احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
تقابل فدراسیون کوه نوردی با انجمن غارنوردی! به قلم: احسان بشیرگنجی - ۱ مهر ۱۳٩۱

یادداشت دوست گرامی سعید هاشمی نژاد در خصوص تقابل فدراسیون و انجمن غارنوردان به نقل از وبسایت رسمی انجمن :

 

در ابتدای سخن جهت جلوگیری از ایجاد هرگونه شبهه به نظرات شخصی ام در مورد فدراسیون و سپس به مسایل مربوط به غارنوردی می پردازم و در مورد انتقادات وارد به فدراسیون در حیطه کوهنوردی و صعود های ورزشی بحثی نمی کنم و این موضوع را به علمای فن وا می گذارم.

از تضعیف نهادی بنام فدراسیون کوهنوردی پشتیبانی نمی کنم زیرا در آن سودی نمی بینم. فدراسیون نهادیست که وظیفه رفق و فتق امور ورزشهای کوهستانی را بعهده دارد و دیگر هیچ!!! نهادی که هر از چند گاهی با تغییر مدیریت و جو حاکم در برخورد با امور جاری تغییر رویه می دهد پس درست نیست بدلیل اینکه هیئت حاکمه وقت فدراسیون دچار سو هاضمه فکری در مورد برخی امور است کلیت فدراسیون را به اخیه بکشانیم و تضعیف کنیم. مشکل روسای وقت است نه خود نهاد و دیگر هیچ!!! همه کسانی که درگیر یکی از ورزشهای کوهستانی هستند به نوعی با فدراسیون در تعامل بوده و اساتید و دوستان زیادی در بدنه آن دارند که همگی قابل احترامند.

شاید عده ای از دوستانی که این مطلب را می خوانند به دلیل نگارش آن واقف نباشند و ربط موضوع تعلیق انجمن غارنوردان به فدراسیون را خارج از بحث بدانند. حتی برخی دوستان به علت اعلام حکم تعلیق انجمن غارنوردان از سوی وزارت کشور در نهایت ساده لوحی و خوش خیالی به نوعی فدراسیون را بری می دانند! در جواب فقط می گویم: زهی خیال باطل...

از آذر ماه 1386 که نام من هم در لیست شرکت کنندگان در اکسپدیشن بین المللی غارنوردی 2008 در ایران منظور شد به نوعی بطور غیر رسمی در جایگاه مسئول روابط بین الملل تیم غارنوردان ایرانی قرار گرفتم و از نزدیک در جریان شکل گیری این حرکت خالص و ناب غارنوردی و غارشناسی در ایران بودم که به ایجاد انجمن غارنوردان و غارشناسان ایرانیان ختم گردید. از این رو به خوانندگان محترم اطمینان خاطر می دهم حرفهای عنوان شده مستند بوده و کذب نخواهد بود.

اولین تقابل فدراسیون با جریان خود جوش و ناب غارشناسی از آنجایی آغاز شد که برگزاری اکسپدیشن مهم و بین المللی غارنوردی 2008 بخاطر خصومت شخصی!!! و حضور کاظم فریدیان بایکوت شد.

 




با رجوع به خاطرات بیاد می آورم که سال 1386 به نوعی سال شکوفایی سایت کوهنوردی همطناب بود که من هم یکی از مدیران اصلی اش بودم. در جریان برگزاری مسابقات کشوری سنگنوردی آبان 1386 یکی از دوستانی که با روابط عمومی فدراسیون همکاری می کرد( در حال حاضر یکی از هیمالیانوردان قابل نسل جدید بشمار می آید) جهت پنل خبری آقای شعاعی از سایت ما هم دعوت به عمل آورد. در همان زمان بود که صحبت از کاظم فریدیان بمیان آمد و کاملا شاهد موضع گیری غیر دوستانه او بودم! چند ماه بعد کاظم فریدیان و لیلا اسفندیاری جهت برنامه نانگاپاربات عازم منطقه شدند و کلیت روابط بین المللی به عهده من قرار گرفت. باز هم بخاطر دارم که در اولین صحبت هایم افشین یوسفی بارها از انجام کار با همراهی فدراسیون سخن راند اما با شانه خالی کردن فدراسیون و عملا تنها گذاشتن این حرکت بود که حرکت خود جوش غارنوردانی مصمم همچون جواد نظام دوست و دیگر دوستان، اکسپدیشن 2008 را به ثمر نشاند. پس از بازگشت تیم نانگاپاربات و موضوع ناپدید شدن سامان و باز هم موضعگیری فدراسیون علیه کاظم و لیلا( دو عضو اصلی ایرانی اکسپدیشن) عملا حضور فدراسیون با خواسته خود و علیرغم دعوت های مکرر منتفی شد. با وجود اینکه سرپرستی به جواد نظام دوست سپرده شد و عملا کاظم و لیلا صرفا به عنوان دو عضو در برنامه شرکت کردند با وجود علم بر حضور غارنوردان و غارشناسان عضو اتحادیه بین المللی غارشناسی، فدراسیون حتی از اعزام نماینده ای جهت خوشامد گویی ابا نمود و مربیان شرکت کننده فدراسیون هم صرفا با انگیزه و هزینه شخصی حضور پیدا کردند!

اواخر سال 1387 پس از برگزاری موفق اکسپدیشن بین المللی غارشناسی در ایران بود که مطلع شدیم فدراسیون به دنبال ارسال تعدادی از مربیان به کشور لهستان جهت گذراندن دوره می باشد. از آنجایی که این حرکت برایم مشکوک بنظر می آمد و احساس می کردم که هدفهای دیگری هم بجز ارتقای سطح مربیان در نظر می باشد مقاله ای با عنوان " آیا فدراسیون کوهنوردی می تواند متولی غارنوردی باشد؟" نوشتم که با سوالات زیر شروع می شد:

"-آیا  اعزام مربیان غارنوردی ایران به لهستان را می توان به فال نیک گرفت؟!

- آیا هدف فدراسیون از این عمل  ارتقاء غارنوردی نوین  در ایران  است یا بدست آوردن دست آویزی جهت جلوگیری از اقدامات جدیدی که غارنوردان آزاد تاکنون انجام داده اند؟!

-چرا فدراسیون تا قبل از برگزاری اکسپدیشن بین المللی غارنوردی به این رشته همانند رشته ای حاشیه ای می نگریست و هیچگونه تلاشی جهت اعتلای آن نمی کرد؟!

-چرا فدراسیون کوهنوردی قبل از برگزاری اکسپدیشن بین المللی با وجود اینکه  این برنامه ابتدا جهت برگزاری به آنها پیشنهاد شده بود از هر گونه همکاری سرباز زد؟

-دلیل مذاکرات کنونی فدراسیون با سازمان منابع طبیعی بر سر به عهده گرفتن مسئولیت غارها چیست؟

-آیا فدراسیون کوهنوردی که در حال حاضر مسئولیت  تمامی ورزشهای که در ارتفاع انجام می شود (حتی ورزشهای هوایی!!!) را به عهده دارد در مورد ورزشهای زیر زمینی هم محق است؟

-آیا فدراسیون کوهنوردی که عضو UIAA   اتحادیه جهانی کوهنوردی می باشد می تواند عضو UIS اتحادیه جهانی غارنوردی و CMAS   اتحادیه جهانی غواصی شود؟

-آیا فدراسیون کوهنوردی در آینده فعالیت غارنوردان مستقل را به رسمیت خواهد شناخت یا آنان را به چشم رقیبانی مداخله گر خواهد دید؟

-آیا فدراسیون کوهنوردی ایران همانند دیگر کشورهایی که صاحب غارنوردی حرفه ای هستند می تواند حضور انجمنی از غارنوردان حرفه ای را تحمل کند؟

و بسیاری اما و اگر دیگر که ذهن من و دیگر غارنوردان را به خود مشغول داشته است؟..."

این مطلب در تاریخ 3 خرداد 1388 برروی سایت غارهای ایران قرار گرفت. اکنون پس از گذشت بیش از 3 سال از نگارش آن مقاله و تعلیق 3 ماهه انجمن غارنوردان می توان دوباره به این سوالها اندیشید.  

مهرماه 1388 بود که به دعوت دوستان لبنانی شرکت کننده در اکسپدیشن سال گذشته، 9 نفر از اعضای اکسپدیشن 2008 عازم لبنان شده و در یک دوره دو هفته ای آموخته های اکسپدیشن 2008 را دوباره تمرین کرده و جهت انتقال آموزه هایمان به دوستانمان دوره دیدیم. دوره ای که با حمایت اتحادیه جهانی غارشناسی در جبران زحمات و مهمان نوازی ایرانیان در طی اکسپدیشن 2008 برگزار گردید. از نگاه من به عنوان سرپرست تیم یکی از دلایل شرکت ما در این دوره این بود که در برابر اتهام انجام ناصحیح تکنیکهای غارنوردی از سوی فدراسیون در آینده بری شویم. اتهامی که اکنون با آن مواجهیم!!! آموزه های غلط فدراسیون در گذشته در قالب سنگنوردی! درون غار( طرح درسهای گذشته شاهدی بر مدعای من هستند) بارها سنگنوردان درون غار را به کام مرگ کشانده است!!!

حتی در حال حاضر هم شاهد تفکرات ناصحیح در قالب آموزش غارنوردی درون فدراسیون هستیم. یک کارآموز غار باید جهت گذراندن دوره غارنوردی مدارک کوهپیمایی و سنگنوردی داشته باشد تا بتواند در دوره شرکت نماید. هر چند ممکن است برخی بر این باور باشند که یک فرد با آگاهی بر اصول سنگنوردی و مسایل فنی بهتر بتواند مسایل فنی غارنوردی را درک کند اما حقیقیت بگونه دیگری است. چند سال پیش هنگامی که می خواستم تعدادی از دوستان مشتاق به غارنوردی و تازه کار را جهت آموزش به لبنان ببرم با ااعلام خرسندی مربی مربوطه روبرو شدم(هرچند بدلایل ریالی این برنامه محقق نشد)  چون آن افراد اطلاعاتشان صفر بود و ذهنشان همچون لوحی سفید بدون خدشه و زنگار عقاید ناصحیح بود. خود من بارها در درون غار با سنگنوردانی که در غار سنگنوردی می کرده اند دچار تعارض شده ام. اصرار خیلی از افراد با تجربه جهت صعود با دو یومار، استفاده از طناب دینامیک و هارنس سنگنوردی درون غار مدعایی است بر گفته اینجانب. همینطور عدم استفاده از پتوی نجات به عنوان یکی از ملزومات اصلی غارنوردی، عدم اشنایی با ایده کارابین ترمز و ...  با وجود هزینه سنگین ملزومات سنگنوردی چرا شخصی که مایل است از ابتدا به غارنوردی بپردازد باید لوازمی را ابتیاع کند که شاید دیگر به کارش نیاید!!! چرا یک غارنورد نباید از ابتدا فرود و صعود از طناب را با ملزومات غارنوردی یاد بگیرد (در حالی که در سنگنوردی صعود از سنگ و فرود از طناب با ابزار ویژه سنگنوردی را می آموزد!)

حضور سه تن از مربیان بدون حاشیه که به لهستان رفته اند، جهت آموزش غارنوردی و همراهی با اعضای انجمن گواهی بر سلامت سطح آموزش اعضا مطابق با استانداردهای فدراسیون کوهنوردی و صعود های ورزشی! می باشد. در حال حاضر بیش از نیمی از افراد حاضر در اردوهای فدراسیون اعضای انجمن غارنوردان می باشند( البته اگر بخاطر منافع شخصی از انجمن اعلام برائت نکنند!).

یکی از بزرگترین نقاط تقابل فدراسیون با انجمن بحث ارتباط با مجامع غارنوردی بین المللی می باشد. چندی پیش یک دوست از احتمال تهمت امنیتی بودن مسئله ارتباط با غارنوردان خارجی برایم سخن گفت که در ابتدا بر آن وقعی ننهادم اما با بروز وقایع اخیر کاملاآن را جدی حس می کنم. در کشور ما که از دیرباز بدلیل تهاجم بیگانگان توهم توطئه بموازات پر و بال گرفته، بهتان بستن به دیگران به دلیل رابطه با خارجی ها مسئله دشواری نیست. توسل به این موضوع نشانگر ضعف طرف مقابل در برابر فعالیتهای روشن و منطقی علمی می باشد. چندی پیش جهت ایجاد تعامل انجمن با فدراسیون وارد جلساتی چند شد اما در انتها فقط شاهد تهدید به اخلال، پرونده سازی و پیشنهادی بچه گانه بودیم: در صورتی که انجمن منحل شده و در قالب کلوپ غارنوردی فعالیت کند از پشتیبانیهای فدراسیون برخوردار خواهد گردید!!!

در جریان همایش بین المللی گنبد های نمکی( اردیبهشت 1391) فرصتی داشتم که با پل ویلیامز دانشمند زمین شناس معروف نیوزلندی گپی دوستانه بزنم. با نگاهی مثبت و امیدوار به تعامل سازنده با فدراسیون در باب احتمال عضویت فدراسیون کوهنوردی و صعود های ورزشی در اتحادیه جهانی سخن گفتم. جواب او بسیار قاطع و گویا بود: "اتحادیه جهانی غارشناسی عضو شورای بین المللی اتحادیه های علمی ICSU (سطح بالاترین اتحادیه بین المللی علمی در جهان) می باشد و برای اتحادیه جهانی غارشناسی مناسب نیست که یک فدراسیون ورزشی به عضویت آن درآید. در بسیاری از کشورها موسسات غارشناسی در کنار آکادمی های ملی علمی وجود دارند که به عضویت UIS در می آیند."

به گمانم فدراسیون چندان به این موضوع وقعی نمی گذارد که غارشناسی بیشتر یک موضوع علمی بشمار می آید تا ورزش. برگزاری رقابتهای ورزشی درون غارها یا پیمایش غارها با اهداف ورزشی با منشور اخلاقی اتحادیه جهانی غارشناسی در تعارض به سر می برد. شاید فدراسیون فراموش کرده که بر اساس ماده یک اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی آماتوری جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/2/1381 در تعریف ماهیتش آمده است:

"فدراسیون‌های ورزشی آماتوری جمهوری اسلامی ایران که در این اساسنامه فدراسیون نامیده‌می‌شوند مؤسسات عمومی غیردولتی و دارای شخصیت حقوقی هستند که بر اساس مشی و اصول ورزشی‌تعیین شده به موجب منشور المپیک با مراعات شئون اسلامی ‌و مقتضیات ملی و به عنوان بالاترین مرجع ‌ذی‌صلاح در هر رشته ورزشی تشکیل می‌شوند و در چارچوب این اساسنامه با هماهنگی سازمان تربیت بدنی ‌و رعایت قوانین مربوط فعالیت می‌نماید."

در صورت مراجعه به ماده 2 که به اهداف فدراسیون می پردازد تعارضات مختلفی را در صورت بعهده گرفتن مسئولیت غارنوردی توسط فدراسیون کوهنوردی شاهد خواهیم بود.

در بند اول این ماده می خوانیم:" 1 ـ ترغیب نسل جوان و اقشار مختلف جامعه به حفظ تندرستی و سلامتی و ایجاد زمینه مناسب برای ‌مشارکت آنان در فعالیت‌های منظم، اصولی و قانونمند ورزشی."

نمی دانم چند نفر ممکن است با نظر من موافق باشند اما غارنوردی فعالیتی ماجراجویانه، مخاطره آمیز و هیجانی می باشد که جهت کاوش در غارشناسی علمی به خدمت گرفته می شود و هیچ گونه سودی به لحاظ حفظ تندرستی و سلامتی بر آن مرتبت نیست. غارنوردان جهت کسب آمادگی جسمانی مورد نظر برای فعالیت درون غارها باید به ورزشهایی همانند آمادگی جسمانی، کوهپیمایی و فرود و صعود از طناب بپردازند. جدایی مبحث غارنوردی ازدیگر رشته های کوهستان در کشورهای متمدن(امیدوارم حداقل خودمان به متمدن بودنمان ایمان بیاوریم!) و وجود انجمن های غارنوردی مستقل گویای این موضوع است. به عنوان مثال فدراسیون کوهنوردی کشور کرواسی دارای 35000 عضو در 300 باشگاه است اما سازمان غارنوردی آن دارای 600 عضو در 40 باشگاه می باشد و این سازمان غارشناسی نماینده غارنوردان کرواسی در اتحادیه جهانی غارشناسی می باشد. این نشان می دهد که فدراسیون کوهنوردی ما با تکیه بر آمار کمی تعداد کوهنوردان و سنگنوردانی که تفننی به غار می روند نمی تواند خود را بر غارنوردان انجمن در فعالیتهای تخصصی غارشناسی ارجح بداند. در غارشناسی کیفیت وجه غالب است نه کمیت.

 ما به عنوان غارنوردان واقعی پیمایشهای محیر العقول و آسیب زننده به غارها را تایید نمی کنیم. متاسفانه نگاههای غلط پیشین در پیمایش غار و ثبت نام خویش به عنوان پیمایش کننده کامل( همانند صعود کنندگان به قله ها و سنگنوردان) برگرفته از نظام حاکم بر فدراسیون و جو حاکم بر ورزشهای کوهستانی بوده است. نگاهی که اکنون در سطح جهانی و در میهن عزیزمان در حال تعدیل است. رجوع به نظرات کنونی یوسف سورنی نیا غارنورد قابل و توانمند ایرانی که بارها دشوارترین غار ایران، غار پراو، را با سرعتی زیاد پیمایش کرده خود گواهی بر گفته های من است. 

در بند دوم آمده است: " 2 ـ ایجاد زمینه‌های لازم برای حضور قهرمانان، پیش‌کسوتان، داوران، مربیان و سایر دست اندرکاران ‌ورزشی در عرصه‌های بین‌المللی در داخل و خارج از کشور."

سوال من این است. آیا فدراسیون کوهنوردی می تواند قهرمانان مدال آور این رشته به اصطلاح ورزشی را معرفی کند. تا به حال چند قهرمان برروی سکوهای افتخار این رشته ورزشی! ایستاده اند؟ در جایی که حتی رشته مدال آور صعود های ورزشی در عرصه جهانی هنوز توانایی ورود به عرصه المپیک را بدست نیاورده آیا می توان جایگاهی برای غارنوردی در نظر گرفت که حتی همانند فوتبال گل کوچک دارای رقابتهای محلی هم نمی باشند! لطفا داوران این رشته را معرفی کنید؟!!

به صراحت اعلام می کنم که انجمن غارشناسان زاییده تفکر هیچ مغزی خارج از مرزهای این کشور نیست جز غارنوردان همین مرز و بوم و هر گونه ربط دادن آن به تفکراتی خارج از این مرزها بهتان و اتهامی ناروا خواهد بود که در سرحد توانم در برابر آن خواهم ایستاد.

معتقدم که پس از برگزاری موفق اکسپدیشن 2008 تعداد زیادی از غارنوردان ایرانی حاضر به موضوع تشکیل انجمنی جهت گرد هم آمدن غارنوردان ایرانی همانند انجمن کوهنوردان اندیشیده و اقداماتی انجام داده اند. یکی از ابتدایی ترین اقدامات در اولین گردهمایی ملی غارشناسی در مشهد و غاربتون اسفند 1387 انجام گرفت. در جلسه اختتامیه پیشنهاد تشکیل انجمن غارشناسان را برای اولین بار عنوان نمودیم که با مخالفت اکثریت (بدلیل ناپختگی طرح) به زمانی دیگر موکول شد. تا اینکه در اسفند 1388 پس از برکزاری چندین گردهمایی ملی موفق در اقدامی منسجم هیئت موسس انجمن غارشناسان شروع به فعالیت کرده و پس از تلاشی یکساله بطور رسمی در اسفند 1389 آغاز بکار انجمن غارشناسان را جشن گرفت.

شکی وجود ندارد که مهمان نوازی، برخورد دوستانه و تلاش غارنوردان ایرانی اعضای اتحادیه را تحت تاثیر خود قرار داد و آنها را به حمایت و راهنمایی اعضای انجمن ترغیب نمود. اعضای اتحادیه نقش بسیار مهمی در راهنمایی ما جهت فعالیتهای راستین غارشناسی داشته اند. تاکید آنها بر تفکر علمی بودن غارنوردی و ارتباط با مجامع علمی مربوطه و دانشگاهها، انجمن غارشناسان را به جایی رسانیده که تحسین زمین شناسان و دانشمندان علوم زمین داخلی را بر انگیخته است. همچنین در حال حاضر انجمن در نگاه مجامع علمی جهانی چنان جایگاهی یافته که دانشمندان برجسته جهان دعوتمان را جهت کارهای علمی می پذیرند یا جهت کار علمی دست یاری بسوی اعضای انجمن دراز می کنند. همایش بین المللی گنبدهای نمکی، همکاری با زمین شناسان دانشگاه آکسفورد، شرکت در سمپوزیوم غارشناسی خاور میانه و ... نمونه هایی از این همکاری اند.

اگر بخاطر داشته باشید در ابتدای مقاله اولین تقابل را بخاطر حضور کاظم عنوان کردم در حالی که کاظم دوبار با تشکیل انجمن مخالفت کرد!!! در جریان همایش غار بتون مخالفتش تاثیرگزار بود اما بهنگام انتخاب هیات موسس افراد بسیار کمی همداستان با او مخالفت کردند. بخاطر دارم که در آن جلسه کاظم پیشنهاد ایجاد فدراسیون غارنوردی را ارایه کرد. راستش در حال حاضر بدون استفاده از هرگونه رانت و کمک دولتی با فعالیت داوطلبانه اعضا فعالیتهایمان زیر سوال است چه رسد به زمانی که از منافع دولتی هم استفاده می کردیم!!!! جالب اینکه فدراسیون بدون در نظر گرفتن افتخار آفرینی او به عنوان اولین ایرانی صعود کننده دشوار ترین کوه جهان نه تنها موضوع پرچم کاظم برفراز قله کی دو را برای انجمن کوهنوردان پیراهن عثمان کرده بلکه به عنوان چماق برعلیه انجمن هم استفاده می کند!        

از ابتدای حرکتمان تا کنون هرگز به فکر تقابل با فدراسیون نبوده ایم. فعالیتهایمان همه گواه بر این موضوع دارد: شرکت در دوره های فدراسیون همانند کارست، پزشکی غار ،نقشه کشی غار و غواصی غار، شرکت در اردوهای فدراسیون، دعوت از مربیان فدراسیون جهت حضور در گردهمایی ها و ... هرچند در اکثر موارد با بی مهری برخی از آنها مواجه شده ایم! البته بماند که ورود فدراسیون به حریم مسایل علمی، امداد و نجات و ... برخلاف آنچه اساسنامه اش می گوید خود زیر سوال قرار دارد!!!

انجام فعالیتهای غارنوردی به موازات فدرسیون را چیزی نمی دانیم جز پیشرفت غارشناسی در کشورمان زیرا با ایجاد رقابتی سالم به پویایی غارنوردی می انجامد همانگونه که در طی این سالها بوده است. این موضوع نه تنها به تضعیف فدراسیون منجر نخواهد شد بلکه با حذف تفکر انحصارگرایانه به رشد و بلوغ فکری دوستانمان هم کمک خواهد کرد!

در روزنامه امروز تیتر یک خبر مرا به خنده وا داشت. یک بانوی عضو تیم تیر و کمان ایران در مورد فدراسیون مربوطه گفته بود: " ما با فدراسیون مشکل نداریم. فدراسیون با ما مشکل دارد."

تا زمانی که انحصار گرایی و توتالیتراندیشی بر ورزش ما حاکم باشد هرروز در هر مقوله شاهد چنین اظهار نظراتی خواهیم بود و هر حرکتی به عنوان حرکت موازی مزاحم قلمداد شده و به دودستگی تعبیر می شود.

قطار غارشناسی ایران به راه افتاده، پس گریزی نیست از سیل سنگهای ناجوانمردانه. در این کارزار است که همت و پایمردی مردان راه آزموده می شود و حرفها به چالش عمل کشیده می شود.

با وجود این همه تلاش انجمن جهت تعامل با فدراسیون چیزی جز تقابل نصیب نشده است زیرا فدراسیون فقط خواهان لغو امتیاز انجمن است و دیگر هیچ!!!  

سعید هاشمی نژاد- 30 شهریور 1391

  سخن دیگری؟ ()