احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
خداحافظ سیاست! به قلم: احسان بشیرگنجی - ٢٧ خرداد ۱۳٩۱

من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت*

*سهراب سپهری

به گمان من همین جمله از سهراب ، دقیق ترین و زیباترین تعریفی است که می توان از سیاست داشت. همین نیم خط مدتی است که ذهن مرا درگیر کرده و بهانه ای شده است برای خداحافظی ام از دنیای سیاست.

در طول این چند سال ، به سهم خود هزینه های فراوانی در خصوص زندگی ، کار ، تحصیل پرداخت کرده ام و حکمها و محرومیتهایی که به واسطه برچسب خوردن "فعالیت سیاسی" همچنان به قوت خود باقیست!

سیاست بهانه ای بود برای آشنایی و دوستی ام با بزرگ مردان و زنانی که دغدغه ی ایرانی آباد و آزاد را داشته و دارند. از آنها بسیار بسیار آموختم. پای کلاسهایشان نشسته ام و از همصحبتی با آنها بهره مند گشته ام. آشنایی با این بزرگان یکی از ارزشمندترین سرمایه هایی است که در زندگی داشته ام. به دوستی با این عزیزان شادمان و مفتخرم.

اما امروز دیگر نه توان کافی و نه حوصله ای برای ادامه ی فعالیت هایی اینچنینی دارم. بیش از هرچیز به آرامش نیاز دارم و به آرامش از دست رفته ام می اندیشم. به هیچ وجه از راهی که پیموده ام و هزینه هایی که پرداخت کرده ام پشیمان و سرخورده نیستم پس از این نوشتار چنین برداشتی نشود که نادم و پشیمانم. کناره گیری ام از بازی های سیاسی فرصتی خواهد بود برای مطالعه ی بهتر و بیشتر پیرامون آنچه که بر جامعه ی امروزین ما می گذرد... تا اگر دیگر بار قصد بازگشت به این دنیای پر پیچ و خم را داشتم ، با آگاهی و توان بیشتری راه خود ادامه دهم.

تمام این لحظه ها برایم خاطراتی فراموش ناشدنی اند. تک تک لحظه هایش از آموزنده ترین تجربه های زندگی...چه آنجا که چشم در چشم بازجو،مجبور به پاسخگویی بوده ام...چه آنروزهایی که از نامردمی ها و دربند بودن رفیقی سر بر شانه ی دوستی گذارده و گریسته ام...چه از روزی که ... بگذریم. تک تک این لحظات برایم ارزشمندند.

نگاه های انتقادی ام به شرایط موجود همچنان به قوت خود باقیست و بیشتر سعی خواهم کرد در حوزه ی محیط زیست ، بویژه بحران خشک شدن دریاچه ارومیه فعالیت کنم.

این دور شدن از سیاست شاید آغازی باشد برای بسیاری از بهانه های خوب زندگی. فرصتی برای عاشقی!

پ.ن: عادت به خرداد پر حادثه ، خرداد پر فاجعه آفرید!

  سخن دیگری؟ ()