احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
مکتوب (توضیح حسین رضایی به مخاطبان برج سینا!) به قلم: احسان بشیرگنجی - ۱٩ آذر ۱۳٩٠

برج سینا ! : آنچه در پی می آید توضیحی است از حسین رضایی در خصوص این یادداشت به مخاطبان برج سینا !  

سپاسگزارم از حسین رضایی عزیز بابت ارسال این پاسخ.

 

 

 

سلام ، این توضیحی‌ست صرفاً به احترام مخاطبان محترم وبلاگ شما و نه پاسخی به رضانظام دوست.

به نام حق!

الغرِیقُ یتشبَّثُ بکُلّ حَشیش

هم‌واره از این‌که اختر اقبال و سعد و نحس احوال مرا مخاطبانی هوشیار و منصف، مشفقانه و بی حب و بغض نیز رصد ‌می‌کنند؛ بی‌نهایت خوش اقبالم! ... به ویژه آنان‌که می‌دانند رصدخانه کجاست و طریق صالح رصد چگونه!...  اما از آنان که مدت‌هاست تبلیغ ناراست می‌کنند و گمان می‌کنند شاقول و اسطرلاب فقط بدست آنهاست و با آن ارتفاع آفتاب می گیرند و حکم به صعود و نزول کواکب می دهند؛ باکی نیست! ... هستند مخاطبان اهل نظری که اندیشه‌ها را به میزان حجت و به معیار حقیقت می سنجند! ... مخاطبانی که برای آنان حظی و شأنی از انتخاب و تأمل و استنتاج قائلیم و تنها به احترام آنان این چند کلام را مرقوم می‌کنیم.

بزرگواران خود مستحضرند؛ اثبات حقانیتِ خویش در برابر تهمت و افترا به واقع دشوار است! ... خاصه در برابر هجمه و مشاغبه‌ی‌ فرد یا افرادی که کلاً به سیم آخر زده‌اند و در باتلاق متعفنی که خود با واژه‌گانی ناشایست به قلم‌ زشت و مبتذل‌شان ساخته‌اند،  مسلسل دست‌و‌پا زنانند! ... لذا در این معرکه‌ی نابرابر که مدعی پس از لجن‌پراکنی‌هایش به ساحت محترم عموم(!) می‌تواند با غسل فریبکارانه و مصلحت اندیشانه‌ی کلام؛ هر مزبله‌ای را بزک کرده و به عیار گندم به خریدارانی خوش‌باور  قالب کند؛ عقل سلیم حکم بر این تدبیر می‌کند که:  کفایت در چند کلامی متقن به جهت تنویر و تکذیب است و باقی برائت است و بس!

 ... مدعی مصداق: « الغرِیقُ یتشبَّثُ بکُلّ حَشیش»است! ... هم‌چون کسی که در  فاضلابی خودساخته سرنگون شده و حالا به هر چیزی و دامان هر کسی (خواه زنده، خواه مرده!)  چنگ می‌اندازد تا غرق و مدفون نشود و حتی بخیه بر مرداب می‌زند تا با ریسمانی نخ‌نما، دیگری و دیگری و دیگری را نیز با خود به اعماق این مهلکه  فرو کشاند!

اما هیهات! هیهات از هم‌داستانی و سقوط! ... هیهات برای قلمی که جز  از ایمانش در بیان حدیث نفس و مکنونات قلبی، از احدی امر و نهی نگرفته و نمی‌گیرد و به مدد دادار خبیر؛ در برابر تهاجم و تخاصم آشفته حالانِ خود کرده و بی‌تدبیر، مرعوب نشده و نمی‌شود! ... (قلمی که در مثال: هرگونه انتسابی در تهیه‌ی مکتوب سازمانی علیه‌ آن مرحومه را فاقد اصالت و اعتبار می‌شمارد!) ... و متعاقباً هر مکتوبی به امضای هر فردی علیه هر موجودی به این قلم نسبت داده شود، ملالی نیست! ... مفت‌گویی‌هایی مرسوم،‌ نهیب‌هایی نامهیب، توهماتی بیمارگونه و لگدپرانی‌هایی مذبوحانه‌ از سوی غریقانِ موصوف، همیشه و همیشه ناگزیری‌ست موجه !!

... بدون اطاله‌ی کلام؛  به قول قرآن: " إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا ..." ...  حکم واجب بر ایمانِ ثابت این قلم چنین بود که در برابر تهمت و افترا سست و متزلزل نشود و هم‌چنان بر مدار اعتقاد و عمل خود محکم بایستد؛ کار خدای این قلم هم این است که از او دفاع کند! ... محرمانِ نجیب و  هوشیار و آگاه؛ دعا کنند این قلم بر چنین ایمانی استوار بماند، خداوند کارش را خوب بلد است! ... هرچندکه همین توان مختصر نیز موهبت نظر و عنایت اوست! ... بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود / این‌همه قول و غزل تعبیه در منقارش!

حسین رضایی
19 آذر ماه 1390

 

  سخن دیگری؟ ()