احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
اکسپدیشن ایرانی با دلار دو هزار تومانی!! به قلم: احسان بشیرگنجی - ۱٠ فروردین ۱۳٩۱

نمونه ای از چک - پول ایرانی در عهد قاجار!

سایت تابناک در مطلبی به تاریخ دیروز ارزش برابری پول ملی ایران با پول‌های معتبر جهانی در مقاطع تاریخی مختلف را شرح داده است. مثلا اینکه : در زمان شاه طهماسب (400 سال قبل) واحد پول ایران شاهی بود و هر شاهی  برابر با یک شیلینگ انگلیس.  و هر 200 شاهی برابر با یک تومان(!!!) و از آنجا که  هر پوند انگلیس برابر با 20 شیلینگ است، هر یک تومان برابر با ده پوند انگلیس بوده است!! ...( در حال حاضر هر یک پوند در بازار آزاد سه هزار تومان است!!) بهر حال مطلب جالبی ست پیشنهاد می کنم حتما آن را بخوانید. جالب تر از آن اینکه بر طبق آمار آن قرون گذشته و آمار دهه های اخیر ،  کاهش ارزش پول ملی ایران در سی سال گذشته،  3 برابر کاهش ارزش آن در طول 300 سال قبل بوده است!!!

بگذریم! .. بهر حال این مطلب از آن جهت بنظر من جالب آمد که انتشار آن مقارن شد با خبر عزیمت مهدی عمیدی کوهنورد خوب و پر توان مشهدی به قله ی دائولاگیری و اینکه در سایت اش از قیمت این روزهای دلار نالیده بود و به شوخی گفته بود که او و دوستانش تصمیم گرفته اند اسم قله را به "دولاروگیری" تغییر دهند(!!)  


این شوخی حکایت از واقعیت تلخی می کند و آن اینکه:

آنچه برای یک کوهنورد ایرانی  مستقل در انجام یک برنامه  اکسپدیشن ، از صعود قله بسیار سخت تر است تامین پول و هزینه های صعود است. این را می توانید از هر کوهنورد مستقلی که خود را به چنین مخاطره ای (انجام یک برنامه ی اکسپدیشن بدون حامی مالی!) انداخته است بپرسید.

در مورد  مهدی عمیدی باید گفت ، او با  وجودی  دارد  این حرف را می زند  که  شغل و ممر درآمد زندگی اش  با توجه به داشتن یک شرکت گردشگری  از راه  کوهنوردی می گذرد و از روابط اجتماعی و بین المللی خوبی  در در زمینه ی  تورهای کوهنوردی در ایران و خارج از آن برخوردار است و تا بحال  تمام هزینه ی صعود هایش را خود او تامین کرده و هیچ اسپانسری نداشته است. (بجز یک مورد در صعود اورست که بخشی از هزینه ها را یک شرکت تجاری تقبل کرده) حال چگونه است که مهدی عمیدی ، با وجود داشتن درآمد و موقعیت اجتماعی مرتبط با  کوهنوردی  از یافتن اسپانسر دولتی ، نیمه دولتی یا غیر دولتی عاجز است اما  عظیم قیچی ساز که  دانشجوی تربیت بدنی بوده و به طبع درآمدی هم ندارد  برای پیدا کردن اسپانسر هیچگاه به دردسر نیفتاده و برنامه ی صعود هایش قبل از آغاز هر فصل مشخص است  و به طبع هیچگاه هم  اشاره ای به مشکلات و دوندگی هایش در مورد پیدا کردن اسپانسر نکرده  و چنان که به نظر می رسد  راحت و بی دغدغه سفرهایش را یکی پس از دیگری به انجام می رساند!؟ .. و بر خلاف دیگر کوهنوردان مستقل قسمت سخت صعود برای او همان صعود از یک کوه هشت هزار متری ست؟!!  آیا این رابطه ی مستقیمی با مناعت طبع وی دارد که از مشکلات  و دوندگی های  پیش از  رفتن اش به برنامه هیچگاه سخنی به میان نمی آورد یا که نه مشکل تامین هزینه برای او که مورد عنایت فدراسیون کوهنوردی است مرتفع گشته و او به مدد مکاتبات و دوندگی های فدراسیون کاری با این بخش مهم موضوع در صعود های اکسپدیشن ندارد؟؟

چگونه است که وقتی پای درد و دل کوهنوردان مستقل می نشینیم ، سخت ترین و دشوارترین قسمت برنامه را تامین هزینه ها می دانند و به نوعی تضمین موفقیت و سلامت خود را در تامین بودجه ی کافی برنامه  بیان می کنند (چنانکه در مورد لیلا دیدیم که نداشتن پول کافی باعث شد تا ضعیف ترین های پورتر را در صعودش با خود همراه کند! کسی که حضورش در برنامه  نه تنها باری از دوش او بر نداشت  که خود باری هم برایش شد!!!)  اما دیگرانی چون عظیم  قیچی ساز که اینروزها  برخی با آوردن با تیتر هایی چون ، "عظیم بی سر و صدا رفت " سعی در مظلوم جلوه دادنش می کنند ،  هیچگاه  دردسری در تامین مالی صعود هایشان ندارند  و هیچگاه از سختی ها و فرسودگی های روح و روان و جسم  شان ، که حاصل  دوندگی  و این در و آن در زدن برای  تهیه ی "پول"  یک برنامه اکسپدیشن است سخنی به میان نمی آورند؟؟؟

البته این برای جامعه ی کوهنوردی مستقل ایران (در صورتی که عظیم را از جرگه ی کوهنوردان مستقل بدانیم) جای بسی خرسندی است که  یک حامی مالی قرص و محکم  در این میان پیدا شده و عظیم را بی هیچ چون و چرا و درخواست متقابلی هر سال دارد ساپورت می کند. و اینطور که بنظر می رسد این حمایت در سالهای بعد هم همچنان ادامه پیدا خواهد کرد تا "عظیم"  به حول و قوه ی الهی (که البته حمایت اسپانسر خوب هم بی تاثیر نیست!!) هر چهارده قله ی هشت هزار متری عالم را صعود کند و برای کوهنوردی ایران اسلامی افتخار آفرین شود! اما  با همه ی اینها  به استناد شرحی که بر صعودهای مستقل  داشتیم ، به ما  حق بدهید که  در تشابه استقلال عظیم قیچی ساز  در کوهنوردی  ، با استقلال کسانی مثل لیلا اسفندیاری یا مهدی عمیدی که از همه ی جان و وجود و پول و توان شان  برای انجام این برنامه ها هزینه کردند و می کنند  شک کنیم!  همین!   

پ.ن 1 : مهدی عمیدی صعود به  قلل اورست ، لوتسه ، ماناسلو و هشت قله ی 7000 متری را در کارنامه ی خود دارد.

پ.ن 2 :  دلنوشته ای از او  در خصوص تلاش برای صعود دائولاگیری 

پ.ن 3 :  بنا به رسم همیشگی برج سینا نظرات دوستان مان برای این پست منتشر خواهد شد! تنها یک تقاضای کوچک دارم و آن اینکه خواهشا از رکیک نویسی خودداری نمایید و ترجیحا برای مطلبی که نویسنده ی آن مشخص است و در آن از افراد مشخصی با نام و نشان مشخص اسم برده شده ، با نام و نشان مشخص اظهار نظر نمایید!!سپاسگزارم.

پ.ن 4 :  در همین رابطه :خبر یا شایعه ی یک اکسپدیشن (دولتی؟) دیگر با دلاره ... تومانی؟؟؟!! 

 

 

برای تمامی کوهنوردان ایرانی که امسال بر روی قلل سخت جهان تلاش می کنند سلامت و موفقیت آرزومندم.

 

  سخن دیگری؟ ()