احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
ماه ، مه ، مهتاب! به قلم: احسان بشیرگنجی - ٧ مهر ۱۳٩۱



دوستی گفت در ارومیه مان ، خاطرات شهری را در نظر نمی گیرند و اذهان تنها ماوای یادهای اهالی اش است از شهر و گذشته اش!
چه می شود کرد!؟
...!
کوهی است بر کرانه ی غربی ارومیه که همچون ستونی استوار ، عمود خیمه ی خاطرات جمعی و فردی‌مان است از سالهای دیر و دور و کسی را یارای پاک کردنش نیست!

طلوع ماه بر فراز قله اش ، همچون شب چراغی است که خاطرمان را می برد به سالهای حضور دوستان ، به روزهای گرمی ِ ارومیه ، به شب‌های روشن اش ، به عصرهای معطر به نان گرم و انگور، به ماه تابیده بر سکوی باغ، به صبح های سرد پاییزی اش ، به آب های زلالی که بر گستره ی شهر جاری می شد و مراد نطلبیده ی مردم اش بود ، به ... !

نه می توانند ماه را بپوشانند و نه "چهل مر شهیدان*" را از جا برکنند ، هستند و هستیم ، در هر کجای جهان که باشیم! و خواهیم بود تا ابد همچون ماه و شهیدان!
شهیدان...!
شهیدان...!
شهیدان...! شهیدانی که بیدارند و ما نیز بیداریم. خوابمان نمی برد. بیداریم و خوابشان را آشفته کرده ایم!

بتازید! بتازید در این شبهای تاریکتان! این ظلمت جاوید!
نخواهید توانست ماه و شهیدانمان را از ما بگیرید!

ما نشسته ایم بر خوان گسترده ی "شهیدان" به پهنای جهان ، زیر نور ماه !

ماه ، مه ، مهتاب!

28 شهریور 91 - ارومیه

*قله ی چهل مر شهیدان 

  سخن دیگری؟ ()