احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
یلدا نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٩ آذر ۱۳٩۱

برای زندانی ها ، همه شبها و روزها یلداست ، همه ی این یلداها بر اونا مبارک!

  نظرات ()
کاری نیک از جناب بیات گرامی نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٦ آذر ۱۳٩۱

دوست گرامی ام جناب بیات (وبلاگ دیار الوند) در دو بخش گزارش برنامه ای از صعود دیواره ی علم کوه رو در سال 69 منتشر کردن که خوندن اون در این روزها خالی از لطف نیست. 

سپاس از ایشان

بخش نخست

بخش دوم

  نظرات ()
دوازدهمین نمایشگاه بین المللی محیط زیست نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٦ آذر ۱۳٩۱

  نظرات ()
و این هم خبر خوب :) رفع تعلیق انجمن کوهنوردان نویسنده: احسان بشیرگنجی - ٢٥ آذر ۱۳٩۱

 

تبریک به جامعه ی کوهنوردی مستقل ایران

 http://www.alpineclub.ir/fa/node/1169

  نظرات ()
یک خبر خوب - به زودی نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٩ آذر ۱۳٩۱

طی ساعات آینده خبر خوبی رو به اطلاع دوستان عزیز و گرامی خواهم رساند.

بی صبرانه لحظه شماری می کنم

  نظرات ()
کوهستان پاک و ایمن نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱۸ آذر ۱۳٩۱

تلاشی ارزنده از دوستان گرامی ام : عباس محمدی ، محمود بهادری ، مریم عطاریه در دیده بان کوهستان ایران (دکا)



 دانلود کنید

  نظرات ()
به بهانه ی 16 آذر - روز دانشجو نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٦ آذر ۱۳٩۱

و ما این سو نشسته ، خسته انبوهی ...

گزامی باد روز دانشجو

  نظرات ()
نسرین ستوده به اعتصاب غذا پایان داد نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱٤ آذر ۱۳٩۱

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن

که باد صبح نسیم گره گشا آورد

رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد

بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد

بهترین خبری که می شد این روزها شنید...
نسرین ستوده ، وکیل زندانی پس از 49 روز به اعتصاب غذای خود پایان داد. زنده باد نسرین.
تبریک. 
  نظرات ()
حکایت غریب کوهنوردی این سرزمین نویسنده: احسان بشیرگنجی - ۱۳ آذر ۱۳٩۱

بچه های این دورانیم ما،

دورانی سیاسی!

طنینی دارد آنچه بر زبان می آوری

آوایی دارد آنچه در سکوت پنهان می کنی

طنینی و آوایی کمابیش سیاسی*
* بخشی از شعر بلند بچه های این دوران / ویسلاوا شیمبورسکا شاعر لهستانی

از بس که فضای کوهنوردی این سرزمین ، چون فضای جامعه ای که در آن زندگی می کنیم مسموم است و تنفس را سنگین می کند ، رغبتی هم برای نوشتن از کوه و کوهنوردی ، که پیشتر ها نماد انسان سازی بود و پاکی و منش و انسانیت نمی ماند!

تعبیرهای متفاوتی می شود از شعر ابتدای این یادداشت که قرار است در مورد کوه نوشته شود کرد. مختارید هرگونه که دوست دارید تعبیر و ترجمه کنید. در این سرزمین همه ی راه ها به سیاست ختم می شود. حتی ورزش!

خب به گمانم چند خط بالا کفایت کند بعنوان مقدمه. برویم سر اصل داستان!

چندی پیش بود یادداشتی را در کوه نیوز خواندم. با عنوان " در فدراسیون کوهنوردی ما چه خبر است؟ نگاهی به برگزاری مسابقه انتخابی جهت مسابقات یخ نوردی و درای تولینگ کره " و به طبع آن پیامهایی که در ذیل آن به ثبت رسیده بود.

در اینکه فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ضعیف ترین و بیمار ترین دوران خود را سپری می کند و با ضعف مدیریتی در تمام بخش ها و کمیته هایش مواجه است هیچ شکی نیست. محمود شعاعی با ناکارآمدی خود ضربه های مهلکی را بر پیکر نحیف و نیمه جان کوهنوردی این سرزمین وارد کرده است. حال همان تجربه های تلخ دیگر بار تکرار می شود. پیشتر تیم ملی سنگنوردی بدلیل نداشتن بودجه از اعزام بازماند اینک یخ نوردان شایسته ی ایرانی اگر پول سفر و اقامتشان را نداشته باشند از رفتن و شرکت در جام جهانی بازخواهند ماند. چرا که فدراسیون اعلام داشته : "نفرات منتخب موظفند حداکثر ۷۲ ساعت (سه روز) پس از آزمون انتخابی هزینه شرکت در مسابقه را به حساب ۰۱۰۶۰۰۸۱۱۴۰۰۲ به نام فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی جهت ثبت‌نام و فرایند اخذ مجوزهای لازم واریز نموده و اصل گذرنامه خود که دارای حداقل ۶ ماه اعتبار باشد را به این فدراسیون ارائه نمایند.

ـ در صورت عدم اقدام به موقع متقاضیان، این فدراسیون هیچ‌گونه مسئولیتی بر عهده نخواهد داشت."

خب این چه نوع تیم ملی است که هیچ حمایتی از نفرات آن نمی شود؟ که ورزشکار باید تمام هزینه های خود را پرداخت کند و اگر مقامی هم آورد آنوقت همین فدراسیون بنام خودش سند بزند و ... .
کدام یک از تیم های ملی در سایر رشته ها ورزشکار خود را با هزینه ی شخصی به مسابقات اعزام می کنند؟
آیا فدراسیون توان برآورد هزینه های سالانه خود اعم از برگزاری همایشها ، نشستها ، مسابقات و اعزام تیمهایش را ندارد؟ پس نگارش تقویم ورزشی سالانه به چه دردی می خورد؟
چرا کوهنوردی ایران فقط در هیمالیا خلاصه شده؟ فدراسیون کوهنوردی آیا مدیریت مالی نداشته است؟

می شود نشست و فقط به طرح سوال پرداخت. سوالهایی که شاید پیش پا افتاده باشد اما برای هیچ کدام آنها نیز پاسخی منطقی منتشر نشده است. فدراسیون کوهنوردی که فقط در شعارهایش افکار عمومی را به رسمیت می شناسد و در پاسخ گویی انواع اقسام مراتب و سازوکار خاص را پیش می کشد و بهانه می کند!

حکایت غریبیست ، حکایت کوهنوردی این سرزمین. غریب و تلخ. همین!

پ.ن : باور و غم نبودن مهدی عمیدی ، بیش از حد خارج از توانم بوده و هست. زمان بسیار خواهد برد تا با جای خالی اش کنار بیایم. دلیل تاخیر در بروز رسانی اینجا هم همین است. ممنون که همراه هستید. 

  نظرات ()