احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
هیچکس حرفی نزند مبادا منافع محمود شعاعی زیر سوال برود! به قلم: احسان بشیرگنجی - ۱۸ فروردین ۱۳٩۱

 

برج سینا !: بنا به درخواست  رضا نظام دوست از آنجا که دوستان گفته
اند آقای معانی از مصاحبه مطلع نبوده ، بخش پایانی که خبر از اطلاع
ایشان از انجام مصاحبه ی تلفنی می دهد را هم بصورت متن مکتوب و هم لینک دانلود فایل صوتی در انتهای همین نوشتار منتشر می کنیم.

از ایمیل رضا نظام دوست:

دوست  قدیمی ام حسین امانی (مسئول حال حاضر هیئت کوهنوردی خراسان)  دیشب در حالی که تنها 4 ساعت  از عمل سینوس هایش می گذرد و هنوز در بیمارستان است  با من تماس گرفته و  در حالی که نمی تواند  براحتی صحبت کند می گوید:  ایرج معانی به من زنگ زده و می گوید دارند در فدراسیون برای اینکه با تو صاحبه کرده برایش دردسر درست می کنند!  او فردا عازم هیمالیاست و بخاطر این مصاحبه حتی شاید سفرش را لغو کنند! خواهش می کنم مصاحبه اش را بردار.  ایرج پسر خیلی خوبی ست و قاطی این بازی ها نیست! به کنایه می گویم: کدام باز یها حسین جان؟ مگر در فدراسیون کوهنوردی بازیی در جریان است؟! تو اصلا خودت این مصاحبه را شنیده ای؟؟ ... مگر ایرج معانی چیزی گفته یا اظهار نظری کرده! او مرتب تکرار می کند که از چیزی خبر ندارد! ... حسین صدایش در نمی آید. می گوید: من الان زیر مسکن ام! صدایم هم که می بینی در نمی آید!  تو را هم خوب می شناسم . و می دانم وقتی به چیزی پیله کنی به این آسانی ها دست بردار نیستی! بهر حال این کوهنوردان  بخت برگشته تقصیری ندارند! آنها می خواهند کارشان را بکنند و نمی خواهند فدراسیون برایشان دردسر ایجاد کند!  می گویم: حسین جان من مشکلی با ایرج معانی یا عظیم قیچی ساز یا دیگران ندارم. حرفی که می زنم مشخص است! چرا محمود شعاعی برای دیگران دارد پرونده سازی می کند؟ این کار چه نفعی برایش دارد؟؟ ... چرا برای جلوگیری از پخش فیلم لیلا اسفندیاری از تلویزیون  بر علیه او نامه فرستاده  به آنجا که: این فیلم هایی که شما پخش می کنید سناریو اش را این خانم نوشته! ... و این خانم فلان است و بیسار است! .. کدام سناریو حسین جان؟؟ مگر لیلا اسفندیاری  فیلم نامه نویس بود؟؟ ...  این آقا چرا زنگ زده به شرکت اسپانسر برنامه گاشربروم لیلا ،  و ریز و درشت به او اتهام زده؟؟  نامه ها و مصاحبه هایش را دارم! .. چرا رفته نشسته پیش قائم مقام شبکه چهار تلویزیون و تمام سعی اش را کرده تا جلوی  پخش فیلم های مرا از شبکه بگیرد؟؟!! ... مگر همین آقا خودش ساعت پنج و نیم صبح نمی رود جلوی در جام جم ،  دو ساعت در سرما معطل می شود تا در یک برنامه ی زنده ی صبح کله ی سحر ،  مثلا ساعت  شش و نیم  ، فقط برای   شش دقیقه ،  برود جلوی دوربین و از کوهنوردی کشور بگوید که با مدیریت او چنین است و چنان است؟؟؟  ...... حالا چطور جلوی پخش برنامه های مرا می گیرد؟؟ ... پخش فیلم هایی با موضوع کوهنوردی برای مخاطب عام آنهم در تلویزیونی که هر ده سال یکبار  ممکن است بزند و فیلمی هم راجع به این ورزش پخش کند!!! ...  

من این نامه هایی که او به تلویزیون نوشته را انتشار خواهم داد! چرا من باید بروم توی حراست تلویزیون و نامه ی شعاعی را بدهند به دستم؟؟ مگر من کارمند تلویزیونم؟؟؟ یا کارمند فدراسیون کوهنوردی؟؟  جرمم چیست؟؟  راجع به کوهنوردی فیلم مستند ساخته ام؟؟؟ ... راجع به صعود قله کی 2 توسط اولین کوهنورد ایرانی فیلم مستند ساخته ام؟؟ .. راجع به فعالیت کسانی که محمود شعاعی همه ی سعی اش را دارد می کند تا جلوی فعالیت شان را بگیرد؟؟ ... من چکار به ایرج معانی و عظیم و فلان دارم؟؟ حرف من ساده است! چرا محمود شعاعی برای هر کس که از او خوشش نمی آید پرونده سازی می کند؟؟ ... بعد می خندم که: اتفاقا با تو هم می خواستم مصاحبه کنم راجع به تلیچوپیک! خوب شد که زنگ زدی ...

 

سه روز قبلش به حسین رضایی خودم زنگ زدم: چطوری حسین جان! تعطیلات خوش گذشت! سیزده بدر سبزه گره زدی؟ ... و می خندم. می گوید احوال شما؟! ولی شما فکر  کنم اتهام {گره} زدی! ... می گویم حسین جان حالا اتهام زنای محصنه که نزده ایم به شما برادر! ..   احسان به من گفت کسی  با نام "کاوه" خطاب به تو توی وبلاگ من مطلب نوشته برو و پاسخ بده! می پرسم کاوه دیگر کیست؟ می گوید حسین رضایی! ...مگر من چیزی پنهانی از تو دارم حسین جان؟! ... می گوید: من از شما معذرت می خواهم! نام و نشان و تلفن این {به اصطلاح} کاوه را هم اگر خواستید به شما می دهم تا مطمئن شوید من نیستم. می گویم: حسین جان! تو خودت توی تلویزونی! من نه کارمند صدا و سیما هستم . نه نانم از آنجاست . نه دزدی کرده ام و نه مسائل امنیتی پنهانی دارم که بخواهم از کسی بترسم. چرا فدراسیون وقتش را دارد صرف نامه نوشتن بر علیه من به اینسو و آنسوی صدا و سیما می کند؟؟ فکر می کند اینطوری "نان" من آجر می شود؟؟ و می خندم! .. می گوید همان موقع  هم که  {بر علیه شما} نامه  به تلویزیون نوشتند مخالف بودم. الان هم نمی توانم بیشتر صحبت کنم. بعدا با هم صحبت می کنیم.

و اینجوری است که گاهی حاشیه ها از متن ها بسیار خواندنی تر است –

رضا نظام دوست18 فروردین 1391

پ.ن : بخش پایانی که خبر از اطلاع ایشان (ایرج معانی) از انجام مصاحبه ی تلفنی می دهد را هم بصورت متن مکتوب و هم لینک دانلود فایل صوتی منتشر می کنیم. 

 

ن : چهارشنبه شب خوبه؟

م : چهارشنبه شب آره

ن: خیلی خوب. من چهارشنبه شب با شما تماس می گیرم. خیلی ممنون از وقتی که گذاشتین به هر حال صحب هایی که کردین. خیلی ممنون

م: عذر می خوام آقای نظام دوست اینایی که از من پرسیدین ، اینایی که من گفتم انتقال می دین به وبلاگی ، سایتی چیزی؟

ن : ببینید من مشغول تهیه ی همونطور که عرض کردم فیلمی در مورد لیلا اسفندیاری

م : متوجه شدم

ن: من آره ، می خوام در واقع از صحبتهای شما اونجا استفاده کنم. یه کمکی اگر بتونی به من بکنی از دوستان دیگری که تو اون برنامه بودن

م : می تونید از آقای مقدم سوال کنید بالاخره تو برنامه بودن. آقای نگهبان بودن.

ن : شماره های اینا رو می تونی به من بدی؟

م : اقای هاشمی بودن.

ن : آقای هاشمی خصوصا شنیدم ، آقای محمود هاشمی اگر دارید شماره ی ایشون رو به من بدید که بتونم باهاش مصاحبه کنم.

م : اجازه بدین از ایشون اجازه بگیرم شاید اصلا دوست نداشته باشن صحبت کنن و اجازه بدید من ازشون اجازه بگیرم.

ن : ببینید برای گرفتن شمارشون از شما یا هرکس دیگه میتونم بگیرم. هیچ مشکلی نیست ولی صحبت کردنشون مسلما ایشون مختارن . حالا نخواستن می گن آقا من صحبت نمی کنم دیگه. اونکه مشکلی نداره.

م : درسته. من حالا بهشون می گم

ن : باشه. من اگر شد چهارشنبه پس با شما مجدد تماس می گیرم

م : سلامت باشید

لینک فایل فلش و دانلود

 

پ.ن 2: شنیده ها حاکی از آن است که بنا به توصیه ی موکدا "صابری" دبیر فدراسیون کوهنوردی ،  از این پس هیچکس در فدراسیون  حق ندارد با آقای "رضا نظام دوست" مستند ساز ورزشی ،  مصاحبه کرده یا حتی به تماس های تلفنی ایشان پاسخ دهد!!!

 

  سخن دیگری؟ ()