احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
تبریک منصوره گرجی و چند اشاره به قلم: احسان بشیرگنجی - ٦ خرداد ۱۳٩۱

پیام تبریک منصوره گرجی نائب رییس فدراسیون در حوزه ی بانوان  به پروانه کاظمی بر روی وبسایت فدراسیون کوهنوردی بهانه ی انتشار این یادداشت شد.

پروانه کاظمی ، کوهنورد مستقل ایرانی نهم فروردین ماه بدون اطلاع قبلی ایران را به قصد صعود قله ی اورست ترک کرد. و در منطقه هنگامی که با کوهنوردان ایرانی مواجه شد ، باز هم سخنی از تصمیم بزرگش به میان نیاورد و تنها به این جمله بسنده کرد که : خسته شده ام و می خواهم قله ای را صعود کنم!

می خواهم کمی به عقب بازگردم. به چند سال پیش و به حادثه ی ماناسلو. در یکی از جلسات بررسی حادثه ی ماناسلو ، نقل است که محمود شعاعی بعنوان رییس آن فدراسیون خطاب به کاظمی می گوید : اگر میرشکاری هم زن بود ، این اتفاق برایش نمی افتاد و سرپرست (حسن نجاریان) توجه بیشتری به ایشان می کرد!!! که پس از آن ، پروانه کاظمی با ابراز تاسف از اینکه شخصی مثل شعاعی با این طرز تفکر و نگاه جنسیت زده در کوهنوردی ، ریاست فدراسیون را بر عهده دارد جلسه را ترک می کند و ... .

امروز که پیام تبریک خانم گرجی خطاب به پروانه کاظمی را بر روی وبسایت فدراسیون دیدم ، اول به فال نیک گرفتم که فشارهای افکار عمومی و یادداشت های منتشر شده در برخی وبلاگ ها از جمله همین وبلاگ ، باعث شد تا فدراسیون نیز تکانی به خود بدهد هر چند که کوچک و ناچیز باشد.

اما سوالی در این بین به وجود می آید:

فدراسیون کوهنوردی و منصوره گرجی بعنوان نائب رییس بانوان ، چه کارهایی و خدماتی برای کوهنوردان زن مستقل انجام داده اند؟ برای لیلا اسفندیاری ، پروانه کاظمی ، پرستو ابریشمی ، مریم علیخانی ، مائده مختاری ، نسیم عشقی ، مهسا حکام زاده ، لیلا بهرامی و پریسا فقیه نوبری ( در کنگره سنگنوردی BMC در اردیبهشت سال 1379) و ...  چه خدماتی ارائه کرده اند ، چه مشکلاتی را از سر راهشان برداشته اند ؟ گره کدام یک از کارهایشان را گشوده اند که اینک ، با پیام تبریک خشک و خالی سعی در رساندن حسن نیت خود دارند؟! آیا از جریان دادگاه جنایی پرونده نانگاپاربات و از بی مهری هایی که به لیلا اسفندیاری رفت ، خبر داشتند؟ منصوره گرجی چرا آن روزها بعنوان نائب رییس بانوان تلاشی از خود نشان نداد؟

بر هیچ کسی پوشیده نیست که فدراسیون کوهنوردی به صورت کاملا گزینشی عمل می کند و صعودها و حمایت هایش بنام افراد خاصی سند زده شده است!  از دیگر سو ما نیز به خوبی آگاهیم که توان حمایتی فدراسیون محدود است اما این حمایت صرفا در انحصار عده ای از نورچشمان است!! بر هیچ کس پوشیده نیست که فدراسیون کوهنوردی در تقابل کامل با کوهنوردی مستقل است و بجای حمایت ، مانع تراشی می کند. فدراسیون کوهنوردی اگر حمایتی از جریان مستقل نمی کند ، پس حداقل مانع تراشی هم نکند! که همه ی این سنگ اندازی ها تعبیر به رقابت و  ناتوانی فدراسیون کوهنوردی در مواجه با کوهنوردی مستقل می شود.

باقی بقایتان

احسان بشیرگنجی

  سخن دیگری؟ ()