نانگاپاربات زمستانی، تلاش برای کسب افتخار ملی یا دستیابی به آرزوهای شخصی؟!

کمتر از یک هفته دیگر، تیم 3 نفره کوهنوردان ایرانی متشکل از محمود هاشمی، ایرج معانی و رضا بهادرانی تلاش خود را جهت صعود زمستانی نانگاپاربات آغاز خواهند کرد. این طرح تلاش سخت و دشوار زمستانه در میان اکسپدیشن های مختلف توانست نظر کمپانی لوازم کوهنوردی میلت را جلب کند و از حمایت آن برخوردار گردد.
این روزها و با نزدیک شدن به زمان مراجعت تیم به منطقه بحث جدیدی پیرامون تامین بخشی از هزینه های مالی برنامه مطرح شده است. هر ایرانی 10 هزار تومان به این تیم کمک کند!
در نفس عمل هیچ مشکلی نیست. در تمام دنیا چنین حرکتهایی انجام می شود، حمایتهای مردمی همواره بخشی از هزنیه ها را تامین می کند. اما آنچه در مورد این تیم قضیه را متفاوت می کند چند دلیل عمده دارد!
نخست؛ نفرات این تیم به نظر من (دقت کنید به نظر من!) از صداقت کافی برخوردار نبوده اند و در طول این سالهایی که از آنها در خصوص صحت و سقم صعودهایشان سوال شده، پاسخی به روشنی ارائه نکرده اند.
دوم؛ هیچ کدام از تمرینات، نوع برنامه ریزی، نوع مسیر و اسپانسرهایشان تا این لحظه مشخص و شفاف نیست!

سوم؛ این حرکت در راستای چه چیزی صورت می گیرد؟ دست یافتن به آرزوها و آمال شخصی؟ در این صورت جامعه چرا باید در تحقق این رویا که هیچ چیز آن شفاف نیست کمکی کند و فردا روز اگر دیگرباره حادثه ای چون برودپیک روی دهد مسئولیت این حرکت بر عهده چه کسی یا کسانی است؟ برودپیک را بیاد بیاورید! بعد از حادثه یکی از اصلی ترین بحث ها وجود مشکل مالی اعضای تیم بود. با توجه به این تجربه آیا به صلاح است چنین برنامه ای با وجود مشکل مالی صورت پذیرد؟ یا اگر مشکل مالی وجود ندارد، درخواست کمک برای چیست؟ داشتن یادگاری؟!!

و یا اینکه برنامه برای کسب افتخار برای کوهنوردی ایران اجرا می شود؟
آیا کوهنوردی ایران از همه جهات به خواسته ها و اهداف خود رسیده است و فقط چنین حرکتی را در کارنامه خود کم دارد؟ صرف چنین هزینه گزافی که معلوم نیست خروجی آن چه خواهد بود و چه دستاوردی خواهد داشت در این مقطع زمانی و آمار بالای حوادث در موج نوی کوهنوردی ایران ضرورتی دارد؟ آیا نمی توان چنین هزینه ای را برای کوهنوردی مهجور مانده ایران و برای پرورش استعدادهای این ورزش که تعداد آنها کم نیست و بخاطر مشکل مالی از ادامه این روند بازمانده اند صرف نمود؟
اینها گوشه ای از سوالاتی است که ذهن مرا به خود مشغول ساخته. سوالاتی که طرح آنها در چنین مقطع زمانی موج تهمت ها و توهین ها را دیگربار به سوی من روان خواهد کرد. باکی نیست. تاریخ خود قضاوت خواهد کرد.
محمود هاشمی وایرج معانی هیچگاه در زمره دوستان من نبوده اند اما این دلیلی نیست بر اینکه نگرانشان نباشم و دغدغه ام را عنوان نکنم و چون بسیاری دیگر از دوستانم چشم بسته بر طبل حمایت بکوبم و به عواقب آن فکر نکنم!

من اما با همین چشمان غیر مسلح و معمولی ام  مثل کودکی ساده ، در جایی که دیگران برای پادشاه هلهله می کنند و از قهرمانی هایش می گویند  خیلی ساده چشم می گشایم ومی بینم که «پادشاه لخت است» و این را گاهی توی یادداشت هایم! می نویسم.

به امید سلامت! و موفقیتشان.
با دوستی.

احسان بشیرگنجی

15 دی ماه 93

/ 14 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل کوه

سلام آقا احسان با نظر آقای فرهادی موافقیم تیم نانگا نه خبر صعود خود را اعلام کرد و نه از کسی کمک خواست ، در واقع این سایتهای خارجی بودند که از چنین صعودی ما را آگاه کردند ، چه این کمک مردمی انجام بشه چه نشه ، تیم خواهد رفت و خوبه که با انرژی مثبت راهی بشن از صمیم قلب برای سلامتی و موفقیت اونها دعا می کنیم

امير حسين ناظمي

كسب افتخار ملي براي اين سه نفر از نظر من فقط يك لطيفه است...! اين سه نفر در صعود هاي قبلي خود صداقت نشان نداده اند. برنامه ي ماكالو دوستان را فراموش نكرده ام. آن فضاحتي كه به بار آوردند. دروغي بس بزرگ كه جامعه ي كوه نوردي هنوز از زخمش مي رنجد. محمود هاشمي و ايرج معاني از نظر بنده دروغ گو هستند و دروغ گو در جامعه ي انساني جايي ندارد. دروغ گويي صفت بسيار زشتي است كه متاسفانه در ايران ما به فرهنگ تبديل شده. من هرگز سخنان يك يا چند شخص دروغ گو را باور نمي كنم.

ولی پورهمدانی

کارنوانجام دادن وسدشکستن کارهرکسی نیست...همین که اسم یک تیم ایرانی درکنارتیمهاوکوهنوردان مطرح دنیابرای انجام کاری بزرگ قرارگرفته قابل تقدیره...به امیدسلامتی وروزهای طلایی برای این بچه ها.....

نیما محمدی

آقای ناظمی عزیز. با تشکر از نظر کارشناسی شما ولی اگر در میان لطیفه هاتون کمی هم اخبار کوهنوردی رو دنبال میکردید متوجه میشدید ایرج معانی فقط تا کمپ دوم ماکالو صعود کرده و به دلیل سرماخوردگی شدید از ادامه صعود انصراف داده. دوست من حدقل نیم ساعت زمان بگذار، مطالعه کن و بعد دیگران رو متهم کن. شما یک عذر خواهی به آقای معانی بدهکارید.

آنا

سلام احسان. ببخشید بدلیل مشغله زیاد نتونستم سری به اینترنت بزنم و شرمندت شدم. برخلاف نظر آقای فرهادی به نظر من حتی "اگر" این کمک به درخواست آنها نبوده باشد دلیل بر تبرئه آنان نیست. برنامه ایشان فقط صعود قله نیست. برنامه از زمانی که در جمع خصوصی خود تصمیم به اجرای آن گرفتند شروع شده و تا روزی که به کشور بازگردند و گزارش کار خود را ارائه کنند خاتمه نخواهد یافت. اسپانسرینگ و تامین مالی و کمک های مردمی و ایجاد شفافیت و پاسخگویی و احساس مسئولیت در قبال احساسات و حمایت های عموم کوهنوردان هم جزئی از وظیفه ایشان است. اگر حرکتی بر خلاف منافع مالی شان به جریان می افتاد همچنان خود را مبرا میکردند؟ اگر اینقدر مستقل و بی نیاز هستند پس این استمداد ملی چه معنی ای دارد؟ و برعکس اگر اینقدر نیازمند هستند که به استمداد مردمی روی آورده اند بهتر است همین الا برنامه را کنسل و در زمان مناسبتری اجرا کنند تا خدای نکرده حوادث ناگوار گذشته (که بخشی از آن به دلیل کمبود امکانات بوده ) تکرار نشود. در مورد عدم صداقت با تو موافقم. ضمن احترام به این سه کوهنورد گرامی فکر میکنم بیشتر از آنچه طلبکار جامعه کوهنوردی باشند ، بدهکار هستن

آنا

(ادامه) صعودهای پی در پی به قلل هشت هزار متری که با حمایت فدراسیون و با مجوز و شورا که همگی منجر به شهرت ایجاد یک منبع مالی و اعتماد به نفس بیشتر در خودشان شده ، چه عایدی برای کوهنوردان و علاقمندان و منافع ملی داشته است؟ باتمام این اوصاف امیدوارم این دوستان کوهنورد در برنامه پیش رو اول با موفقیت و دست پر برگردند و سپس کاستی های خود در این موارد را جبران کنند.

رامین شجاعی

سلام احسان جان در درجه اول خوشحالم که نقد و نظرت رو الان مطرح کردی. نگذاشتی مثل بعضی آدمهای فرصت طلب ببینی برنامه به کجا میرسه و بعد نظرت رو بگی. به عقیده من کوهنوردی و فعالیت های مشابه در درجه اول به دلیل عشق و علاقه شخصی صورت می گیره. برای اینکه کسی به این مرحله برسه باید سال ها کوه رفته باشه و سخت تمرین کرده باشه. در سالهای اول قاعدتا کسی نمی تونه اهدافی مثل "کسب افتخار برای کوهنوردی کشور"، "کسب شهرت"، "رسیدن به مال و منال"، یا حتی "پست و مقام" و از این قبیل داشته باشه و فقط به دلیل علاقه شخصی کوهنوردی میکنه. تازه وقتی کوهنورد به مراحل بالا میرسه می تونه در مورد این مسائل فکر کنه. اتفقا به نظر من در این بین "علاقه شخصی" از همه اونها والا تره. اما اینکه من و تو یا بقیه اعضای جامعه از این صعود احساس افتخار می کنیم یا نه لزوما ارتباطی به اونها نداره. حتی اگه اونها یکی از اهدافشون رو کسب افتخار ملی اعلام کنند به این معنی نیست که برای همه افراد این موضوع مصداق داشته باشه. به همین ترتیب اگه کسی به هر دلیلی نخواد به اونها کمک مالی کنه هم هیچ کسی نباید متوقع باشه.

رامین شجاعی - 2

اشاره ای هم داشتی به مسائل مالی و حادثه برودپیک. اتفاقا نکته جالبی رو مطرح کردی. بگذریم که بالاخره هیچ کسی نگفت برنامه ما چه چیزی کم داشت که علت اون مسائل مالی بوده باشه. و محدود شد به حدس و گمان های بی پایه ای در این مورد که چون بچه ها دغدغه مالی داشتند با روحیه خراب وارد برنامه شدند یا می خواستند هر طور شده برنامه رو اجرا کنند. حالا من می پرسم بچه های نانگاپاربات چقدر باید پول داشته باشند تا بتونن جلوی هر حادثه ای رو بگیرن؟ این فهرست رو در نظر بگیر: استخدام یک پزشک برای حضور در کمپ اصلی به مدت 2 ماه. استخدام شرپا (4 شرپا؟ 20 شرپا؟) طناب ثابت، کپسول اکسیژن، آخرین مدل های وسایل ارتباطی، آخرین مدل های پوشاک و لوازم فنی پول برای تعداد نامحدود پرواز هلی کوپتر برای جستجو، نجات، کمک رسانی، یا حتی پرتاب مواد منفجره برای ریزش عمدی بهمن. (توضیح اینکه هر پرواز حدود 30 هزار دلار هزینه داره). تامین هزینه های شخصی و تمرینات یک تا 3 سال قبل از برنامه و چند ماه بعد از برنامه (تا اعضا تیم بتونن تمام وقتشون رو صرف تمرین کنند و هیچ دغدغه مالی نداشته باشند) اجرای چندین برنامه تمرینی و آموزشی در اروپا و هیمالیا زیر نظر مربیان

رامین شجاعی - 3

اجرای چندین برنامه تمرینی و آموزشی در اروپا و هیمالیا زیر نظر مربیان طراز اول دنیا که تجربه زمستانی هیمالیا دارند (مثل دنیس اروبکو یا سیمون مورو) به این فهرست همینطور میشه اضافه کرد و هزینه ها رو بالا برد. با یک تخمین سر انگشتی یعنی اینکه این سه نفر باید بین 500 هزار تا یک میلیون دلار برای این برنامه پول داشته باشند. عدم وجود هر کدوم از این امکانات هم ممکنه نتیجه غیر قابل جبرانی داشته باشه. و بعد از برنامه هم میشه نداشتن اونها رو عامل حادثه دونست.