احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
ماهی سیاه کوچولو / برای مردم آذربایجان نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳٠ امرداد ۱۳٩۱

 آذربایجان سرزمین غم ها و مهربانی هاست ما هم در غم هموطنان داغ دیده آذربایجان سهیمیم.

آهنگ ماهی سیاهِ کوچولو را به احترام تاریخ آذربایجان عزیز و به یاد بزرگانش به زلزله زدگان این دیار تقدیم میکنیم .

خوانندگان : محسن چاوشی ،سینا حجازی ،ایمان قیاسی ،حسین صفا ،آوای سنتی و دیوان محمد جاسمی و با حضور استاد صدرالدین حجازی



از خواب پا شدم امروز.
چشمای بستتو دیدم.
ماهی سیاه کوچولو.
تنگ شکستتو دیدم.

دیدم همین که میخونم.
تاریخ تشنگیهاتو
دریاچه های خشکیده.
خون گریه میکنن با تو.

اخبار داغو میخونم.
هرچند خوب میدونم.
داغی که رو ارس مونده.
این کوه سختو لرزونده.

نه شعر آذری گفتم.
نه خون آذری دارم.
نسبت به مردمت اما.
حس برادری دارم.
رنجور آذربایجان
معصوم آذربایجان
مغرور آذربایجان
مغمموم آذربایجان
رنجور آذربایجان
معصوم آذربایجان
مغرور آذربایجان
مغمموم آذربایجان

از خواب پا شدم امروز.
چشمای بستتو دیدم.
ماهی سیاه کوچولو.
تنگ شکستتو دیدم.

دیدم همین که میخونم.
تاریخ تشنگیهاتو
دریاچه های خشکیده.
خون گریه میکنن با تو.

اخبار داغو میخونم.
هرچند خوب میدونم.
داغی که رو ارس مونده.
این کوه سختو لرزونده.

نه شعر آذری گفتم.
نه خون آذری دارم.
نسبت به مردمت اما.
حس برادری دارم.
رنجور آذربایجان
معصوم آذربایجان
مغرور آذربایجان
مغمموم آذربایجان
رنجور آذربایجان
معصوم آذربایجان
مغرور آذربایجان
مغمموم آذربایجان

آروم میگرفتم با افسانه های شیرینت ، آهسته گریه می کردم ، با شهریار غمگینت.
دل ابر بود و بارون شد ، سرما زد و زمستون شد ، آبادیها بیابون شد ، هرچی که بود ویرون شد ، هرچی که بود ویرون شد.
  نظرات ()
تاخیر در بروز رسانی نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٥ امرداد ۱۳٩۱

بدلیل حضور و هماهنگی در تیمهای امدادی زلزله آذربایجان شرقی این وبلاگ با تاخیر بروز خواهد شد.

  نظرات ()
آذربایجان به سوگ نشست/ تسلیت نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢۱ امرداد ۱۳٩۱

زلزله ی 6.2 ریشتر در شمال غرب ایران ، جان تعدادی از همطونانمان در استان آذربایجان شرقی را گرفت ... 

روحشان قرین رحمت

 

عکس از دوست عزیزم : فرن تقی زاده

  نظرات ()
کلاغ با شیم یا عقاب!! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٠ امرداد ۱۳٩۱

 

«گویند زاغ 300 سال بزید و گاه عمرش ازین نیز درگذرد ... عقاب را 30 سال عمر بیش نباشد»

این جمله ای است که در سرلوحه شعر تکان دهنده « عقاب» سروده پرویز ناتل خانلری آمده.

شعر درباره عقابی است که به 30 سالگی رسیده و مرگ قریب الوقع،‌ آشفته اش کرده. عقاب برای رهایی از این آشفتگی به سراغ کلاغ سن و سال داری که محضر عقاب های زیادی را درک کرده می رود تا از او راز بقا و راز طول عمرش را بپرسد و چاره ای بجوید.

کلاغ به عقاب توضیح می دهد که طول عمرش را مدیون دو چیز می داند. یکی اینکه مثل عقاب بلند پرواز نبوده و هیچ وقت به اوج آسمان ها کاری نداشته و هنگام پرواز زیاد از زمین فاصله نمی گرفته و به پرواز در حد و حدود زمین (در سطوح آشغال ها در ارتفاع پست) اکتفا می کرده:

ما از آن سال بسی یافته ایم/ کز بلندی رخ برتافته ایم

زاغ را میل کند دل به نشیب/ عمر بسیارش از آن گشته نصیب

دلیل دوم و مهم تر کلاغ برای طول عمرش، «مردار خواری» است. به تعبیر کلاغ مردار خواری یا همان مرده خوری خودمان، خاصیت دارد و خاصیتش هم این است که عمر را زیاد می کند. کلاغ به عقاب توصیه می کند دست از چیزهای دست اولی مثل شکار کردن جانوران بردارد و به جایش به چیزهای دستمالی شده و غیر اوریجینال (لاشه جانوران) بسنده کند و در نهایت هم دست عقاب را می گیرد و می بردش سر یکی از این بساط های مرده خوری.

عقاب اول شگفت زده می شود. باورش نمی شود که راز بقا این قدر پیش پا افتاده باشد و بعد در مصرف لاشه هاییی که کلاغ به او تعارف می کند به تردید می افتد. می ماند دست از عقاب بودن بشوید و کلاغ وار زندگی کند یا برعکس، همچنان عقاب بماند و لاجرم کوتاه عمر.

عقاب البته در آخر،‌دور کلاغ بودن و عمر دراز را خط می کشد و برمیگردد به اوج آسمان ها، جایی که مرگ انتظارش را می کشد ...

عقاب بودن یا کلاغ بودن. مساله روزگار ما این است. کلاغ باشیم و بی خیالٍ در اوج زیستن بشویم. بچسبیم به زندگی معمولی بی جاه و شکوه خودمان و طول زندگی مان را با توسل و تمسک به هر چیزی حتی گند و مردار و هر چیز دست چندم ، بدون دقت و وسواس ویژه ای، همین طور امتداد دهیم یا عقاب بودن را انتخاب کنیم و از این عقاب بودن نهراسیم و بهای آن را بپردازیم. از مسوولیت های دشوار آن گرفته تا مسائلی مثل جوانمرگی و بی بهرگی از امتیازها و موهبت های کلاغ ها ...

روزگار ما، روزگار بی عقابی یا لااقل کم عقابی است. دیگر کمتر آدمی به پستمان می خورد که حاضر باشد سفت و سخت، پای آرزوها و آرمان ها و ایدآل هایش بایستد و یک تنه برای تحقق آنها بجنگد. انگار که نسل این آدم ها- عقاب ها – منقرض شده باشد. رد عقاب ها را دیگر فقط می شود در خاطره ها، افسانه ها، اسطوره ها و کتاب ها گرفت. در عوض تا دلتان بخواهد کلاغ ریخته. سرتان را به هر طرف که بگردانید،‌کلاغ می بینید. رژه دلگیرکننده آنها آسمان شهر را خاکستری کرده.

ما به شدت به عقاب نیاز داریم. به آدم هایی که حاضر باشند پا در راه عقاب شدن بگذارند. به عقاب هایی که تا دم آخر دست از عقاب بودن نکشند.

می توانیم شعر پریشان کننده «عقاب» را بخوانیم و از خودمان بپرسیم من عقابم یا کلاغ؟ دوست دارم عقاب بشوم یا کلاغ؟ سوالی نیست که بشود سرسری به آن جواب داد. سوالی است که اگر با دقت برای جواب آن تصمیم گرفته شود می تواند سرنوشت یک زندگی، حتی یک ملت را رقم بزند ...

پ.ن : دانلود فایل صوتی شعر عقاب اثر زنده یاد پرویز ناتل خانلری دکلمه و به همراه قطعات موسیقی سنتی در مایه دشتی 

متن کامل شعر عقاب در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
بیاد مشعل دار المپیک تورین نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱۸ امرداد ۱۳٩۱

یاد مشعل دار المپیک تورین ایتالیا ، عباس جعفری بخیر...

  نظرات ()
روز خبرنگار... نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٧ امرداد ۱۳٩۱

روز خبرنگار را در ایوان شب قدر، پیمان بسته ام دوباره و آرزو کرده ام روشنایى چلچراغِ کلمه ها را در این «شب تاریک و بیم موج» و تفأل زده ام به قرآنِ قونیه به یاد احمد زیدآبادى و دیگر یاران دبستانى: 
چو باد در سر بید افتد و شود رقصان
خدای داند کُو با هوا چه‌ها گوید
چو رازها طلبی در میان مستان رو
که راز را سرِ سرمست، بی‌حیا گوید!

  نظرات ()
کوه نیوز منتشر کرد: نامه های کودکان دبستانی به خانواده زنده یاد محمد اوراز نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٥ امرداد ۱۳٩۱


نامه های کودکان دبستانی به خانواده زنده یاد محمد اوراز

  نظرات ()
چه تعجیلی داریم به قربانی کردن قهرمان هامان!! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٥ امرداد ۱۳٩۱


تصویر به احترام و درخواست دوستان حذف شد

چه تعجیلی داریم به قربانی کردن قهرمان هامان!!

انتقادهای من بر عظیم قیچی ساز و بر روندی که طی می کند به قوت خود باقیست و همگان نیز در جریان انتقادات وارده بوده و هستند... اما هیچکدام اینها باعث نمی شود تلاشهایش برای سربلندی نام ایران عزیز را فراموش کنم و از در تمسخر وارد شوم... نه. این نقد نیست ، توهین مستقیم است به یک کوهنورد ملی. کوهنوردی که زیر همین پرچمی که ما نیز سنگ آنرا به سینه می زنیم برای همین مردم و همین سرزمین افتخار کسب می کند. فارغ از هر قوم و نژادی...
بحث کوهنورد دولتی و مستقل هم مطرح نیست... 
بحث آذری بودن عظیم هم دلیل انتشار این یادداشت نیست. بحث احترام به قهرمانان این سرزمین بلا زده است!! 
واقعا متاسف ام و در عجب از جناب محمد نیکبخت بابت ساخت و اشتراک گذاری چنین تصویری!

پ.ن : در این خصوص بخوانید در وبلاگ آیاز 
 
  نظرات ()
از جوخه اعدام طالبان تا به لندن دویده است! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٤ امرداد ۱۳٩۱

عبدالله احمدی :
"رقیبان تهمینه صد متر دویدند، ولی تهمینه قرن ها ست که دویده است ، او از لابلای سالها تاریکی دویده است تا زن افغانستان را تا المپیک لندن برساند. او خیلی دویده است و او برنده است. او توانست در المپیک شرکت کند. او در کابل در جایی تمرین می کرد که روزگاری زنان را در آن مکان به گلوله می بستند. تهمینه از جوخه اعدام طالبا
ن تا به لندن دویده است. و او پیروز است."

تهمینه کوهستانی، تنها ورزشکار زن افغانستان در مسابقات المپیک لندن. 

  نظرات ()
کوله پشتی نارنجی افتتاح شد! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٤ امرداد ۱۳٩۱

دوست خوبم فرشته در معرفی کوله پشتی اش مینویسد :


هر کوله پشتی با خودش یه دنیا حرف و قصه داره... 

سهم من از دنیای رنگارنگ کوله پشتی ها، یه کوله پشتی نارنجیه که شده همسفر رویاهام، رفیق راه و هم داستان خاطره های تلخ و شیرین من...
عاشق راه های نرفته ام، مقاصد ناآشنا، مردمانی دیگر، فرهنگ هایی متفاوت و طبیعت هزار رنگی که دمادم نگارنده ای چیره دست را به یادت می آورد و تو را سرمست می رقصاند...

با سفرنامه های ناب کوله پشتی نارنجی همراه و همقدم شویم...

http://orangebackpack.blogfa.com/ 

برای دوست خوبم فرشته در آغاز این راه موفقیت و استمرار مطالبش را آرزومندم 

  نظرات ()
برای مهسا و جای خالی اش در این روزها نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٢ امرداد ۱۳٩۱

بودنت درین هوای لعنتی 
درین جهان لعنتی

غنیمتست...


لینک دانلود خوانش شعر

 

 

شعر از : راشین گوهر شاهی

  نظرات ()
عظیم بر فراز کی 2 :) نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٠ امرداد ۱۳٩۱

عظیم قیچی ساز بر فراز کی 2 ایستاد

تبریک به جامعه کوهنوردی ایران.

پ.ن : برای مهدی عمیدی دیگر کوهنورد توانمند کشورمان که در کمپ دو کی 2 برای صعود این قله در تلاش است موفقیت و سلامت آرزو می کنم.

  نظرات ()
ایران بر فراز برودپیک :) نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٠ امرداد ۱۳٩۱

برادران بهادرانی با ارسال پیامی خبر از صعود خود به قله ی برودپیک دادند...

متن پیام : سلام. با یاد و نام پروردگار بزرگ و توسل به ائمه ی اطهار و ضمن بزرگداشت نام ایران و ایرانی، ما هم اکنون بر فراز "برودپیک" ایستاده ایم.

 

تبریک به جامعه کوهنوردی مستقل ایران...

عظیم قیچی ساز در چند قدمی قله ی کی 2...
بی صبرانه منتظر خبر موفقیت عظیم هستم 

 

زنده باد ایران

  نظرات ()
یک تصویر دوست داشتنی! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٠ امرداد ۱۳٩۱

عباس ثابتیان - رضا زارعی - عباس محمدی - کیومرث بابازاده


یک تصویر دوست داشتنی ، از آدمهای دوست داشتنی

یا به قول معروف : از اون موقعیت‌های نابه که این کاراکترها تو یه کادر شکار شدن! ... چه بسا آژانس عکس رویترز این عکس رو بخره! چشمک

حس خیلی خوبه داره این عکس برای من 

 

عکس از : کوه نیوز

  نظرات ()
ریاست محترم فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٤ امرداد ۱۳٩۱

از صفحه ی فیس بوک یکی از سنگنوردان شرکت کننده


بسمه تعالی
ریاست محترم فدراسیون کو هنوردی و صعود های ورزشی

نظر به اینکه در مسابقات بلدرینگ قهرمانی کشور سال 91 که در مجموعه پلور برگزار گردید
شرایط اسکان و طراحی مسیر ها در حد بسیار نامطلوب بود ، مراتب اعتراض را به شرح
ذیل اعلام می دارد :
1- شرایط اسکان کلیه ورزشکاران در اتاق هایی با ظرفیت کم اسکان داده شده اند به عنوان مثال ( اتاق 6 نفره جهت اسکان 12 نفر ) ( تصویر ظرفیت کم اتاق ) به طوری که بسیاری از ورزشکاران روی زمین خوابیدند .
2- شرایط طراحی با مسیرهای طراحی شده در مرحله اول بسیار بالاتر از حد استاندارد بوده که تنها یک ورزشکار موفق به تاپ همه مسیر ها در مرحله اول شد !!!
و این در حالی بود که مرحله دوم کمتر از 3 ساعت از مرحله اول و بلافاصله بعد از صرف ناهار انجام گرفت ، نبودن فاکتور تاکتیک در مسیر های مرحاه دوم ، نداشتن زمان کافی جهت استراحت بین دو مرحله باعث نارضایتی بسیاری از ورزشکاران گردید .
3- با توجه به حساسیت این امر که این مسابقه جهت انتخابی تیم ملی بوده است خواهشمند است این موضوعات را جهت برگزاری بهتر مسابقات در آینده بررسی نمائید .

  نظرات ()
صعود ملی ترانگو؛ ارزشمند و به یاد ماندنی نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢ امرداد ۱۳٩۱

عباس محمدی- انجمن کوه نوردان ایران

 

والت آنسورث (Walt Unsworth)  در دایره المعارف کوه نوردی (Encyclopedia of Mountaineering)، ذیل مدخل first ascent نوشته است:

 «... در این ارتباط، هر صعود نخستی به حساب می آید، اگرچه روشن است که هرچه صعود دشوارتر باشد، دستاورد بزرگ تر خواهد بود. [...] افتخاری که با یک "نخستین صعود" همراه است، می تواند، به ویژه در مورد سنگ نوردی ها یا قله های سرسخت، تا حد زیادی بسط داده شود. در زیر، فهرستی را می بینید که می تواند [در میان نخستین ها] درخور ذکر باشد: نخستین صعود یک قله/ نخستین تراورس یک قله/ نخستین صعود پیاپی دو یا چند مسیر/ نخستین صعود غیر مصنوعی یک مسیر/ نخستین صعود تکی/ نخستین صعود زنانه/ نخستین صعود زمستانی یک مسیر صعود شده/ نخستین صعود (و در موردهایی: نخستین فرود) با اسکی/ نخستین صعود ملی (مثلا نخستین صعود بریتانیایی)/ نخستین صعود بی راهنما».

ادامه مطلب در دیده بان کوهستان

  نظرات ()
بدرود سامان نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢ امرداد ۱۳٩۱

نگاهی جامع ، کامل و بی طرف از دوست عزیزم رامین شجاعی در خصوص حادثه نانگاپاربات ، مرگ سامان نعمتی و ادعای اخیر خانواده ی نعمتی در خصوص تصاویر موجود.

به سهم خود از رامین شجاعی بابت تلاشها و پیگیری هایش سپاسگذارم

در داستان کوه بخوانید 

  نظرات ()