احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
قله مرگ زیارت بیاد لیلا صعود شد نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳۱ تیر ۱۳٩۱

بر فراز قله های خاطره با یاد لیلا اسفندیاری

ارومیه / قله مرگ زیارت / 30 تیر 91

  نظرات ()
صعود فردا - بیاد لیلا نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٩ تیر ۱۳٩۱

  نظرات ()
صعود برای زاینده رود نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٧ تیر ۱۳٩۱



دیده بان کوهستان-محمود بهادری :
 مطابق بند 3 ماده‌ی دوم اساسنامه‌ی انجمن، یکی از هدف‌های این سازمان «تلاش برای حفظ محیط‌های کوهستانی، گونه های گیاهی و جانوری و فرهنگ بومی این مناطق، و کمک به بهسازی مناطق تخریب شده» است. کارگروه دیده بان کوهستان، در راستای بند یاد شده در بالا، تشکیل شده است. گروه دیده‌بان کوهستان از تابستان 1390 طرح پژوهش و مستندسازی تغییراقلیم در محیط‌های کوهستانی با تاکید روی یخچال‌های طبیعی را با همکاری موسسه توسعه پایدار و محیط‌زیست  (www.cenesta.org) آغاز کرد. یکی از اقدامات این طرح، سفر و مطالعه ی میدانی در مناطق کوهستانی با بهره بردن از روش‌ها و تجربه های سایر کشورها است.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
طـــــوفـان نـــوح! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٦ تیر ۱۳٩۱


 

.. و امروز دیر زمانی می گذرد از آن پاک روز. روزی که عاقبت ، «طوفان» فرو نشست. ابرها گسستند. خورشید تابیدن گرفت و «کشتی» بر کرانه ی سلامت فرود آمد ، تا هر چه  پاکی ست بر ساحل نجات باشد و هر چه پلیدی ست در ژرفنای سیلاب.
و بدین سان ، «انسان» دوباره پاک ، بر خاک پا نهاد. نه چون «آدم» نا آزموده و رانده شده. که این بار چون «نوح» آبدیده و برگزیده!
 
باری ، قوم برگزیده ، بر حاصل خیر خاک سیلاب ، تین و زیتون کاشت! نطفه های پاک بست و فرزندان نیک آورد. به لطف سخاوت زمین ، گیاه ، پر بار می دمید و فرزند خوش می بالید. و بدین سان ایام ، بر کام می گذشت و قوم به فزونی می رفت. فرزندان ، فرزند زادند و فرزند زاده گان ،  فرزندها.
«عمر نوح» ، به پایان آمد و «کشتی» از میان رفت. و «طوفان» افسانه ای شد ، جا مانده از گذشته ای دیر و  دور!
خاک ، اما هنوز زورمند بود و حاصل خیز. و شاخساران ،   پر بار و  بی شمار! ..   و دریغا که کس ندانست از چه روست این حاصل خیزی؟! .. کس ندانست که  پر باری کشتزاران ،  از انبوهی مُردارانی ست که در گل و لای سیلاب خفته اند! قوم  پلیدی ، که طوفان فروبلعیده بودشان!
و بدین سان «پلیدی» چونان شرنگی که به قلت بر قوتی بیفزایند ، در جان مردمان فزود! ... و فزود ... و فزود! و قوم ، همان شد که بود!

و امروز ، دیر زمانی می گذرد از آن پاک روز! ... و قوم همان است که پیش تر از طوفان بود! و بیشتر! و پیشتر! و پلید تر!


هیچ آیا پرسیده ای از خویش از چه رو پاک سیرتان بر جای مانده بر زمین ،  این چنین به زیر خاک رهسپارند امروز؟! ... شاید از آن رو ، که نان فرداییان ، پاک باشد!

چه کسی می داند؟! ..  «نوح»  ، شاید امروز در اندیشه ساختن «کشتی» دیگری ست و خدای شاید در تدارک «طوفانی» دیگر!

رضا نظام دوست - تابستان 72

سلام احسان!
از من خواسته بودی چیزی برای لیلا بنویسم در سالگرد مرگ غریبانه اش! نوشتم! اما چیزی  جز ناسزا نبود. چیزی جز ناسزا نشد. ناسزا به جرثومه های پلیدی که از خون امثال او خورده اند و می خورند و خواهند خورد. همانان که بودن اش را و آزادگی اش را بر نتافتند و هر چه تیر در چنته داشتند  آشکارا به سینه اش زدند و هر چه خنجر ، در خفا  ، بر پشت اش! در آن نوشته ، اسم بردم از همه ی شان ، و نامه های شان و حیله های شان! و تلفن های شان و کثافت کاری هایشان. اما بعد پاکش کردم. در شان لیلا نبود که ملوث شود یادش با نام آنان! گفتم به درک! به جهنم! گور پدر صغیر و کبیر و رئیس و مرئوس شان. حیف لیلاست. حالا که رفت. حالا که رفته! دیگر چه اهمیتی دارد؟ چه اهمیتی دارند؟
میدانی؟ وقتی داشت می رفت ،  من در سفر بودم. زنگ زد. و گفت که راهی ست. گفتم: خیر پیش! دست پُر برگردی و تندرست! خندید که: نگو! که بخدا اگر برگردم پول ندارم که حتی یک دانه «نان» بخرم! همه پس اندازم را دارم می برم که ببازم!  عین همین جمله را گفت احسان! به جان پسرکم!

خندیدم که: نگو! همه چیز را هم که ببازی ، باز هم بُرده ای!
و رفت. و همه چیز را باخت! ... تا همه چیز را ببرد!

از من خواسته بودی چیزی برای لیلا بنویسم احسان! نتوانستم! رفتم و توی دفترهای کهنه ی بی صاحابم گشتم و این را پیدا کردم. خواندم و دیدم که بی مناسبت نیست با پاکی و آزادگی انسانی که او بود و ..
بهر حال ..

قربانت - رضا
25 تیر ماه 91

  نظرات ()
راهنمایی برای آن‌که گوشی تان را در صحرا یارتان کنید نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٥ تیر ۱۳٩۱

خودنویس - نسترن فرمانیان

هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند وقتی برای گشت و گذار از خانه به بیرون می‌زنیم چه اتفاقاتی در انتظارمان است. برای همین بهتر است وسایلی که همیشه همراهمان هستند را تا دندان مسلح کنیم.

 

گوشی‌‌های هوشمند از جمله دستگاه‌هایی است که می‌تواند در مواقع ضروری با اپلیکیشن‌هایی که بر روی آن نصب می‌کنیم به کمک ما بیاید. با هم مروری خواهیم داشت بر برنامه‌هایی که با نصب آنها بر روی گوشی‌ هوشمند خود، شانس بیشتری برای نجات از شرایط بخرانی خواهیم داشت.

 


۱- چراغ‌قوه

فلش‌لایت، اپلیکیشنی است که در مواقع تاریکی به داد شما می‌رسد و گوشی هوشمند شما را به چراغ قوه تبدیل می‌کند. این اپلیکیشن که برای آی‌او‌اس نوشته شده است را از اینجا می‌توانید دانلود کنید. کاربران آندروید می‌توانند برای این منظور از اپلیکیشن برایتنس فلش لایت استفاده کنند.

۲- نقشه

وقتی که مطمئن شدید در محلی گم شده‌اید، این نقشه است که به کمک شما می‌اید و خوشبختانه اپ‌استور اپل گزینه‌های زیادی را در این زمینه پیش روی شما می‌گذارد. تام‌تام یواس‌آ و کانادا که تنها برای آی‌او‌اس در دسترس است و نویگون که برای آندروید طراحی شده گزینه‌های مناسبی هستند که به صورت آفلاین کار می‌کنند.  هر دو از نقشه‌هایی که از قبل لود شده اند استفاده می‌کنند .

۳-قطب‌نما

یک همراه ضروری برای نقشه شما قطب‌نما است. به کمک مگنتومتری که در داخل گوشی‌های هوشمند است برای جهت یابی به کمک قطب‌نما احتیاجی به اتصال به اینترنت ندارید. سپای‌گلس اپلیکیشنی‌ است که کار قطب‌نما را به خوبی برای شما انجام می‌دهد.این اپلیکیشن را برای دستگاه‌های آی‌او آس از اینجا و برای دستگاه‌های آندرویدی از اینجا دانلود کنید.

۴- فهرست مواد خوراکی در صحرا

علاوه بر مواردی که ذکر شد، وقتی در صحرا هستید برای زنده ماندن نیاز به مواد خوراکی دارید. اپلیکیشن وایلد ادیبل که در دو نسخه آی‌او‌اس و آندروید عرضه شده، فهرستی از گیاهانی که در صحرا می‌رویند تهیه کرده و مشخص کرده که کدام خوردنی‌ است و کدام برای انسان ضرر دارد.

۵-همراه شکارشما

اگر شما بیشتر علاقه به غذاهای گوشتی دارید، اپلیکیشن کوییک هانتینگ کالز اند ساندز که بر روی آی‌او‌اس نصب می‌شود،‌ به کار شما می‌آید. این اپلیکیشن شامل ۳۵ نوع صدا از جیواناتی
است که احتمال آن می‌رود که در صحرا با آنها روبرو شوید.

همچنین اپلیکیشن مشابهی با عنوان کریتل کال، برای آندروید عرضه شده، که حاوی ۳۰ صدای جیوان است و قابلیت پخش همزمان ۵ صدا را دارد.

۶- آشنایی با جانوران در همسایگی شما

برای اینکه از انواع حیواناتی که در اطراف شما هستند و یا از محلی که در آن قرار گرفته‌اید گذشته اند آگاهی پیدا کنید اپلیکیشن مای‌نیچر انیمال ترک را بر روی آیپد، دستگاه‌های اندرویدی و یا گوشی آی‌فون خود نصب کنید.
این اپلیکیشن از بقیه اپلیکیشن‌های مشابه خود جامع‌تر است. و شامل اطلاعات ردپاهای جلو و عقب و صدای حیوانات است.

۷- دوست ماهیگیر شما

اگر در نزدیکی جایی که هستید آنقدر آب هست که شانس حضور ماهی در آن باشد، می‌توانید خوشحال باشید که اپلیکیشن مای نیچر فیشینگ ناتز را بر روی آیفون، آیپد و یا دستگاهآندرویدی خود نصب کرده‌اید. به کمک این اپلیکیشن شما با ۱۳ روش رایج قلاب ساختن برای ماهیگیری آشنا خواهید شد. برای درک بهتر از تصاویر و دستورالعمل‌هایی گویا استفاده شده است.
 
۸- کمک‌های اولیه

برای نجات پیدا کردن و زنده ماندن از مخمصه ای که در آن گیر افتاده‌اید به چیزی اساسی تر از مسیریاب و غذا احتیاج دارید. کمک‌های اولیه از اساسی‌ترین نیازها در این شرایط است. کمک‌های اولیه، اپلیکیشنی از صلیب سرخ است و با دستورالعمل گام به گام جامعی که در اختیار می‌گذارد راهنمای خوبی برای شما در شرایط بحرانی خواهد بود. این اپلیکیشن برای آیفون و آی‌بد در دسترس است.

۹- شارژ گوشی با آتش

در نهایت شما با خرید بیولایت کمپ‌ستو، شارژر ۱۲۹ دلاری که از آتشی که با چوب روشن شده انرژی خود را تغذیه می‌کند می‌توانید خیال خودتان را از تمام شدن باتری گوشی خود در شرایط بحرانی راحت کنید. مزیت استفاده از این شارژر نسبت به همتای خورشیدی خود این است که علاوه بر روز  در شب و یا زیر آسمان ابری هم می‌توانید گوشی خود را شارژ کنید.

پ.ن : سپاس از فرشید فاریابی بابت اشتراک گذاری این مطلب

 

  نظرات ()
ترانگو نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٤ تیر ۱۳٩۱

رضا نظام دوست :

"وقتی به دستهای قوی و بزرگ شان می نگری با خودت می گویی این دستهایی ست که کار کرده است! به همین خاطر است که مثل دستهای کوچک و رنگ پریده ی من نیست!" این جمله را ژان پل سارتر ، در بازگشت از مزارع نیشکر کوبا در دفتر حزب کمونیست به فیدل کاسترو می گوید. جمله ای که با دیدن دستهای حسین و حسن و مهدی و همه ی بچه های این تیم ، همیشه در خاطر من زنده میشد! "دست" مریزاد!

پ.ن : ترانگو عجب روزی صعود شد...
درست در 24 تیرماه... در دومین سالگرد درگذشت اسماعیل متحیر پسند

چه روز عجیبیه این روز و چه حس عجیبی
یاد اسماعیل متحیر پسند هم گرامی و جایش سبز

  نظرات ()
رویای ترانگو به حقیقت پیوست... ترانگو صعود شد نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٤ تیر ۱۳٩۱

ترانگو صعود شد

 

هیچی نمی تونم بگم. فقط و فقط اشک شوق

 

خدایا شکرت.

ممنونم بچه ها

سپاس از جناب بابازاده بابت ارسال خبر

  نظرات ()
صعود کی 2 در گرامیداشت لیلا اسفندیاری و با یاد کودکان بی سرپرست ایرانی! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٠ تیر ۱۳٩۱

 

مهدی عمیدی کوهنورد خوب و پرتوان خراسانی ، امروز عازم پاکستان شد تا در اولین سالگرد  لیلا اسفندیاری ، و با شعار "حمایت از کودکان بی سرپرست"  به همراه یک کوهنورد زن از آمریکا  در قالب یک تیم دو نفره برای صعود قله ی کی 2  تلاش کند.

خانم Cleo Weidlich کوهنورد آمریکایی که او را در این صعود همراهی می کند  بعنوان اولین زن کوهنورد امسال توانست دو قله آناپورنا و دائولاگیری را در یک فصل صعود کند.

برای او و همنوردش آرزوی سلامتی و موفقیت داریم. و امیدواریم همانطور که با تلاش پروانه ی عزیز ، طنین نام لیلا ، بر فراز اورست و لوتسه شنیده شد ، صدای خاموش نشدنی لیلا ، از گلوی مهدی عمیدی ، موفقیت کوهنوردان مستقل ایرانی را بر فرار کی 2 نیز فریاد کند!

 

 برج سینا نیز ، یاد وصل لیلای عزیز  را در آغوش عشق دیرین اش ، بر آن فراز برف پوش ابدی ،  گرامی و محترم می دارد. روحش شاد و یادش انگیزه بخش عاشقان پس از او.

  نظرات ()
مثنوی بازگشت... نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱۳ تیر ۱۳٩۱


«مثنوی بازگشت» یکی از شعرهای بلند محمد کاظمی، شاعر افغان است که در سال ۱۳۷۰ سرود و بعد از آن حدود ده شاعر از شاعران ایرانی و افغان برای آن پاسخ نوشتند. در ادامه مطلب «مثنوی بازگشت» از محمد کاظم کاظمی، پاسخ محمد علی بهمنی، شاعر معاصر ایران را می خوانید.



ادامه مطلب ...
  نظرات ()
به بهانه ی انتشار گزارش مشاور حقوقی فدراسیون نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۸ تیر ۱۳٩۱

خورشید را گذاشته،
میخواهد
با اتکا به ساعت شماطه دار خویش
بیچاره خلق را متقاعد کند

که شب
از نیمه نیز بر نگذشته است*

*شاملو


بالاخره مشاور حقوقی فدراسیون کوهنوردی با گذشت 5 ماه! از صدور حکم که تصویر آن پیشتر در همین وبلاگ درج شده بود ، گزارشی تنظیم و منتشر کرد!

1-اشاره شده است که ارائه این توضیح " از یک طرف به جهت ملاحظاتِ مربوط به سفر آقای "بابازاده" و عدم حضور وی به تعویق افتاد " . سوال پیش آمده به این شکل است : که چرا فدراسیون کوهنوردی در همان مقطع صدور حکم چنین گزارشی را ارائه نداد و اینکه چرا پس از گذشت زمان 5 ماهه از صدور این حکم و درست زمانی که کیومرث بابازاده عزم سفر کرده ، چنین اقدامی انجام می گیرد؟ آیا این بدین معنا نیست که فدراسیون سعی دارد نقاط ضعف خود را با منت گذاشتن بر سر دیگری پوشش دهد؟

2-در ادامه آمده است : "از طرف دیگر  پس از بازگشت ایشان از سفر نیز  با دعوت فدراسیون از  جناب آقای "عباس ثابتیان" رئیس انجمن کوه‌نوردان و هم‌چنین جناب آقای "عباس‌محمدی" (در جایگاه مرتبط و مطلع) طی نشستی؛ ضرورت التزام ایشان نسبت به اظهارات امضاء شده در دادگاه تبیین گردید"

سوال دیگر اینکه : چرا فدراسیون کوهنوردی ، شخصا و مستقیما از خود کیومرث بابازاده جهت حضور و گفتگوی رو در رو دعوت نکرده و سعی داشته است از طریق واسطه نظریات خود را به گوش بابازاده برساند؟ در این بین بجز ثابتیان و محمدی می توان به کاوه کاشفی نیز اشاره نمود که فدراسیون از ایشان نیز خواسته بود تا صحبتی با بابازاده داشته باشد و ...

3- باز در ادامه می خوانیم : "این گزارش حاکی‌ست: در جلسه‌ی رسیدگی این دادگاه به تاریخ ۱۵/بهمن/۱۳۹۰، به جهت تقریر و تحریر جناب "بابازاده" مبنی بر اعلام آمادگی جهت پوزش خواستن از سرپرست فدراسیون (مکتوب در فدراسیون موجود است) ، ریاست فدراسیون موافقت نمود تا ادامه‌ی رسیده‌گی پرونده، موقتاً در حالت تعلیق قرار گیرد"

اول اینکه تاریخ حکم دادگاه آنگونه که در تصویر پیداست پنجم بهمن ماه است نه پانزدهم. از دیگر سو اگر فدراسیون چنین مکتوبی مبنی بر اعلام آمادگی کیومرث بابازاده جهت پوزش خواستن از سرپرست فدراسیون را در اختیار دارد ، چرا آن را جهت شفاف سازی افکار عمومی که به قول خودشان هیئت منصفه ی اصلی هستند منتشر نمی کند؟! آیا می خواهد با این کار خود لطفش شامل حال بابازاده شود؟!

4-در پایان آورده اند : "فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی؛ ضمن احترام به یکایک پیش‌کسوتان ارجمند، صاحب‌نظران ومنتقدان گرامی، بر این باور است که در این رابطه هیئت منصفه ی اصلی جامعه ی فهیم کوه نوردی و صعودهای ورزشی خواهد بود"

اگر واقعا فدراسیون بر این باور است ، باید و باید جهت برگزاری جلسه ای علنی ، با حضور کیومرث بابازاده و محمود شعاعی اقدام کند ، تا افکار عمومی شاهد گفتگوی رو در رو و نیز تمام اسناد موجود باشند و خود تصمیم بگیرند که خورشیدشان کجاست!!

5- می توان متصور شد فدراسیون با انتشار این گزارش در این مقطع زمانی ، سعی دارد تا دیگر بار فرار به جلو بکند و افکار عمومی را از جریانات اخیر و زیر سوال رفتن صعودهای خود منحرف سازد. غافل از اینکه دیگر این حنا ، رنگی ندارد!!

6- بالاخره فدراسیون با آن نگاه از بالای خود به جامعه ی کوهنوردی و انجمن کوهنوردان پذیرفت که جامعه ی کوهنوردی و افکار عمومی هیئت منصفه ی اصلی است و جالبتر اینکه برای ساکت کردن کیومرث بابازاده دست به دامن همان انجمنی شده است که نامه های فراوانی به حراست سازمانهای مختلف به جهت منع فعالیت انجمن ارسال کرده است... حکایت جالب و تلخی است سیاست های یک بام و دو هوای فدراسیون!!

7- شنیده ها حاکیست کیومرث بابازاده اسنادی را در اختیار مراجع قانونی قرار داده است که پس از طی روال قانونی همگان از آن با خبر خواهند شد... آیا اینبار و در واکنش به این کار نیز فدراسیون قضاوت را به جامعه ی کوهنوردی واگذار خواهد کرد؟!

پ.ن 1 : جالب است فدراسیون کوهنوردی که تا به امروز هیچگاه افکار عمومی را به رسمیت نشناخته و پاسخی منطقی به سوالات این جامعه و شبهات موجود نداده ، اینبار دست به دامن افکار عمومی شده است!!

پ.ن 2 : همواره شاهد بوده ایم که در انتشار یادداشتهایی این چنین در این وبلاگ یا وبلاگهای دیگر که عملکرد فدراسیون را مورد نقد قرار داده ، سیل پیامها با نام افراد مجهول الهویه روان شده است. آیا افکار عمومی جامعه کوهنوردی ، همین افراد بی نام و نشانند؟ آیا می توان متصور شد همین افراد با نامهای مستعار خود از عوامل فدراسیون هستند؟!

  نظرات ()
گزارش مشاور حقوقی فدراسیون از جریان طرح دعوی اخیر و حکم صادره نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٧ تیر ۱۳٩۱

برج سینا ! : به زودی برج سینا ! بعنوان یکی از افکار عمومی  جامعه ی کوهنوردی دیدگاه و سوالاتی را در خصوص گزارش مشاور حقوقی فدراسیون منتشر خواهد کرد!

پایگاه خبری فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی :

در خصوص دعوی طرح شده از جناب آقای "کیومرث بابازاده" و نظر به انتشار تصویر و تفسیر حکم "قرار ترک تعقیب" (بدون اشراف حقوقی نسبت به قرار صادره)، به جهت آگاهی از شأن صدور حکم مذکور، گزارش جناب آقای"روجایی" مشاور حقوقی فدراسیون را به شرح ذیل از نظر می‌گذرانید. خاطرنشان می‌شود: ارائه‌ی این توضیح از یک طرف به جهت ملاحظاتِ مربوط به سفر آقای "بابازاده" و عدم حضور وی به تعویق افتاد و از طرف دیگر  پس از بازگشت ایشان از سفر نیز  با دعوت فدراسیون از  جناب آقای "عباس ثابتیان" رئیس انجمن کوه‌نوردان و هم‌چنین جناب آقای "عباس‌محمدی" (در جایگاه مرتبط و مطلع) طی نشستی؛ ضرورت التزام ایشان نسبت به اظهارات امضاء شده در دادگاه تبیین گردید.
" پس ازانجام تشریفات و تحقیقات قانونی و عدم ارائه‌ی مستندات اثباتی و محکمه‌پسند نسبت به ادعاهای بیان شده از سوی آقای "کیومرث بابازاده"، طرح شکایت فدراسیون منتهی به صدور قرار مجرمیت از سوی شعبه‌ی یازدهم بازپرسی و کیفرخواست از سوی دادسرای ناحیه‌ی ۶ علیه نامبرده گردید تا پس از ارسال پرونده از دادسرا به مجتمع قضایی قدوسی، پرونده جهت صدور حکم  تحت رسیدگی شعبه‌ی ۱۰۳۰ دادگاه کیفری قرار گیرد. 
این گزارش حاکی‌ست: در جلسه‌ی رسیدگی این دادگاه به تاریخ ۱۵/بهمن/۱۳۹۰، به جهت تقریر و تحریر جناب "بابازاده" مبنی بر اعلام آمادگی جهت پوزش خواستن از سرپرست فدراسیون (مکتوب در فدراسیون موجود است) ، ریاست فدراسیون موافقت نمود تا ادامه‌ی رسیده‌گی پرونده، موقتاً در حالت تعلیق قرار گیرد تا موضوع در قالب پیشنهاد مطروحه حل و فصل شود و به همین جهت "قرار ترک تعیقیب" صادر گردید. موکول به این‌که؛ تداوم پیگیرد و ذی‌حق بودن فدراسیون در این پرونده هم‌چنان به قوت خود باقی خواهد بود. "
فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی؛ ضمن احترام به یکایک پیش‌کسوتان ارجمند، صاحب‌نظران ومنتقدان گرامی، بر این باور است که در این رابطه هیئت منصفه ی اصلی جامعه ی فهیم کوه نوردی و صعودهای ورزشی خواهد بود  و  همواره از افرادی که با رعایت ارزش‌های اخلاقی و بدون ایراد توهین و افترا، انتقادات متقن و پیشنهادات پویای خود را ارائه می‌کنند، قدردان بوده و از نقطه‌نظرات این عزیزان بهره‌مند شده است.

  نظرات ()
حرف دل نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٦ تیر ۱۳٩۱
اما میهن یک قطعه خاک نیست. خاک هرجا هست. میهن آن میهنی که لایق دلبستگی باشد ترکیب می‌شود از فضای فکری یک دسته آدم شایسته. شایستگی هم از فهم می‌آید نه از اطاعت بی‌گفت‌وگوی هر دستور، حتی اگر دستور از روی فهم و دقت و انصاف هم باشد.

ابراهیم گلستان/ازنامه ابراهیم گلستان به نادر ابراهیمی
  نظرات ()
فراخوان انتخاب برترین گزارش صعود هفتم قلم نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳ تیر ۱۳٩۱

جهت اطلاع از شرایط  و نحوه ی رای گیری در خصوص انتخاب برترین گزارش صعود هفتم قلم و شرکت در آن به وبلاگ صعود قلم مراجعه فرمایید.

 

رای برج سینا ! :  گزارش الهه حمیدی - زندگی در کوهستان

  نظرات ()
تولدت مبارک صمد نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢ تیر ۱۳٩۱

2 تیر 1318

مرگ خیلی آسان می‌تواند به سراغ من بیاید،اما من تا می‌توانم زندگی کنم،نباید به پیشواز مرگ بروم.البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شوم که می‌شوم، مهم نیست. سعی کن بی اعتنا باشی،اما نه اینکه کار نکنی و بیکار باشی! غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است،به هیچ جا راه نمی برد. اما نباید ایستاد،وقتی هم که مردیم، مردیم به درک...

 

  نظرات ()
تصویر هفته - دریاچه ارومیه نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱ تیر ۱۳٩۱

دریاچه ارومیه را نجات دهیم...

  نظرات ()