احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
کویری... به قلم: احسان بشیرگنجی - ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

 

شاملوی بزرگ شعری دارد با عنوان "کویری" از مجموعه ی مدایح بی صله، که برای "زیور" یکی از شخصیت های "کلیدر" رمان حماسی و درخشان محمود دولت آبادی سروده است. شاملوی بزرگ رمان زیبای کلیدر را ستوده و از آن به عنوان "اثری رشک برانگیز" یاد کرده است. و یکی از شعرهای خود را در ستایش یکی از مظلوم ترین و محروم ترین شخصیت های زن این رمان نوشته. شاملوی بزرگ در این شعر تصویر کاملی از "زیور" کلیدر می سازد. سخن از زنی بی جفت و عقیم است که وجودش را نیمی، آتش حسرت که هرگز مردی آن را عریان نکرده و نیمی، اشک محرومیت از داشتن فرزند تشکیل داده است. و گویی در اتاقی بر گهواره ی خالی به زاری می گرید:

نیمی ش آتش و نیمی اشک
می زند زار
زنی
بر گهواره ی خالی
گُل ام وای!
در اتاقی که در آن
مردی هرگز
عریان نکرده حسرت ِ جان اش را
بر پینه های کهنه نِهالی
گُل ام وای
گُل ام!در قلعه ی ویران
به بی راهه ی ریگ
رقصان در هُرم ِ سراب
به بی خیالی.

گُل ام وای
گُل ام وای
گُل ام!

شاملوی بزرگ درباره ی این شعر می گوید:
" شعر، به شکل ناخود آگاه و غیر ارادی و بدون در نظر داشتن به کلیدر نوشته شده است. عنوان شعر، علاوه بر این که نسبت ِ مکانی است مفهوم نازایی را هم افاده می کند. به این نتیجه رسیدم که زن این شعر، باید "زیور" داستان کلیدر باشد و آن را تقدیم دولت آبادی کردم."

و آیدای عزیز در توضیح این شعر گفته است:
"شاملو کلیدر را خیلی ستایش کرد. بعد که ما این شعر را خواندیم ، احساس کردیم، این، زیور کلیدر است. وقتی که شاملو کلیدر را می خوانده کاراکتر زیور، در ذهنش ته نشین شده و بعدن به شکل شعر ظاهر شده است."

  سخن دیگری؟ ()