیری چگونگی مواجهه با شکارچیان متخلف می‌افزاید: «تا جایی که من می‌دانم این‌ها دوره‌های بازآموزی ضمن خدمت ندارند. تعداد محیط بان‌ها در حال حاضر یک‌سوم میزان استاندارد است و نباید از یاد برد که در زیست‌گـاه‌های اطراف شهرها، تعداد محیط بان‌ها بیشتر است ولی برای زیست‌گاه‌های پرتی مانند دنا تعداد محیط‌بان‌ها ممکن است یک‌پنجم یا یک‌ششم تعداد مورد نیاز باشد.»

به گفته‌ی سردبیر خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران، حتی در برخی مناطق از «محیط‌بان‌هایی که هیچ آموزشی ندیده‌اند و نیروهای داوطلب محلی استفاده می‌شود.»

سخنی با  وجدان جامعه

ناصر کرمی در ادامه می‌گوید: «از سازمان حفاظت محیط زیست تعجب می‌کنم که چنان که باید و شاید در این ماجرا نه اطلاع‌رسانی و نه پیگیری می‌کند.» و  می‌افزاید: «من وجدان جامعه را خطاب قرار می‌دهم. چرا وقتی پلیسی به دزد بانکی شلیک می‌کند و دزد کشته می‌شود، ما به آن پلیس به چشم قهرمان نگاه می‌کنیم، ولی به محیط بانی که عینا همین کار را در شرایط دشوارتر انجام می‌دهد جور دیگری نگاه می‌کنیم؟ اگر شکارچی‌ها این محیط‌بان تنها را کشته بودند، می‌گفتیم یک محیط‌بان کشته شد و شکارچی‌ها هم پیدا نشدند. ولی حالا که برعکس آن رخ داده محیط‌بان دارد اعدام می‌شود.»

در رسانه‌ها آمده است که اسد تقی‌زاده شکارچی متخلف را در یک تعقیب و گریز مسلحانه کشته است. خبرآنلاین از جمله در این باره نوشته است که متخلفان وقتی که با «مقاومت و تعقیب محیط‌بانان» مواجه می‌شوند به سوی آن‌ها شلیک می‌کنند و در پاسخ به این شلیک بود که یکی از شکارچیان کشته می‌شود.

ضرورت تجدید‌نظر در حکم

سردبیر ایرن، در پایان ابراز امیدواری می‌کند که حکم اعدام اسد تقی‌زاده اجرا نشود: «اگر عرف قضاوتی را نمی‌پذیرد، آن قضاوت می‌تواند مورد تجدید نظر قرار بگیرد. عرف ما می‌گوید‌، محیط‌بانی که داشته مأموریت خود را انجام می‌داده و در یک درگیری مسلحانه قرار گرفته چرا باید در زندان باشد؟ چه برسد به این‌که به او بگویند قرار است حکم تو دو هفته‌ی دیگر اجرا شود. به هر حال من امیدوارم این حکم اجرا نشود. چون قطعا خون این محیط‌بان دامن سیستم قضایی ایران را خواهد گرفت.»

در طول سال‌های گذشته صدها محیط‌بان و جنگلبان ایران در درگیری با شکارچی‌های غیر مجاز کشته یا مجروح شده‌اند.

دوستداران محیط زیست ایران می‌گویند، چرا عاملان کشتن و مجروح کردن محیط‌بانان و جنگل‌بانان با مجازات جدی روبرو نمی‌شوند ولی اینک اسد تقی‌زاده باید در زندان به امید لغو حکم اعدامش روزگار بگذراند.

فریبا والیات

  نظرات ()
ماسال نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٩ مهر ۱۳٩٠

در مه ، پنهان می توان گریست!
ماسال-گیلان - مهر 90

  نظرات ()