احسان بشیرگنجی
تماس با من
پروفایل من
      برج سینا ! (یادداشت ها و عکس های احسان بشیرگنجی)
برای سیاوش (آیریکان) به قلم: احسان بشیرگنجی - ٢۳ آبان ۱۳٩٠

نوشتن برای سیاوش ، دوستی که مشترکات بسیار داریم سخت است. آنهم اگر به بهانه این باشد که سیاوش تا چند ساعت دیگر لباس دامادی بر تن خواهد کرد و دست همسرش را خواهد گرفت تا ما بودن را یا به قول خودش خویشاوندی را آغاز کند. مبارک است این شب و مبارکتر نیز خواهد شد برای من که رفیق روزهای بی قراری ام آغازی دوباره را جشن می گیرد و تکامل زندگی خویش و نیز تقسیم کردن آن با همسرش را تجربه می کند. بسیار بسیار شادمانم و این شادی را نمی توانم با نوشتن بیان کنم. برای او و همسرش شادترین و سبزترین روزها را آرزومندم.

پ.ن : آیریکان و سیاوش برایم بسیار ارزشمند است. حک شده است این نامها در کنج طاقچه ی دلم. در بدترین و تلخ ترین روزها یکی از چیزهایی که بدان اندیشیده ام این نامها بوده است. نامهایی که امید را برایم زنده می کند. چه زمانی که هر دو ستاره دار شدیم... چه آن هنگام که هر دو آب خنک خوردیم و چه شبهایی که یواشکی بغضمان ترکید...

و امشب هم بغض من ترکید. از سر شوق...

  سخن دیگری؟ ()