احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
خودرو ملی! ... کوه نورد ملی! .. افتخار ملی! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳٠ مهر ۱۳٩۱

این روزها نظاره گر خاموش اتفاقات دور و برم  هستم  و اخبار نگران کننده ی دنیای  پر التهاب پیرامونم را دنبال می کنم . دست و دلم به نوشتن درباره ی کوه نوردی نمی رود . آنقدر مسئله داریم در این سرزمین  که به کوه نوردی نمی رسد.

اما می بینم که بعضی ها انگار حواس شان به هیچ چیز «جز خودشان» نیست و مصمم و خلل ناپذیر  همچنان «افتخار» تولید می کنند! خوش بحال شان که می توانند چشم هایشان را روی همه چیز  ببندند و اینقدر راحت خودشان را روی کار مهم شان متمرکز کنند و عالم و آدم  برایشان اهمیتی نداشته باشد .

توانایی «تدقیق» و «تمرکز» در میان این همه «آشفتگی» و «عدم توازن همه چیز» ، واقعا توانایی رشک برانگیزی است!  اگر یک چیز وجود داشته باشد که من در میان آشفتگی افکار و احساساتم حسرتش را داشته باشم و به آنان که این توانایی را دارند حسادت کنم همین است. حقیقت این است که برای فرار از همین آشفتگی ها  ، شیفته ی کوه نوردی شدم و برای غلبه بر این بی توازنی به آغوش آرام و  بی دروغ کوه پناه بردم!

ولی حالا؟؟

حالا در تلاش برای «ملی» کردن همه چیز کشور ، که خب ظاهرا اتفاق ارزشمند و مبارکی است ، دامنه ی «ملی کردن ها» به کوه نوردی هم رسیده. و در این گریزگاه  یعنی در کوهستان هم دیگر جایی برای آنها که استانداردهای «ملی» را رعایت می کنند نیست! و یکی از شاخصه ها و توانایی های لازم برای کسب این استاندارد، همین قدرت تدقیق و تمرکز در شرایط آشفته ی کنونی روی یک کار بخصوص است که چنین کاری البته از توان من خارج است! خوش بحال آنان که از این توانایی عظیم برخوردارند!

 

پ.ن 1: عکس از وبلاگ کوه نوشت.

پ.ن 2 در وبلاگ ماگما بخوانید: در افتتاحیه جشن واره بیستون و در مقابل چشم مدعووین پر شمار کشوری و لشکری ! که احتمالا هیچ کدام از کوه و سنگ نوردی چیزی سر در نمی آوردند ، مجری مشغول تمجید از عظیم قیچی ساز بود ... ادامه

پ.ن 3: در وبلاگ همطناب من بخوانید: جشنواره "عظیم" بیستون!!

پ.ن4: سرمای شبهای آذربایجان استخوان سوز شده! به فکر زلزله زدگان بی سرپناه باشیم. منابع غیر رسمی از مرگ یک کودک دو ساله بر اثر سرما در ورزقان خبر می دهند.  این را هم بخوانید! دردناک است.  ای که دستت می رسد کاری بکن!

 

  نظرات ()
برای تو ! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٢ مهر ۱۳٩۱

یک جرعه از آن شراب دیرین لطفا * طاق ظفر از کمان رنگین لطفا

سرباز به انتهای شطرنج رسید * رخ گرچه مرا بس است، فرزین لطفا!



عکس از : از "برج سینا"  - ارومیه - 21 مهر 91

  نظرات ()
در باب علم آمار! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢۱ مهر ۱۳٩۱

بدون شرح!

ازArtart

 

پ.ن : وبلاگ همطناب من یاداشتی را انتشار داده با عنوان «جشنواره بیستون زیر سایه تعلیق انجمن» در این نوشتار می خوانیم:

شوربختانه در روزگاری قرار گرفته ایم که باید آن را عصر مدیریت افراد کوچک نامید مدیرانی خودشیفته و کوته بین که هیچ کس جز خود و منافع کوچکشان را نمی بینند.

کوهنوردی ما نیز جزئی کوچک از جامعه ایست که این رویه نا سالم بر آن حکمفرماست و اینچنین شده است که مدیریت فعلی حاکم بر فدراسیون کوهنوردی یکی از ضعیف ترین و بد ترین دوران فدراسیون کوهنوردی ما را رقم زده است.

مدیریتی که بیشترین انشقاق و دودستگی را در جامعه کوهنوردی باعث شده و فضای دو قطبی کوهنوردی مستقل و دولتی را ایجاد نموده و فدراسیون کوهنوردی را به رقیبی بی رحم برای سازمانهای غیر دولتی و مردم نهاد کوهنوردی تبدیل نموده است.

در خصوص این شیوه مدیریت سخن بسیار است اما آخرین دستاوردی که این دوستان احتمالا" شاهکار آنان نیز خواهد بود پی گیری مستمر برای صدور رای تعلیق دو سازمان مردم نهاد کوهنوردی و غارنوردی کشور بود.

فردا جشنواره سنگنوردی بیستون آغاز خواهد شد . جشنواره ای که پایه ریز و مبدع آن انجمن کوهنوردانی بود که حال به یمن تلاشهای مدیریت فدراسیون دچار تعلیق شده و مدیریت آن در اختیار فدراسیون کوهنوردی قرار گرفته است.

...

ادامه را در همطناب من بخوانید.

  نظرات ()
در باب ساده زیستی! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٩ مهر ۱۳٩۱

در خبر ها آمده: آمار گمرک ایران  نشان می‌دهد در ۵ ماه نخست سال جاری ۱۵ هزار و ۷۰۰ دستگاه خودرو به ارزش ۳۴۱ میلیون دلار وارد کشور شده که ۷۸ درصد از این واردات با ارز دولتی بوده است.

اتومبیل‌هایی که مردم عادی ترجیح می‌دهند نزدیک‌شان نشوند، تا مبادا خطی رویش بیافتد و مجبور شوند تمام زندگی‌شان را بابت خسارت بدهند.

 

اینکه چه کسی این واردات را انجام داده و چه کسانی این ماشین ها را خریداری می کنند و چه افرادی در نهایت سوار این ماشینها می شوند  از دایره ی دانسته های ما و البته از دایره ی موضوعات این وبلاگ خارج است. فقط در ارتباط با ورزش کوهنوردی  می توان پرسید آنجا که متولی رسمی  ورزش ما ، به این مفتخر است که با تلاش شبانه روزی و نامه نگاری های فراوان  توانسته در یک صعود برون مرزی برای هر نفر 3000 دلار ارز دولتی  دریافت کند (اشاره به تیم ترانگو) و همانطور که گفتیم بسیار هم به این توان اجرایی و حمایتی خود می بالد و مفتخر است ،  کسی که 300.000.000 دلار ارز دولتی جهت واردات خودروهای لوکس گرفته ، چقدر باید برای اینکار تلاش شبانه روزی و نامه نگاری کرده باشد!! و چقدر می تواند به کار بزرگی که انجام داده افتخار کند!!

از جانب خودمان به همه ی افتخار آفرینان این سرزمین تبریک می گوییم.

 

پ.ن: امروز  روز جهانی مبارزه با اعدام بود! این روز را هم به یک نفر تبریک می گوییم. البته هنوز نمی دانیم آن یک نفر چه کسی می تواند باشد!!

  نظرات ()
در باب موفقیت!! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٧ مهر ۱۳٩۱

خیلی پیش از این در کتابی خوانده بودم اگر برای صید ماهی  میروی باید بر سر قلاب کرم بگذاری نه توت فرنگی! هر چند در نظر خودت  توت فرنگی به مراتب  از کرم خوشمزه تر است! اما اگر ماهی می خواهی باید به ذائقه ی ماهی  توجه کنی و بر اساس آن عمل  نمایی! نه بر اساس ذائقه ی خودت! اگر به ذائقه ی خودت می خواهی عمل کنی قید صید را بزن!!

و من همیشه به ذائقه ی خودم عمل کردم  و به همین خاطر ، تور ام   همیشه از ماهی خالی بوده است ..

 

پ.ن 1 : کارتون از اینترنت. نام صاحب اثر را نیافتم.

پ.ن2: نوشته ی تامل بر انگیزی از دوست وبلاگ نویسم حسام

  نظرات ()
هیمالیا نوردی با کدام ارز؟ عرض ارادت یا عرض معذرت؟! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٦ مهر ۱۳٩۱

 

پ. ن 1: کارتون از HikingArtist

پ. ن 2 مهم: سایت بازتاب امروز ، امروز  از لغو استیضاح وزیر ورزش  ، درست وسط جلسه ی استیضاح (!) خبر داد و نوشت:

« اگرچه بحران ارزی و مشکلات شدید اقتصادی فشار زیادی به مردم وارد کرده، اما امروز این بحران یک سودبرنده جدی داشت و او هم کسی نبود جز وزیر ورزش و جوانان که بعد از فشارها و هزینه ها و لابی های فراوان، خطر استیضاح از بیخ گوشش گذشت تا در شرایطی که ورزش ایران در لبه پرتگاه تعلیق قرار دارد، آقای وزیر که حاضر نشده قدرتش تعدیل شود و فدراسیون های ورزشی از مجموعه اش منفک گردد، بتواند راحت همان رویه گذشته را پیش ببرد و اهالی ورزش نیز برای جلوگیری از تصمیمات وزیر غیرمتخصص ورزش به خدا پناه ببرند.

                                                        

صبح امروز مجلس روز پرتنشی را گذراند و استیضاح محمد عباسی حین برگزاری آن، با پس گرفتن تعدادی از امضاها به دلیل آنچه رعایت شرایط کشور به خصوص درباره مسائل اقتصادی مطرح شد، ملغی گردید. ... »

ادامه را درسایت بازتاب بخوانید

پ. ن 3 : خب با لغو استیضاح وزیر محترم ورزش،  باید منتظر بود که تکلیف انتخاب رئیس جدید فدراسیون کوه نوردی هم به زودی روشن شود! پیش از المپیک گفته شده بود پس از المپیک! پس از المپیک هم گفته شده بود: بعد از روشن شدن تکلیف خود جناب وزیر !! حالا که تکلیف همه چیز خوشبختانه روشن شده! می ماند تکلیف جناب آقای محمود شعاعی تا از این بلاتکلیفی در بیایند!!!!

  نظرات ()
در باب مثبت اندیشیدن در شرایط دشوار! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٥ مهر ۱۳٩۱

مثبت اندیشیدن در شرایط دشوار: عملی که در بعضی از موقعیت ها هنر واقعی است و در بعضی از موقعیت ها حماقت محض! به نظر شما مثبت اندیشیدن در شرایط امروز جهان ، کشور ، و زندگی من و  شما هنر محسوب می شود یا حماقت؟!

.....................................................................................

 تن تن: یه خبر خوب دارم یه خبر بد!

هادوک: خبر بد چیه؟

تن تن:  همش یه گلوله داریم!

هادوک: و خبر خوب؟

تن تن: هنوز یه گلوله داریم!!

 

پ.ن: گفتگوی تن تن و هادوک را از وبلاگ خوب علف هرز چیست وام گرفته ام.

  نظرات ()
انا لله و انا الیه راجعون نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٤ مهر ۱۳٩۱

 

متاسفانه الان با خبر شدم  امیر حسین مقیمی ، در حین فرود از مسیر "ntm" بر روی دیواره پل خواب ، سقوط و جان باخته است.
امیر حسین از اعضای خانه ی کوهنوردان کرج و از دوستان وبلاگ نویس کوهنورد بود. 
به سهم خودم به خانواده ی مقیمی و جامعه ی کوهنوردی استان البرز و جامعه ی وکوهنویسان تسلیت می گم. 

روانش انوشه...

  نظرات ()
سهم «ما» از افتخارات «او» ... ! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱۱ مهر ۱۳٩۱

عظیم کوه نورد پر قدرت و توانمندی است. بدون هیچ شکی. اگر چه این توانمندی تاثیری در زندگی من و در کوهنوردی فردی مثل من ندارد. و اصولا تاثیری در ارتقائ سطح فعالیتها در جامعه ی کوهنوردی کشور. عظیم از جامعه ی کوهنوردی بریده است. فعالیت های او انفرادی و تک روانه است. تجربیاتش را در هیمالیا با هیچ کس شریک نشده. و هیچکس را در صعود ها با خود همراه و هم طناب نمی کند. دستاوردها و تجربیاتش در هیمالیا جز برای خودش ارمغانی برای کسی نداشته. البته شاید برای  محمود شعاعی بعنوان مسئول فدراسیون کوه نوردی کشور در توانمند نشان دادن مجموعه ی تحت امرش و توانمند نشان دادن ورزش کوهنوردی درایران با سرپرستی و هدایت او دستاوردهایی داشته باشد! آن چنانکه در این کارتون تصویر شده!

 

و بله! البته عظیم ایرانی است. عظیم آذربایجانی است. مثل من که ایرانی و آذری ام. و با این ارتباط و اتصال من هم می توانم به عنوان یک ایرانی و آذربایجانی خود را در افتخارات او شریک بدانم و سهمی از شعف و غرور و افتخار او را بدین وسیله  کسب کنم. اما نمی توانم ضعف خودم را و ضعف ورزش کوه نوردی در ایران را و کلا ضعف سیستم ورزش کشور و اختلافات دامنه دار و مسائل بیشمار جامعه ی ورزشکار را با افتخارات ورزشی  او و امثال او بپوشانم و مخفی کنم.

برای عظیم احترام قائلم و او و توانمندی اش را تحسین می کنم. اما تاثیر او در زندگی من و البته تاثیر او در  ایجاد تحول در  ورزش کوه نوردی نزدیک به صفر است. همین.

 

پ.ن1: کارتون از سیزیف. بخشی از نوشته های کارتون توسط من محو شده! با اجازه ی سیزیف البته!

پ.ن 2 : مطلب قابل تامل از دوست گرامی عباس محمدی با عنوان رکورد عظیم!

پ.ن3 :در ادامه می توان گفت که حضور و مشارکت اجتماعی عظیم قیچی ساز به عنوان یک قهرمان ورزشی حتی بیرون از جامعه ی کوچک کوه نوردی کشور هم به هیچ عنوان محسوس نیست. شاهدش عدم حضور او در در امداد رسانی به زلزله زدگان آذربایجان بعد از بازگشتش از کی 2. و به راستی چرا؟؟؟  آنهم در جایی که همه ما روحیه ی  مشارکتی و ارزش های  انسانی مستتر در ورزش کوهنوردی را همه جا جار می زنیم!!!

همه ما شاهد بودیم که ورزشکاران و قهرمانان المپیک امسال چگونه از نقش و محبوبیت شان در جلب حمایت ها و کمک های مردمی برای زلزله زدگان بهره بردند!  کاری که عظیم هم دست کم در میان اینهمه  هواخواه و طرفدارا سینه چاک می توانست به سهم خودش انجام دهد!

عظیم قیچی ساز آدم مشارکت نیست. و کوه نوردی هایش حتی در بعد تبلیغاتی موضوع محدود به خود اوست! همان طور که فدراسیون کوهنوردی ،  تشکیلاتی مشارکتی نیست و بود و نبودش تاثیری به حال کوهنوردی کشور ندارد. همین.

پ.ن 4: خوانندگان محترمی که نوشتن این مطلب را از سر بغض ، کینه ، حسادت و تنگ نظری من نسبت به فعالیت های شخصی عظیم قیچی ساز می دانند ، به بلند نظری و رافت خودشان مرا ببخشند و از ابراز نظرات کینه توزانه خودداری کنند. سپاس.

  نظرات ()
ماه ، مه ، مهتاب! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٧ مهر ۱۳٩۱



دوستی گفت در ارومیه مان ، خاطرات شهری را در نظر نمی گیرند و اذهان تنها ماوای یادهای اهالی اش است از شهر و گذشته اش!
چه می شود کرد!؟
...!
کوهی است بر کرانه ی غربی ارومیه که همچون ستونی استوار ، عمود خیمه ی خاطرات جمعی و فردی‌مان است از سالهای دیر و دور و کسی را یارای پاک کردنش نیست!

طلوع ماه بر فراز قله اش ، همچون شب چراغی است که خاطرمان را می برد به سالهای حضور دوستان ، به روزهای گرمی ِ ارومیه ، به شب‌های روشن اش ، به عصرهای معطر به نان گرم و انگور، به ماه تابیده بر سکوی باغ، به صبح های سرد پاییزی اش ، به آب های زلالی که بر گستره ی شهر جاری می شد و مراد نطلبیده ی مردم اش بود ، به ... !

نه می توانند ماه را بپوشانند و نه "چهل مر شهیدان*" را از جا برکنند ، هستند و هستیم ، در هر کجای جهان که باشیم! و خواهیم بود تا ابد همچون ماه و شهیدان!
شهیدان...!
شهیدان...!
شهیدان...! شهیدانی که بیدارند و ما نیز بیداریم. خوابمان نمی برد. بیداریم و خوابشان را آشفته کرده ایم!

بتازید! بتازید در این شبهای تاریکتان! این ظلمت جاوید!
نخواهید توانست ماه و شهیدانمان را از ما بگیرید!

ما نشسته ایم بر خوان گسترده ی "شهیدان" به پهنای جهان ، زیر نور ماه !

ماه ، مه ، مهتاب!

28 شهریور 91 - ارومیه

*قله ی چهل مر شهیدان 

  نظرات ()
کارتــــــون روز (به همراه شرح!) نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۳ مهر ۱۳٩۱

شنیده ها (و البته دیده ها!) حاکی است که عباس ثابتیان (رئیس انجمن اسبق کوه نوردان!) در کافه ی محمد تهرانی با کلاه بوقی بر سر مشغول کیک خوری به همراه حسین رضایی دیده شده  است. آگاهان ضمن تایید این مطلب تصریح کردند: سلمونا وقتی بیکار میشن سر همدیگه رو می تراشن!

یک مطلع که نخواست نامش فاش شود به خبرنگار ما گفت:  رئیس انجمن اسبق کوهنوردان (عباس ثابتیان) از اولشم رو سرش چارتا شو ید مو بیشتر نداشت!  و این در حالی ست که بنا بر گزارش واحد مرکزی خبر ، حسین رضایی از دیر باز  جزو مو قشنگان  ورزش کشور بوده  و هیچ وقتم از کار بیکار نشده است! (و اون اقبال بوده که بیکار شده!) و محمود شعاعی در رتق و خصوصا فتق امور (!) بسیار  به ایشان متکی می باشد! و از همین روست که  او ،   با وجود خوردن سر  سه تا رئیس فدراسیون ، همچنان  هر سال در مقام خویش ابقا می شود !!

به گزارش واحد مرکزی خبر حسین رضایی  در پایان نشست مذکور ، هر گونه دخالتی را در مناقشات اخیر  قویا تکذیب کرد و جان یکی از بستگانش را قسم خورد! و گفت: من روحم هم خبر نداشته!

آگاهان ضمن تایید این مطلب  اذعان داشتند که حسین رضایی قویا به روح اعتقاد دارد! و به سوالات انحرافی و توهین آمیزی مثل: آیا  تو به روح اعتقاد داری؟؟!!  ... پاسخی نخواهد داد! ...

 

پ .ن 1: منبع خبر سیزیفوس پرس - کافه محمد تهرانی چشمک

پ.ن 2 : انتشار این مطلب فقط از سر طنز و شوخی با حسین رضایی و عباس ثابتیان است. (مطلب در ایمیلی برای برج سینا ارسال شده است) نظرات جدی  و تحلیلی این وبلاگ همیشه به صورت شفاف بیان شده  و کامنت ها و بازخوردهای موافق  و مخالف  هم بصورت کامل انتشار یافته است. و نویسنده ی برج سینا برای بیان نظراتش نیازی به توهین و تخریب اشخاص حقیقی و حقوقی ندارد.  سپاس از خوانندگان فهیم.

  نظرات ()
تقابل فدراسیون کوه نوردی با انجمن غارنوردی! نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱ مهر ۱۳٩۱

یادداشت دوست گرامی سعید هاشمی نژاد در خصوص تقابل فدراسیون و انجمن غارنوردان به نقل از وبسایت رسمی انجمن :

 

در ابتدای سخن جهت جلوگیری از ایجاد هرگونه شبهه به نظرات شخصی ام در مورد فدراسیون و سپس به مسایل مربوط به غارنوردی می پردازم و در مورد انتقادات وارد به فدراسیون در حیطه کوهنوردی و صعود های ورزشی بحثی نمی کنم و این موضوع را به علمای فن وا می گذارم.

از تضعیف نهادی بنام فدراسیون کوهنوردی پشتیبانی نمی کنم زیرا در آن سودی نمی بینم. فدراسیون نهادیست که وظیفه رفق و فتق امور ورزشهای کوهستانی را بعهده دارد و دیگر هیچ!!! نهادی که هر از چند گاهی با تغییر مدیریت و جو حاکم در برخورد با امور جاری تغییر رویه می دهد پس درست نیست بدلیل اینکه هیئت حاکمه وقت فدراسیون دچار سو هاضمه فکری در مورد برخی امور است کلیت فدراسیون را به اخیه بکشانیم و تضعیف کنیم. مشکل روسای وقت است نه خود نهاد و دیگر هیچ!!! همه کسانی که درگیر یکی از ورزشهای کوهستانی هستند به نوعی با فدراسیون در تعامل بوده و اساتید و دوستان زیادی در بدنه آن دارند که همگی قابل احترامند.

شاید عده ای از دوستانی که این مطلب را می خوانند به دلیل نگارش آن واقف نباشند و ربط موضوع تعلیق انجمن غارنوردان به فدراسیون را خارج از بحث بدانند. حتی برخی دوستان به علت اعلام حکم تعلیق انجمن غارنوردان از سوی وزارت کشور در نهایت ساده لوحی و خوش خیالی به نوعی فدراسیون را بری می دانند! در جواب فقط می گویم: زهی خیال باطل...

از آذر ماه 1386 که نام من هم در لیست شرکت کنندگان در اکسپدیشن بین المللی غارنوردی 2008 در ایران منظور شد به نوعی بطور غیر رسمی در جایگاه مسئول روابط بین الملل تیم غارنوردان ایرانی قرار گرفتم و از نزدیک در جریان شکل گیری این حرکت خالص و ناب غارنوردی و غارشناسی در ایران بودم که به ایجاد انجمن غارنوردان و غارشناسان ایرانیان ختم گردید. از این رو به خوانندگان محترم اطمینان خاطر می دهم حرفهای عنوان شده مستند بوده و کذب نخواهد بود.

اولین تقابل فدراسیون با جریان خود جوش و ناب غارشناسی از آنجایی آغاز شد که برگزاری اکسپدیشن مهم و بین المللی غارنوردی 2008 بخاطر خصومت شخصی!!! و حضور کاظم فریدیان بایکوت شد.

 




ادامه مطلب ...
  نظرات ()