خداحافظ آقای رییس!

امروز آخرین روز ریاست دوست گرامی ام عباس ثابتیان بر انجمن کوهنوردان ایران بود.

انجمن در این مدت درزهای فراوانی برای انگشت نهادن ، نقد کردن و اندیشیدن داشت. در حد توان هم نقدهایی نوشتم نه از غرض ورزی که دغدغه ها و دلنگرانی هایم بوده اند.
و به دور از انصاف خواهد بود اگر بگویم پاسخی دریافت نکردم چرا که همیشه و همیشه عباس با روی گشاد و با حوصله پاسخی می داد هر چند که گاهی نیز من متقاعد نمی شدم.

باری به هر جهت با وجود تمام کمی ها و کاستی ها وظیفه می دانم به سهم خودم از عباس ثابتیان بابت تمام تلاشهایش برای انجمن تشکر و قدردانی کنم.
فشارهای زیادی رو تحمل کرد و ما کمتر در بدوش کشیدن این بار همراهیش کردیم و دست به قلم شدیم و نقد کردیم و نقد کردیم با وجود اینکه می دانستیم حرف زدن از عمل کردن آسان است!


/ 5 نظر / 21 بازدید
عيسى

درود... ما هم به ايشان خسته نباشيد گفته و برايشان سلامتى آرزو مى کنيم. سبز بمانى رفيق...

جواد نظام دوست

در این روزگار چرتکه ای که مردم عصای کور می دزدند داشتن انجمنی و رئیسی اینچنین نعمتی بود که قدر ندانستیم . در دهه پنجاه اصطلاحی مادر بزرگ خدا بیامرزم استفاده می کرد و میگفت دنیا خیلی بد شده مردم همه قدم عباسی شدند ( کنایه از اینکه اگه کاری برات می کنند توقع عباسی دارند ) منظورم عباس محمدی نیست ها ! ابوالفضل ها - کیومرث ها - افسرها - محمدها و عباس های زیادی آمدند و همه چون من و شما فقط آنها را نقد کردیم . فارغ از اینکه آنها داوطلبانه و عاشقانه آمدند و بقدر توانشان باری را از نقطه ای به نقطه دیگر بردند حال برخی بلند کردند برخی کشیدند و برخی هم زور زدند اما جابجا نشد اما آمدند و سعی خویش را کردند کدام بار رسم مان براین بود که وقتی یکی داشت می رفت مجلس خداحافظی آش برایش خاطره ای خوش باشد کدام بار خالصانه تقدیرش کردیم و از تلاشش هرچند ناچیز تشکر نمودیم که نسل بعد از او به حضوری قدرتمند مطمئن شود همیشه شاه قبل را سنگ زدیم به امید شاه خوب بعدی جالب که شاه جدیدهم همراه با ما به قدیمی سنگ زد او را نواخت . ما برای داشتن جمع های مدنی و تشکیلات مردمی آمادگی نداریم و تلقی صحیحی از انجمن ها نداریم عباث ها ممنونیم