احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
کافه کوه برگزار شد... به قلم: احسان بشیرگنجی - ۳٠ دی ۱۳٩٠

با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد
با سلامی که در آن  نور ببارد لبخند
دست یکدیگر را بفشاریم به هم
جام دلهامان را مالا مال از یاری غمخواری
بسپاریم به هم
بسراییم به اواز بلند :‌
شادی روی تو ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه عطر اقشان و گلباران باد !

دوستی ها را قاب کردم کنج طاقچه دلم و اندازه زدم با قاب نگاهم! اندازه مانده هنوز. هنوز یعنی هم شانگی با ازل ، هم طرازی تا ابد! هنوز را اینبار شما معنی کنید...  . می دانید ، دل یعنی آخرین خاکریزی که از آدمیت ما باقی مانده ! دانستن این حرفها در کوچه های این خاک شاید راحت تر باشد...

لحظه های خوبی را در کنار هم گذراندیم و چه زود دلم برای آن جمع صمیمی ، آن دوستانی که به بودنشان دلگرمم تنگ شد. تجربه و ترجمه ای نو از با هم بودن و یکرنگ بودن را به تماشا نشستیم. ممنونم از تک تک دوستان بابت همراهی.

و در آخر اینکه :

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم ، شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

 پ.ن : جای دوستانی که نبودند ، سبز بود :

 

 

علی پارسایی ، فرشید فاریابی ، آنا فراهانی ، عباث جعفری ، عباس محمدی ، میثم رزم ارا ، امین معین ، دوستانم در گل کوه ، پرستو ابریشمی ، رامین شجاعی ، الهه حمیدی ، سارا عدالتیان ، فواد رضاپور ، سونیا بانشی و ... 

  سخن دیگری؟ ()