احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
انتشار مدرک جرم پیشکسوت کوهنوردی ایران، کیومرث بابا زاده! به قلم: احسان بشیرگنجی - ٢٧ اسفند ۱۳٩٠

فایل صوتی که در دادگاه  آقای کیومرث بابازاده بعنوان تنها مدرک اتهام ایشان در نشر اکاذیب ، تشویش اذهان عمومی و تهمت و افترا مطرح شده را هم به صورت فایل  ام پی تری با لینک دانلود و هم به صورت متن جهت اطلاع و استحضار خوانندگان و قضاوت شان در مورد اتهام مطرح شده منتشر می کنیم!

اینجا دیگر صحبت گفته ها و شنیده های این و آن نیست! بلکه انتشار عین حرفهای مطرح شده در آن جلسه است! ... مدرکی که قاضی قرار است بر اساس آن به اتهامات رسیدگی کند.

 

توضیح: فایلها بصورت  پنج ترک با فرمت "ام پی تری" است  و ما بدون هیچ دخل تصرفی فقط آنها را کنار یگدیگر قرار داده و با کم کردن حجم شان  بصورت یک فایل  اینجا منتشر می کنیم. بخش هایی که در آن صدا ناگهان قطع شده در فایل اصلی  دقیقا به همین صورت است و ما به جهت وفاداری به اصل سند ، بخش های بدون صدا را به همان صورت اولیه  حفظ کرده ایم.   آنچه در گیومه آمده ، کامل کردن جمله های  ناقص هنگام پیاده کردن متن ، بشکل مکتوب است و در صدا موجود  نیست.

 

بشنوید ، بخوانید و خودتان قضاوت کنید!

  

«  .. و اینها واقعا بهترین کوهنوردان اند. تیمی که از باشگاه آرش دو سال پیش{به برودپیک} رفته است، و تیمی که امسال دارد می رود ، تیم درجه دوم باشگاه آرش هم نیست. هر کسی نظرش محترم است. به نظر من مهمترین کار کوهنوردی که تا بحال در داخل ایران انجام شده ، صعود زمستانی بوده که آقای{محمد} نوری روی دیواره ی علم کوه بصورت تک نفره انجام داده است. اصلا جایی ما از او خواسته ایم که راجع به این صعود توضیحی بدهد؟ ..

یا در صعود های خارجی صعودهایی بوده که تیم های مستقل انجام داده اند. من کاری به شخصیت ها ندارم ولی کسانی که مطالعه دارند می دانند. که کی 2 یک کوه فوق العاده است. کوهی که با تمام کوهها فرق دارد.شما هم فیلم هایش را دیده اید هم عکس هایش را. جدای از انتقاداتی که به {کاظم} فریدیان وارد است که ممکن است بعضی از آنها درست هم باشد ، ببنید کجا این صعود {صعود کاظم فریدیان به قله کی 2} معرفی شده ؟ ..  دیگر ما حرف بهترین کوهنوردان دنیا را که باید قبول داشته باشیم؟

{رینهولد} مسنر نظرش این است که صعود قله کی 2 از مسیر نرمال از هر صعود دیگری در هیمالیا سخت تر است. ولی کسانی در فدراسیون کوهنوردی هستند که اصلا مسنر را قبول ندارند. مسنر را وقتی قبول دارند که {کار} اینها را تایید کند.

 

ما برای برودپیک سال اول که رفتیم مجوز شورای برون مرزی بگیریم به ما{مجوز} دادند. زیاد مخالفتی نکردند. البته در جلسات فنی خیلی ما را اذیت کردند. آدم های فنی شان عکسهای {مسیر جدید} برودپیک را نمی توانستند بخوانند. کسانی که {از فدراسیون} برودپیک را صعود کرده بودند نمی توانستند تشخیص بدهند که این عکسهایی که ما نشان می دهیم مال کجای برودپیک است. ولی بلاخره ما موفق شدیم مجوز شورای برون مرزی را بگیریم. رفتیم. همان تیم درجه دوی باشگاه آرش که می گویم حالا مربیان باشگاه آرش اینجا {در جلسه}نشسته اند  و می توانند نظر قاطع تری ............... (قطع صدا به مدت پنج ثانیه)  

 

(ابتدای صدا نامفهوم) ... یعنی کوه سختی نیست. تا وقتی که ما در این برنامه بودیم هر روز به ما تلفن می شد ، توصیه می شد. خطر نکنید. فلان نکنید. برگردید. بس است. کافی ست. چون دیدند که تیم دارد می رود بالا و واقعا هم برنامه ریزی {تیم} طوری بود که باید می رفت بالا اگر با هوای بد مواجه نمی شد. ما خیلی آنجا هوای بد داشتیم. بعد که {تیم} برگشت تازه اینها فهمیدند که چی شده. از آنزمان مخالفت هایشان شروع شد.ما دقیقا بعد از برگشتمان در مجمع عمومی باشگاه آرش برنامه {سال بعد}  را به تصویب رساندیم و قرار شد این برنامه ادامه پیدا کند و مسیر {ایران بر روی قله برودپیک} تمام شود. (این قسمت بخاطر نویز مفهوم نیست) ... ما در 8/3/89 یعنی یک سال و چند روز پیش رسما به فدراسیون کوهنوردی و هیئت تهران اعلام کردیم که ما می خواهیم برنامه را ادامه دهیم. برنامه ریزی و تمرین کرده ایم و می خواهیم ادامه بدهیم. ضمنا اینکه احترامات {به فدراسیون} را هم رعایت کردیم . یعنی گفتیم اگر نظری دارید ، توصیه ی فنی یی دارید به ما بگوید تا انجام بدهیم. گفتند {شرح} برنامه ی تمرینی تان را ارسال کنید. در هجده .. (نامفهموم) هشتاد و نه ما برنامه های تمرینی مان را فرستادیم.  در 7/4/89  یعنی تقریبا بیست روز بعد ، نامه نوشتند به باشگاه که بازگشت به نامه ی شماره فلان، اعلام دقیق وضعیت پزشکی و فنی اعضا تیم را در سال 88 خواستند. {همچین} اسامی نفرات حاضر در اردوها ،  طرح و برنامه ریزی و کروکی مسیر مورد نظر. تمام اینها را دوباره ما برداشتیم و طی یک نامه ی دیگر در تاریخ 9/5/89  برایشان فرستادیم.

 

دوباره باز فدراسیون کوهنوردی در 22/9/89 یعنی چهار ماه بعد ، دوباره عین نامه ی قبلی را برای ما فرستادند. که آقا گزارش فنی برودپیک سال 88 را بدهید.{و} گزارش پزشکی برنامه برودپیک سال 88 تیمی که ما در گزارش های {قبلی} مان گفته بودیم که پزشک نداشتیم.  اصلا وقتی {نظر} فدراسیون را داشتیم من بیایم نظر پزشکی بدهم راجع به تیم؟؟ .. خلاصه {درخواست ارسال} گزارش  اردوهای اجرا شده و منابع مالی شرکتی که می خواهید با او قرارداد ببندید. دوباره ما اینها را برای بار دوم فرستادیم برای فدراسیون. گزارش فنی را فرستادیم. گزارش اردوها را فرستادیم. همه را فرستادیم. در یک جلسه که مربیان ...... (قطع صدا به مدت شش ثانیه)

 

.. فلان قله را اینجوری ، مگر اینجا شهر هرت است! نمی دانم باید از طریق هیئت تهران {برای فرستادن درخواست} اقدام کنید. چرا مستقیم به ما نامه نوشتید؟{اشاره به صحبت های رئیس فدراسیون}

 

ما هیچ چیز نگفتیم! دوباره برداشتیم نامه نوشتیم به هیئت {کوهنوردی} تهران. در تاریخ 25/1/90 . یعنی دیگر شده بود سال جدید. که آقای هیئت تهران! ما می خواهیم این برنامه را اجرا کنیم و شما هم نظرتان را بگویید و مراتب را به فدراسیون اعلام کنید. ایشان {رئیس هیئت تهران} هم برداشتند و برنامه ی ما را با نظر مثبت فرستادند به فدراسیون . در همان تاریخ 25/1/90 .

در تاریخ 8/3/90 ، یعنی درست وقتی که بیست روز تا اعزام تیم مانده. و تیم باید 25 خرداد از مملکت خارج بشود. فدراسیون کوهنوردی نامه ای به ما نوشته که شما برای ما گزارش فنی نفرستاده اید. توی این {اشاره به نامه} نوشته. گزارش کامل پزشکی اعضای تیم را نفرستادید. {نام} شرکت طرف قرار داد را نفرستاده اید برای ما. شرکت طرف قرار داد چرا باید اینجوری باشد؟ {اشاره به کسی درمیان حضار} من می گویم! من مسئولیت حرفهایم را قبول می کنم!

 

(ادامه صحبت) برای اینکه شرکت طرف قرار داد قله ی 4500 دلاری برودپیک را به فدراسیون کوهنوردی مثلا می دهد 6000 دلار و بعد بیست درصد به آنها کمیسیون می دهد. ولی آقای عقدایی {مسئول یک شرکت در ایران} برای ما میگیرد 4300 دلار این قله را . و آن چیزی را هم که سهم خودش {برای عقد قرارداد} است به ما تخفیف می دهد.

ببینید مسائل کوهنوردی در این مملکت چه جوری دارد جا می افتد. یعنی من می توانم بروم قرار داد  ببندم به شرطی که آقای عقدایی تویش نباشد! ببینید کاسه کوزه شان ، اختلافات شان با آقای عقدایی باید سر ما شکسته شود!

بعد یکی از ایرادات {دیگر} ی که به ما گرفته اند این است که شما نیامده اید "سکه" هایتان را بگیرید! در جشن قهرمانانی که سازمان تربیت بدنی برگزار کرده بود کسانی که هیمالیا رفته بودند {از فدراسیون} همه شان بودند. به ما ولی اصلا خبر ندادند! هیچ اعتراضی هم ما البته نکردیم. من خودم شخصا اگر از من دعوت می کردند به آن جلسه نمی رفتم. من آرزوی عکس گرفتن با کسی را ندارم.

 

بعد برداشتند آمدند ، بهرحال چند نفر از اعضای جوانتر اعتراض کرده بودند {بصورت غیر رسمی} توی محافل خصوصی مثل اینجا.

آنها {فدراسیونی ها} گفتند  حالا اگر شما نبودید عیبی ندارد! ما ده تا "سکه" برای شما در نظر گرفته ایم! ما گفتیم ما که سکه نمی خواهیم! ما که نه ... (قطع صدا به مدت پنج ثانیه)

 

..  من گفتم چند تا سکه است؟ گفت: سی تا! .. گفتم مطمئنی سیصد تا نیست؟ .. سه هزار تا نیست؟؟ .. چه جوری است که ده تا سکه {گفته ی فدراسیون} شده است سی تا؟! .. گفتند: هفته ای دو تا {سکه} شما باید بیایید بگیرید! من گفتم نه! چهلم آقای فرشاد خلیلی است {کوهنوردی که در حادثه بهمن جانش را از دست داد} این سکه ها را از طرف ما هدیه بدهید به خانواده ی آقای خلیلی. بچه اش هم مریض است و احتیاج دارند. ما برای این سکه ها نرفتیم. باشگاه آرش نمی آید خودش را حراج کند بخاطر سی تا سکه. خلاصه این نامه را فدراسیون کوهنوردی به ما داد. حالا من می خواهم دلایلش را بگویم. یکی یش کمیسیون حوادث است. بنده چهار سال در کمیسیون حوادث بودم. بیشتر از چهار سال. از وقتی که مرحوم اوراز دچار حادثه شد ، دولت خیلی زور کرد روی این قضیه و یک کمیسیونی تشکیل داد مجلس که به این حادثه رسیدگی کند. آقای مهندس ادب از دوستان من که نماینده ی کردستان بود در مجلس شورا. خودش هم آدم ورزشکاری بود و مرا می شناخت.  مرا بعنوان نماینده ی مجلس معرفی کردند به این کمیسیون. بعنوان کارشناس از طرف مجلس که بروم به این کمیسیون و به قضیه ی "اوراز"  رسیدگی کنیم. من در قضیه ی "اوراز" ... تمامش هم محرمانه است و گفتند جایی حق انتشارش را نداری ،  گزارشم را دادم و در آن گزارش هم اشاره کردم که فدراسیون کوهنوردی باید یک کمیسیون حوادث بگذارد {ایجاد کند} که اگر حادثه ای چیش آمد بیخودی نیاییم سرپرست را دراز کنیم ، مربی را دراز کنیم ، یا تقصیر را بیندازیم گردن خلبان ، یعنی آن کسی که فوت کرده {تمثیلی از حوادث هوایی} .. یک جلسه ی فنی بگذاریم که اینها بررسی بشود. اگر گزارشی میدهیم  یک گزارش کارشناسی و وجدانی باشد ، چون که قاضی {پرونده ی حادثه} بر مبنای گزارش شما دارد پرونده را رسیدگی می کند.

آقای آقاجانی {رئیس اسبق فدراسیون} این را قبول کرد. کمیسیون پزشکی {تشکیل شد} در این شش سالی که من آنجا بودم مصر بودم که مطالب کمیسیون باید منتشر شود. نباید اینها برود توی بایگانی فدراسیون. که هیچوقت این کار را نکردند. هر حادثه ای که اتفاق افتاد و مورد رسیدگی قرار گرفت اگر تیم دولتی بود لاپوشانی میشد از طرف تمام اعضای کمیسیون . بی رودربایستی بگویم! ولی من به شخصه زیر هیچ صورت جلسه ای را امضا نکردم. زیر دو تا صورتجلسه را هم که امضا کردم اینجور امضا کردم که من با این تصمیم مخالفم. ولی هر جا حادثه ای برای {تیم های} کوهنوردی مستقل ، کوهنوردی خارج از فدراسیون بود ، اصلا قبل از اینکه تیم بخواهد ...  ... (قطع صدا به مدت پنج ثانیه)

 

الان شما {اینجا} دارید گزارش می دهید. آقای ثابتیان می آید گزارش می دهد که  نمی دانم این کارها {در دنیا} انجام شده در سه ماه گذشته. ببینید جای کوهنوردی ایران کجاست؟ .. خیلی ساده از کار {مهدی} عمیدی گذشتند. صعود اورست و لوتسه با هم صعود فوق العاده مشکلی ست. صعود سختی ست. حتی از مسیر نرمالش. این کار کم تکرار شده. ولی شما ببینید که فدراسیون کوهنوردی با او {مهدی عمیدی} چگونه رفتار کرد. حتی اجازه ندادند یک مراسم استقبال از او در فررودگاه امام خمینی برگزار شود. ایشان را از دبی مستقیم فرستادند به مشهد! ما در این موقعیت هستیم در این مملکت.

 

تیم باشگاه آرش برای دانشجویانش به این صورت مرخصی گرفته {اشاره به اجازه خروج مشمولین نظام وظیفه}. باید بروی پانزده میلیون تومان {ودیعه}بگذاری. حداکثر سی روز مرخصی داده می شود. اگر بعد از سی روز آن نفر برنگردد پولش بلوکه می شود توسط دولت. یعنی ما رفته ایم این کار را کرده ایم. حالا این برنامه دارد اجرا می شود ولی من به شما می گویم که حرکتهای نو پر از حادثه است. هیمالیا در مسیر نرمالش هم حادثه دارد. نمونه اش همین آقای "شکاری" که شما اینجا دیدید و شرحش را دادند. قرار نیست فقط ایتالیایی و آلمانی و فرانسوی {در هیمالیا} بمیرد! نه ایرانی هم می میرد! هر کس که خطا کند در هیمالیا می میرد!

ولی من می خواهم به انجمن کوهنوردان این تذکر را بدهم که بیشتر روی مسئله ی فرهنگی کوهنوردی باید کار شود. و حتی به صعود قلم هم  این پیشنهاد را داده ام که واقعا فرهنگ درست کوهنوردی را اینجا جا بیندازیم. »

 

(پایان فایل صوتی)

پ.ن 1 : لینک فایل فلش  

پ.ن 2 : لینک دانلود

  سخن دیگری؟ ()