به بهانه ی آخرین یادداشت پرستو ابریشمی در خاک خوب

سلام

یادداشت را چند باری خواندم و مرور کردم صحبتهایی که پیشتر با هم داشته بودیم را.

راستش را بخواهی چندان تمایلی نداشتم وارد این بحث شوم اما برخی صحبتها حرفهایی در پی دارد که هرچه کردم نشد نگفته از کنارش بگذرم. ممنون که حوصله می کنی و همه را تا آخر می خوانی!

همانگونه که در پیامی که برایت گذاشتم هم گفتم : معتقدم این یادداشت خیلی پیش تر از اینها باید نوشته و منتشر می شد و اگر امروزه به قول خودت از کوهنوردی بانوان فقط همان اورست در یادهاست و از فرخنده صادق و لاله کشاورز یاد می شود مقصر اصلی خود شما فعالان این عرصه بوده و هستید که هیچگاه ندانستم این سکوتتان دلیل بر چه بوده است؟ و در پی این سکوت چه منافعی ، مصلحت اندیشی هایی وجود داشته که کسی رغبتی به سخن گفتن نداشت!

برایم جای سوال بود که چرا زمانی که خیل عظیم انتقادها به فدراسیون کوهنوردی از سوی برخی وبلاگها مطرح بود ، یک یادداشت انتقادی نوشته نشد!

آنروزهایی که لیلا اسفندیاری به تنهایی بار ناملایمات را بر دوش می کشید چرا هیچکدام شما یادداشتی در دفاع از او به رییس فدراسیون و سیستم ورزش کشور ننوشتید؟

چه شد که امروزه بیاد سارا عدالتیان ها می افتید؟ اصلا از مشکلاتی که او برای غارنوردی در بخش بانوان به دوش کشید خبری دارید؟ یا فقط برای پر کردن و ردیف کردن اسم به نامش نیاز داشتی؟

اگر واقعا اینگونه است که می گویی دلیل همکاری با این سیستم که بهایی به بانوان نمی دهد چیست؟

شرکت در صعودهای هیمالیا ، برگزاری دوره های آموزشی و ... به من حق بده که اینگونه فکر کنم حالا که  رییس فدراسیون آخرین روزهای خود را سپری می کند یاد انتقاد کردن از سیستم او افتاده باشی!

می بینی همه ی اینها را هم می شود در راستای همان استفاده ی ابزاری دسته بندی کرد!

برایت نوشتم و باز هم اشاره می کنم که خوشحالم نوشتی دردهای اینروز جامعه را اما پرستو نوشدارو بعد مرگ سهراب چه فایده دارد؟!!

باری هر جهت. خواستم حرفهایی که بود را بزنم و دیگر اینکه به قول دوستی که همسفر آبها شد : از دوستی ها تنها یاد است که می ماند و شرافت که گوهری خدشه نابردار است...

 

باقی بقایت.

 

پ.ن : یادداشت پرستو ابریشمی با عنوان : در ذهن مسئولین چه می گذرد!

/ 16 نظر / 65 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا نظام دوست 1

احسان جان یک : خواهشا دیگر در مورد مسائل جامعه ی کوهنوردی برای من پیغام پسغام مشارکت و درخواست اظهار نظر نفرست . این داستان برای من تمام شده. دو : اکیدا در مورد وبلاگ ، یا نوشته ها یا نظرات من در جاهای دیگر این دنیای مجازی در وبلاگ خودت اطلاع رسانی نکن . هیچ تمایلی ندارم که خوانندگان وبلاگ تو ، چه آنها که می شناسم چه آنها که نمی شناسم یا چه آنها که اصولا موجودات ناشناس همیشگی محسوب می شوند ، نوشته های مرا بخوانند یا بدانند یا اخبار و اطلاعی از آن برای جاهایی مخابره کنند . سه: پرستو ابریشمی را هم از سالهای پیش و قبل از اینکه مربی چیزی اصولا باشد می شناخته ام ، همانطور که لیلا را قبل از اینکه هیمالیانورد و کوهنورد نام آشنایی برای دیگران باشد می شناختم . این دو آدم از دو اتمسفر کاملا متفاوت اند و هیچ ربطی به هم نداشته و ندارند . همانطور که من مثلا ربطی به حسین رضایی ندارم . گیرم حالا دو بار هم تلفنی صدایش را شنیده ام یا نوشته ای از او خوانده ام . پرستو ابریشمی از آندسته افرادی است که اصولا در طول زندگی اش بین دو تا صندلی می نشیند و نشسته و خر و خرما را توامان خواسته است .

رضا نظام دوست 2

البته این را هم بگویم مثل همان چیزی که تو گفتی ، اصلا از اول قصد اظهار نظر و به قول علما "دخول" به بحث ایشان را نداشتم تا نوشته ی خود ابریشمی را خواندم و سوالی که کرده بود که در ذهن مسئولین چه می گذرد؟؟!! ... و این وسوسه ی خبیثانه در درونم فعال شد که پاسخ کوتاه و درخوری به این سوالش بدهم. اینجا البته خطاب من به شخص اوست و به هیچ کس دیگر، هیچ کاری ندارم: پرستو جان! یا رسمی تر بگویم خانم ابریشمی! در ذهن مسئولین دقیقا همین منفعت خواهی و مصلحت طلبی همیشه ی ایام گذشته و می گذرد ، که در ذهن و رفتار تو همیشه ی ایام گذشته! ..گیرم البته با عایداتی بسیار بیشتر از آنچه این رفتار نصیب فی المثل تو کرده در طول زندگی یا در عرصه ی کوه نوردی! عزیز دل من! تو هم البته اگر در آن برنامه ی اورست به جای مثلا دوستت رویا غضنفری یا دیگران و دیگران بودی ، به قطع و یقین از اینکه این هنوز تنها برنامه ای است که در خاطر مسئولین کذایی مانده مشعوف هم می شدی!

رضا نظام دوست 3

اصلا بگذار از صدای خودت بشنویم که تو و مسئول حال حاضر کوهنوردی جمهوری اسلامی اصولا چقدر به فکر چیزی غیر از مصلحت طلبی و حفظ جایگاه کوچک خودش در زندگی هست ! و زیاده از خودم اظهار نظر در مورد تو تولید نکنم! و قضاوت را بگذارم به عهده ی شنونده! البته منظورم شنونده و خواننده ی این وبلاگ نیست! که هر کسی است که سی سال دیگر (مثلا!) که من و تو پیر و زمینگیر شدیم ، روزی گذرش به چنین فایلی در اینترنت می افتد و صدای تو و رئیس (احتمالا متوفی!) دهه ی نود کوهنوردی ایران را می شنود و قضاوت می کند که که بودی و بودیم و بودند! امیدوارم هم آقای شعاعی پایدار باشد روی صندلی اش ، هم تو روی دو تا صندلی یت!! ، ما که بخیل نیستیم بخدا! کوهنورد هم اصولا نیستیم و به قول خودت هیچکاره ایم در این بحث! کارمان این است که ماندگار کنیم یک صداها و تصاویری را برای آیندگان! که خب کار کوچک بی اهمیتی است! والسلام https://soundcloud.com/reza-nz/abrishami-shoaei

مسعود

احسان جان روی نکته مهمی انگشت گذاشتی و خوشحالم که یکی کثل تو هست که جسارتشو داره و آدمائی رو که در فرصت طلبی بد طولائی دارند رو رسوا می کنه اینها هم تا یکی میاد انتقاد می کنه میگن حسادت و ... ولی حرفت متینه رفیق

فری جون

این خانم از نور چشمی های هیات کوهنوردیه که الانم دنبال اینن که کاوه کاشفی رئیس فدراسیون بشه و باند مربیای کاسب کار تو فدراسیون حاکم بشن

ناشناس

http://khak-e-khoob.blogfa.com/post-94.aspx این یک نمونه کوچکی است در پاسخ به این 4 نفر -که فقط 4 نفر هستند- خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل

ناشناس

راستی اگر به کامنتینگ این پست مراجعه شود 24 نفر در ستایش خانم اسفندیاری و در زمان حیات ایشان پیام گذاشتند؛اسم این 4 نفر در بین اسامی نیست! "این 4 نفر دوستان ما که مانند این 24 نفر در خرداد 89 و در وبلاگ خانم ابریشمی کامنت نگذاشتند؛ با خانم اسفندیاری مشکل داشتند یعنی به او حسادت می کنند یعنی دشمن او بودند یعنی زحمات و برنامه های او را نادیده می گیرند" جملات در گیومه که به شوخی می ماند از همان استدلال های سخیف و بی پایه همین 4 نفر است!!! آیا می توان هر کسی را موظف دانست که به طریق مورد علاقه ما و در مکانی و زمانی که ما می خواهیم از کسی حمایت کند,حال او آقای بابازاده باشد یا یکی از شاخص ترین کوهنوردان بانوی کشور که باید مکرر و مکرر همگان یادشان باشد که برنامه های وی را در هر فرصت زمانی و مکانی یادآور شوند!

پدرام

می بینم که خیلی تابلو بعضی ها با اسم ناشناس از خودشون دفاع می کنن

عاقت رو شد

مرسی احسان پرستو همینه که تو گفتی و همینه که نظامدوست گفت خودش هم نمی دونه به کجا تعلق داره شاید هرکجا که به نفعش باشه اونهایی که در حاشیه ها سیر می کنند یا تازه وارد این گود شدند چهره واقعی پرستو را نمی شناسندمثل پروانه کاظمی یا مثل نسیم عشقی ، وقتی مثل شیما زیاد باهاش حشرونشر داشتن اونوقت می دونن که پرستو دوست واقعی هیچکس نیست نبود و نخواهد بود.اما اونهایی که سالهاست ازنزدیک باهاش در تماسند می دونند که پرستو فقط یک منفعت طلبه گاهی با کاوه کاشفیه کاهی با دماوند و لیلا و غیرو ذالک و گاهی هم با فدراسیون . البته هیچ اشکالی نداره فقط جالبه که بالاخره چهره واقعیش شناسائی شد یه آدم مادی که خیلی راحت تمام دنیا و دوستی و معرفت را با مادیات عوض می کنه .

امیر

نوشته شما و کامنت آقای نظام دوست را خواندم که البته بسیار خواندنی بود. سربلند باشید.