احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
به بهانه ی 8 مارس ، روز جهانی زن به قلم: احسان بشیرگنجی - ۱٧ اسفند ۱۳٩٠

 

 

 

هر روز، روز زن بود... از همان روز که گناهکارش خواندند... و او خوشه ها را درو می کرد.  و همچنان خلق می کرد بی ادعا...در بابل عروس می شد و جادو می کرد و موهایش شعله می کشید روی تل هیزم. خاکستر می شد. 

 

از کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس‌دوزی در نیویورک آمریکا تا سرگردانی خیابان های تهران، تاریخ را دوید، فقر را، آبرو را، تحقیر را، صبر را، عصیان را دوید. عشق و انسانیت را دوید و هی سیاه شد، سفید شد، قرمز شد... و هیچ کس ندیدش که چقدر زیباست. چقدر شعر...؛

 

هر روز، روز زن بود وقتی می کُشتنش جلوی گلهای سفیدِ حالا قرمز. وقتی موهایش را می پیچیدند دور گردنش و خدا انگشتش به دهان... حیران... دایره می زد دور خود.

 

هر روز، روزِ زن بود وقتی می کُشتنش با تمام مردهایش... با تمام شبهای حالا بیا... وقتی قلبش را می کشیدند بیرون و بعد خونش را... خونش را هیولاهای بزرگ جرعه جرعه می ریختند در انحناهای پیکرش و می نوشیدند...

 

روز زن بود و همه یادشان رفته بود. آنقدر یادشان رفت که تمام کوچه ها را خون گرفت و مردها و زن ها را با هم برد، سیلابِ خون.

 

به بلندای موهای سیاه نو عروسانِ چاه های قربانی، روز زن هست هنوز. به امتدادِ رنج های زن های همین حوالی و یا دور دست سرزمینم... به امتداد خشم و نفرت و بیگانگی این روزها... به امتداد فراموشی بزرگ بشر... و رنج انسان، هنوز...

 

باور کن هر روز، روز زن است تا روزی که موهای آشفته ی هم خوابگیِ عشق اش در باد بوزد... تا درخشش رویای همه‌ی انسان‌ها. تا آزادگی انسان.

 

8 مارس روز جهانی زن مبارک به همه زنان سرزمینم که درونشان شجاع است هرچند قانون جامعه شان بر ضد آنها باشد!؛

 

روز جهانی زن مبارک به همه زنانی که پارسال بودند و امسال نیستند و تنها جرمشان خواستن اندکی عدالت و آزادی بود!؛

 


 
  سخن دیگری؟ ()